لوریس چکنواریان، رهبر سابق ارکستر سمفونیک تهران و ساکن قدیمی محله منوچهری از حال و هوای پهنه رودکی در 70 سال گذشته می‌گوید:

سوپرمارکت رو باز منوچهری

خاطره‌ها مانند فیلم، چند ثانیه در ذهن این موسیقی‌دان برجسته بین‌المللی جان می‌گیرند و او با یاد‌آوری هر خاطره، گویا دوباره به همان روز‌ها پا می‌گذارد. خاطره حضور چرخ‌های طحافی از آن دست تصویرهای ماندگار ذهن چکنواریان است که برایمان بازگو می‌کند: «در خیابان منوچهری و لاله‌زار نو، یک سوپرمارکت روباز داشتیم. خیابان پر بود از گاریچی‌هایی که میوه، سبزی و مایحتاج اولیه را می‌فروختند. یادم هست که بسیاری از خانم‌های ارامنه از همان آپارتمان‌های چند طبقه از گاریچی‌ها خرید می‌کردند. نکته جالب اینجا بود که سطلی را به طناب می‌بستند و از بالا برای قرار دادن اقلام مورد نیازشان پایین می‌فرستادند و گاهی این میان سر قیمت با فروشنده‌ها چانه می‌زدند.»
 

حکایت تهیه آب شرب مصرفی بخش دیگری از خاطرات استاد است که در این‌باره می‌گوید: «اغلب با گاری از جنوب شهر برای اهالی آب می‌آوردند. هفته‌ای یکبار همراه خانواده حمام می‌رفتیم. همسایه‌های خوب و مهربانی داشتیم. به یادم است در نوجوانی جزو گروه «پیش‌آهنگی» بودم و زمانی که زلزله «بوئین زهرا» رخ داد و مرحوم «تختی» از مردم، برای کمک به مردم زلزله‌زده، پول جمع می‌کرد من نیز به پیروی از این حرکت، همراه با دوستان و گروه پیش‌آهنگی که داشتیم برای کمک به زلزله‌زده‌ها پول جمع‌آوری کردم و در این راه اهالی حسابی کمکمان کردند.»
به گفته چکنواریان، محدوده منوچهری، لاله‌زار و خیابان فرانسه، مهد ادیان مختلف بود. در همسایگی ما مسجد، کلیسا و آتشکده بود و همه با صلح و صفا در کنار هم زندگی و هرکدام در مناسبت‌های مذهبی و دینی، مراسم‌ خود را اجرا می‌کردیم. هنوز هم برای من خاطره جشن‌های میلاد حضرت مسیح(ع) و شب‌عید پاک که کل خیابان منوچهری و فرانسه بسته می‌شد، زیبا و به یادماندنی است. عزاداری مسلمانان در ایام محرم که در این مراسم به ارامنه آب می‌دادند، یکی از اتفاق‌های رمانتیک زندگی‌ام است.»
«برادوی» تهران
همسفر با خاطرات این نویسنده و نقاش 82 ساله، به روزگار جوانی‌اش و ظهور نخستین‌ها در شهر تهران، به‌ویژه محدوده راه‌اندازی پهنه رودکی رسیدیم. استاد از کافه «نادری» و حال و هوای آن یاد می‌کند: «راه‌اندازی کافه نادری فرصت خوبی برای جمع شدن روشنفکران دهه 20 و 30 شد. این کافه پاتوق بسیاری از هنرمندان، نویسندگان، اندیشمندان و حتی سیاستمداران روز شد. تالار «وحدت» که در ابتدا «رودکی» نام داشت، یک ساختمان قدیمی و 2 طبقه و هنرستان موسیقی بود که توسط «اوژن آفتاندلیانس» براساس نمونه اپراهای وین ساخته شد. من در همین هنرستان درس خواندم. در همین تالار کنسرت‌های سمفونیک زیبایی با حضور هنرمندان مطرح خارجی و ایرانی اجرا می‌شد. 3 دوره از بخش مهم زندگی‌ام در تالار مشغول کار بودم. نخست در کسوت دانش‌آموز، مرحله دوم به‌عنوان مدرس و در مرحله سوم به‌عنوان مدیرارکستر سمفونیک بودم، که گروه درجه یکی را هم داشتیم. محدوده حافظ و خیابان فرانسه پر بود از اپرا و سالن‌های موسیقی. خاطرم است یکی از این اپراها یک گروه 100 نفری داشت. پیش از جنگ جهانی آلمانی‌ها در خیابان فردوسی یک سالن اپرای فوق‌العاده‌ای را ساخته بودند و من در زمان ساخت این ساختمان چند باری به آن سرک کشیدم. فضای بی‌نظیری بود. اما متأسفانه پس از چند سالی که به «وین رفتم» و دوباره به ایران برگشتم این بنا خراب شده بود و جای آن بانک «ملی» ساخته بودند. از دست رفتن این ساختمان هنوز یکی از افسوس‌های من است.»
به تعبیر این هنرمند به سبب وجود سالن‌های تئاتری معروف، سینماها، کافه‌ها و مغازه‌های مختلف و تردد هنرمندان، حال و هوای این بخش از تهران را به کلی تغییر یافته بود و محدوده لاله‌زار و اطراف آن چیزی شبیه «برادوی» محله نیویورک بود و همین ویژگی تهران را تبدیل به شهری زیبا، آرام و دیدنی برای همه و حتی توریست‌های خارجی کرده بود.
اصل 4 در کوچه گوهرشاد
در سال‌های اولیه قرن حاضر، از خیابان‌های دروازه دولت تا سر حافظ، جمهوری، فردوسی و سعدی محدوده فرهنگی و هنری ایران محسوب می‌شد تا دلتان بخواهد در این محدوده پر از فروشگاه‌ها و مغازه‌های فروش محصولات هنری مانند ابزار و‌آلات موسیقی بود. به گفته این استاد موسیقی، موسسه «اصل 4» انتهای کوچه گوهرشاد حوالی چهارراه اسلامبول و خیابان نادری یکی از موسسه‌های بی‌نظیر آموزش موسیقی برای علاقه‌مندان یادگیری به هنر موسیقی بود. او در این‌باره می‌گوید: «قدیما که خبری از اینترنت و ابزار اطلاعاتی قوی برای کسب اطلاعات از اخبار روز دنیا نبود، در این موسسه اغلب فیلم‌های مختلفی از جدید‌ترین اجراهای اپرا و موسیقی سراسر دنیا برای علاقه‌مندان به هنر موسیقی عرضه می‌شد. به همین دلیل، موسسه مزبور میان موسیقیدانان و علاقه‌مندان این هنر بسیار معروف و پر مشتری بود.»
حمایت در صورت همکاری
راه‌اندازی پهنه رودکی در محدوده مرکزی پایتخت یکی از طرح‌هایی است که شهرداری تهران با هدف اعتلای فرهنگ و هنر و جذب گردشگر به‌زودی در مناطق 6،11 و12 اجرا می‌کند و بی‌شک این محدوده در پی اجرای طرح از شب‌مردگی نجات پیدا می‌کند و فرصت خوبی برای دوستداران فرهنگ و هنر و آشنایی نسل جدید با هنرمندان فراهم می‌شود. به باور استاد چکنورایان، این طرح در صورت عملی شدن و توجه به زیرساخت‌های فرهنگی آینده روشنی پیش‌رو خواهد داشت. او حتی آمادگی خود را برای همکاری با این طرح، در صورت دریافت حمایت‌های لازم اعلام و در این‌باره ماجرای جالبی را تعریف می‌کند: «وقتی پس از چند سال زندگی در خارج از کشور به وطنم بازگشتم، شخص عزیزی برای راه‌اندازی آکادمی موسیقی، مبلغی را به من پرداخت کرد و من خانه‌ای مقابل قنادی «آق بانو» خریداری کردم. قصدمان این بود زمانی این مکان تبدیل به موزه «موسیقی» شود. اما متأسفانه کار پرداخت پول را به آقایی واگذار کردند و من از مبلغ تعیین شده، نصف پول را دریافت کردم. همه سرمایه شخصی‌ام را صرف خرید سازهای موسیقی و تعمیر آپارتمان مورد نظر کردم اما متأسفانه کار با شکست مواجه شد و همه سرمایه‌ام را از دست دادم و مجبور شدم برای پرداخت بقیه پول خرید ساختمان، ساختمان را بفروشم. اگر شهرداری امکان برگرداندن آن ساختمان را برایم فراهم کند، بی‌تردید برای راه‌اندازی یک آکادمی موسیقی در این پهنه همکاری می‌کنم.»
پرهیز از نگاه بازاری و آینده‌نگری
توجه به مسائل فرهنگی و اجتماعی پهنه و تأمین نیازهای فرهنگی شهروندان از دیدگاه ‌‌لوریس چکنواریان از مهم‌ترین نکاتی است که خوب است در راه‌اندازی پهنه رودکی مد نظر باشد. او در این‌باره چنین توضیح می‌دهد: «نسبت به اجرای چنین طرح‌هایی نباید نگاه بازاری داشته باشیم. باید هزینه‌ها را در راه سرمایه‌گذاری فرهنگی صرف کنیم تا طرح موفقی برای مخاطب به‌ویژه جذب توریست‌ جماعت ارائه شود. صرف اینکه فضای زیبا یا ساختمانی آنچنانی در این محدوده بسازیم، معیار یا ملاک نیست. برای اجرای طرح پیش از هر چیزی یک کمیسیون فرهنگی تشکیل دهند و همه جوانب فرهنگی و اجتماعی طرح را مورد بررسی قرار دهند. اینکه این طرح باید با حضور چه کسانی و به چه منظوری اجرا شود و یا اینکه در گذر‌های فرهنگی آیا پیش‌بینی شده چه کسانی باید حضور داشته باشند و چه افرادی در محدوده باید در رفت‌وآمد باشند. اگر چنین نباشد و برنامه‌ریزی بی‌هدف باشد، طرح نتیجه معکوسی پیدا می‌کند.»

تبلیغات فرهنگی

معرفی کتاب

معرفی کتاب و انتشارات سازمانی

آمار و اطلاعات

نگارخانه