محمود دولت‌آبادی، رمان‌نویس:

پیشنهادم «دستار رودکی» به جای «پهنه رودکی» است

سوتیتر: به سمت زندگی‌گرایی راه بیاید با آن موافقم. به همین دلیل نیز با ایجاد نقطه‌ای از شهر به نام رودکی، موافقم.
 

سوتیتر: اینکه نظر اهل هنر و فرهنگ را نیز درباره این تأسیس جویا می‌شوند، امیدبخش است. اینکه اهل تئاتر و موسیقی هم در آنجا حضور پیدا کنند و با هم در پیوستگی باشند، جای خوشحالی دارد.
احمد شاملو درباره رمان او صفت «رشک‌انگیز» را به کار می‌برد. صاحب رمان 10 جلدی «کلیدر» می‌گوید: «اگر با من مشورت می‌کردند، به جای «پهنه رودکی» «دستار رودکی» را به مسئولان پیشنهاد می‌کردم. گفت‌وگوی کوتاه اما خواندنی ما را با «محمود دولت‌آبادی»، نویسنده رمان‌ «جای خالی سلوچ» و خالق شخصیت‌هایی چون «گل محمد»، «بیگ محمد»، «خان محمد»، «بابقلی بندار»، «ستار پینه‌دوز» و... را درباره راه‌اندازی بزرگ‌ترین پروژه فرهنگی تهران به نام پهنه رودکی بخوانید.
نظرتان درباره تأسیس پهنه رودکی چیست؟
اگر با من مشورت می‌کردند، نام دیگری روی این طرح می‌گذاشتم. واژه ترکیبی یا بهتر بگویم نامگذاری پیشنهادی‌ام «دستار رودکی» بود که هم به معنای سربند و هم به معنی سفره رودکی است. معمولاً واژه «پهنه» برای بخشی از زمین در بیابان یا تکه زمینی وسیع به کار می‌رود. این در حالی است که بخشی از مرکز شهر، یعنی از تئاتر شهر تا تالار وحدت که قرار است به محلی برای ارتباط هنرمندان و اهل موسیقی و تئاتر تبدیل شود، از قضا پهن نیست و خیابان‌های دور و اطرافش یعنی نوفل لوشاتو، شهریار، رازی و حافظ، آنجا را به منطقه و محله‌ای پیچ در پیچ تبدیل کرده‌است.
چرا دستار رودکی؟
چنان که گفتم دستار به 2 معنی سفره و سربند است. چون قرار است در آنجا مغازه‌ها و نوشابگاه‌هایی هم تدارک دیده شود؛ من همین نام را پیشنهاد می‌دادم.
چه خاطراتی از تئاتر شهر دارید؟
پیش از انقلاب، من در گروه‌هایی از نمایش و تئاتر کار می‌کردم اما در «تئاتر شهر» جایی به ما نمی‌دادند. تنها یادم هست که یکبار به سالن «2 شهریور» رفتیم و بس. تئاتر شهر به عبارتی ویژه طبقه خاصی می‌شد که جزو طبقات اعیان به‌شمار می‌رفت و به اصطلاح همان دوره، اشراف محسوب می‌شد. تئاتر شهر و تالار رودکی در زمان پیش از انقلاب هم همین‌گونه بود اما جایی از تالار رودکی را که تبدیل به سالن نمایش کرده‌اند، مرکز دکور رودکی بود و در عین حال ما هیچ‌گونه راهی به آنجا نداشتیم. باور کنید که در همه عمرمان فقط یک نمایش آنجا اجرا کردیم. به آن سالن‌های تئاتر، حتی تا سال‌ها پس از انقلاب نیز راهی نداشتیم. من مسئول سندیکای تئاتر بودم و 10 شب جشنواره تئاتر ایران را در «لاله‌زار» برگزار کردیم. ما و امثال ما فقط به لاله‌زار می‌توانستیم راه داشته باشیم و بس.
نظرتان درباره چنین طرحی چیست؟
هر رفتار، اقدام و گام اجتماعی که از مرگ‌اندیشی فاصله بگیرد و به سمت زندگی‌گرایی راه بیاید با آن موافقم. به همین دلیل نیز با ایجاد نقطه‌ای از شهر به نام رودکی، موافقم. اینکه در منطقه 11 قرار است پهنه رودکی تأسیس شود، خبر خوشایندی برای اهل هنر و فرهنگ است. به گمانم اینکه وقتی برخی مردم تا صبح در این بخش از شهر، با هنرمندان و هنرشناسان در ارتباط باشند، خوب است. اما اینکه نظر اهل هنر و فرهنگ را نیز درباره این تأسیس جویا می‌شوند، امیدبخش است. اینکه اهل تئاتر و موسیقی هم در آنجا حضور پیدا کنند و با هم در پیوستگی باشند، جای خوشحالی دارد. البته وقتی این قسمت تبدیل به پیاده‌راه می‌شود باید جایی هم برای پارک خودروها در نظر گرفت. هرچه بیشتر به سمت هنر و زندگی برویم، من با آن موافقم.

تبلیغات فرهنگی

معرفی کتاب

  • همایش بازنمایی فضاهای شهری در هنر و ادبیات مجموعه مقالات به کوشش: معاونت برنامه ریزی و توسعه سازمان زیباسازی شهر تهران سال چاپ: 1392   امروزه فضای شهری به عنوان فضایی واسط میان دنیای درون…
معرفی کتاب و انتشارات سازمانی

آمار و اطلاعات

نگارخانه