محمودی: دعوت به رقابت ویژگی مهم دوسالانه مجسمه‌های شهری است

سعید محمودی از هنرمندان حاضر در پنجمین دوسالانه مجسمه‌های شهری، دعوت جدی هنرمندان مجسمه‌ساز برای رقابت در این رویداد هنری را یکی از ویژگی‌های مهم آن دانست.
 

به گزارش روابط عمومی سازمان زیباسازی شهر تهران، سعید محمودی با اشاره به اینکه سطح کیفی آثار پنجمین دوسالانه مجسمه‌های شهری نسبت به دوره‌های قبل بسیار بهتر بود، گفت: به نظر من دوسالانه یک رویداد مهم در عرصه هنر مجسمه‌سازی شهری است زیرا به طور جدی هنرمندان این عرصه را دعوت به رقابت می‌کند و فضای مورد نیاز را در اختیار هنرمندان به خصوص جوان‌ترها قرار می‌دهد.
وی افزود: با این وجود من فکر می‌کنم که اگر آثار کمتر و با کیفیت بیشتری دیده می‌شد، سطح دوسالانه خیلی بیشتر از اینها افزایش می‌یافت یعنی اگر شاهد تعداد کمتری از این آثار به نمایش درآمده اما با کیفیت‌تر بودیم خیلی بهتر بود.
این هنرمند تصریح کرد: از نگاه من برگزاری پنجمین دوسالانه مجسمه‌های شهری چه به لحاظ برنامه‌ریزی و چه سایر بخش‌ها خیلی بهتر از دوره‌های قبل بود و دوسالانه به صورت کلی سطح کیفی خوبی داشت اما امیدوارم در دوره‌های بعدی شاهد گزینش بسیار بهتر از این دوره و آثار خیلی با کیفیت‌تر باشیم.
این هنرمند درباره 2 اثر خود در پنجمین دوسالانه مجسمه‌های شهری توضیح داد: «گذرگاه» یکی از آثار ارسالی من به دوسالانه بود. در واقع درون این اثر همه چیز از یک جرقه آغاز می‌شود. جرقه‌ای که منبع انرژی هستی یا شاید وحدت بخش کائنات است. اما همین جرقه، ثمره تجمع نقاط (در یک بستر مکانی و زمانی) در عالم محسوسات است. به این معنا که نقطه آغاز و پایان آن نامعلوم است ولی کارکرد آن جرقه همچون یک گذرگاه آئینی، آن هم برای هستی بخش کردن لحظه‌ای ناب است. گذرگاهی که انسان را در انسان و هر دوی خویشاوندان‌اش را در تکثر زمان، آن هم در مکانی به غایت مقدس تجمیع می‌کند تا شاید انسان دور مانده از اصل خویش، چشم در چشم، آن هم به سان یک سیمرغ، خود و محیطش را، در صورت غایی هدفی مشخص بیابد و پرواز کند.
محمودی در مورد اثر دوم خود توضیح داد: جهان ما تعلق خاطر ویژه‌ای به پارادوکس‌ها دارد. آنچنان که در مسیر رفتنش تنِ خود را به سان یک لحظه، به زمان لایتغیر پر تکرار می‌سپارد. جهانی که پویایی وحرکتش را از قربانی کردن سکون و تاریکی، به کنایه گرفته است. آنچنان که در قربانی کردن شادی و کشف، لذتِ آفرینش و تخریب، توقف را می‌یابد. جهانی که در هم‌زمانی امری ممکن در دل امری ناممکن زائیده و تناور می‌شود. باید اعتراف کرد به جهانی که تخریب و حرکت جزو لاینفک وجودی‌اش است؛ به این معنا که انسان در جهان ناچیزها می‌چرخد و می‌چرخد تا از نبودِ یک چیز، چیزهایی را در بودِ همان نابودها مستحیل سازد؛ آن هم برای زیستن، برای آفرینش لذت. لذتی که در تکاپوی یک شام آخر، گزافش را بر مدامش چیره کرده است. این چنین است که به یکباره گِرد یک مکان خلاء‌گونه، شادی و فراغ، ناله و فریب و درد و تسکین را میآفریند. تا بدین وسیله مفاهیم زیستن خویش را التیام بخشد. برای همین است که می‌بایست گفت: زندگی و گذر عمر، زایش سکون زمان است در آئینه توقف؛ آئینه‌ای که جز ممنوعیت، پراکندگی و چرخش اعتیادآور، توقف‌گاه دیگری بوجود نیاورده است. باشد که توقف، خود شروع زایشی نو باشد.
پنجمین دوسالانه مجسمه‌های شهری تهران از ۱۸ آبان تا ۵ دی ماه در گالری موسسه فرهنگی هنری صبا فرهنگستان هنر برگزار شد.

تبلیغات فرهنگی

معرفی کتاب

معرفی کتاب و انتشارات سازمانی

آینه رسانه ها

آینه رسانه ها

نگارخانه