حسین دوپیکر: تلاش کردم صلابت و استواری را در پرتره کریم پیرنیا نشان بدهم

دوپیکر گفت: حسین پیرنیا انسان بسیار افتاده ای بود و من در پرتره ای که از او ساختم، تلاش کرده ام استواری و صلابتی که در آثار او شاهد هستیم را در پرتره اش نیز نشان بدهم.
 

به گزارش روابط عمومی سازمان زیباسازی شهر تهران،حسین دو پیکر که پرتره کریم پیرنیا را در دومین سمپوزیوم مجسمه سازی مفاخر معاصر ساخت، گفت: من تاکنون در پنج سمپوزیوم مجسمه سازی شرکت کرده ام و شرکت در سمپوزیوم کمک می کند تا با تکنیک و شیوه کار همکارانم آشنا شوم. از آشنا شدم با تکنیک سایر همکارانم واقعا لذت می برم. حضور در این رویداد بر روند کارهای من بسیار تاثیر گذاشته است.
او درباره اهمیت برگزاری سمپوزیوم مجسمه سازی که به مفاخر معاصر اختصاص پیدا کرده است، گفت: سال ها پیش از برگزاری این رویداد همیشه با خودم فکر می کردم که ما در تاریخ مان شخصیت های بسیار بزرگی داریم که برسرنوشت ما بسیار تاثیر گذاشته اند، اما متاسفانه کم پیش آمده که مقام آن ها را ارج بنهیم.
دوپیکر ادامه داد:برگزاری سمپوزیوم مجسمه سازی مفاخر معاصر کمک می کند تا با ساخت پرتره این شخصیت ها زمینه ای فراهم شود تا به یاد بیاوریم چه مفاخری در سرزمین مان داریم و این پرتره های یادمانی کمک می کنند تا تلاش های این شخصیت ها در گذر زمان به فراموشی سپرده نشود.
او درباره حسین پیرنیا که مجسمه اش را در دومین سمپوزیوم مفاخر معاصر ساخت گفت: از کریم پیرنیا به عنوان پدر معماری سنتی ایران یاد می کنند. در دورانی که هنرستان می رفتم، برخی از کتاب های او را مطالعه کرده بودم.
دوپیکر افزود:حسین پیرنیا، 73 سال عمر کرد اما با چند عکسی که از او در اختیار داشتم. پرتره پیرنیا را در محدوه سنی 50 تا 58 سالگی ساختم. همان طور که از پیش تا حدودی پیرنیا را می شناختم این سمپوزیوم موجب شد که بیشتر به او نزدیک شوم تا بتوانم پرتره اش را بسازم.
به گفته دو پیکر، محمدکریم پیرنیا پدر معماری سنتی ایران است. او با رها کردن دانشکده و کسب دانش از پیرمردهای زنده‌ای که به قول خودش هریک به اندازه دانشگاهی، علم و هندسه و هنر داشتند، به نامی ماندگار در هنر معماری ایران تبدیل شد. پیرنیا در طراحی المان‌های سنتی معماری ایران استعداد زیادی داشت.
دوپیکر درباره مواردی که برای ساخت مجسمه شخصیت فرهنگی و هنری به آن توجه دارد گفت: من برای ساخت مجسمه شخصیت های فرهنگی و هنری مدتی با آثارآن ها زندگی می کنم و تلاش می کنم که با احوالات و روحیات آن ها آشنا شوم و براساس این موارد سعی می کنم مجسمه آن ها را بسازم.
دوپیکر گفت: من از 14 سالگی نزد یکی از استادان مجسمه ساز بومی تربیت حیدریه کار کردن با چوب را فرا گرفتم و با چوب مجسمه می ساختم. هنر در خانواده ما موروثی است پدرم ساز می زد. صدای خوبی داشت و مادرم نقشه فرش می کشید و فرش می بافت.
او ادامه داد:در دورانی که هنوز دانشگاه نرفته بودم، بیشتر مجسمه های فیگوراتیو می ساختم و چون در دوره ای اسب هم داشتم، بیشتر فیگور اسب می ساختم. از دوران کودکی پدرم هر شب برای ما شاهنامه می خواند و رخش و سیمرغ از شخصیت های شاهنامه هستند که بارها پیکره آن ها را ساخته ام. به باور همه، رخش اسب رستم است اما رخش در واقع نماینده انسان کامل است که با راهنمایی او رستم بسیاری از مراحل را طی می کند. فیگور اسب را در سال های اخیر با فلز کار کرده ام، فلز با سوژه های اسطوره ای ارتباط تنگاتنگی دارد.

تبلیغات فرهنگی

معرفی کتاب

  • خیابان ایران‌زمین، بلوار اندرزگو، کمی بالاتر از میدان کاج و چند جای دیگر. ماجرا ساده بود: انتخاب یک مسیر مشخص،چرخیدن چندباره به دور همان مسیر در میان انبوه ماشین‌هایی که به همین منظور آمده بودند.…
معرفی کتاب و انتشارات سازمانی

آمار و اطلاعات

نگارخانه