کامران افشار نادری:

به جای باغ‌های تهران پارک نسازیم

دومین جلسه از نشست‌های تخصصی ششمین بی‌ینال مجسمه‌های شهری تهران با موضوع «منظر شهری و هویت شهری» عصر روز سه شنبه 10 مهرماه در سازمان زیباسازی شهر تهران و با سخنرانی کامران افشار نادری و حمید شانس برگزار شد.
 

به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل سازمان زیباسازی شهرتهران، در این نشست نخست کامران افشار نادری، با نمایش تصاویری از نمونه‌های معماری ایران و جهان، تلاش کرد رابطه میان منظر شهری و هویت شهر را تشریح کند. او در بخشی از سخنان خود گفت: معماری و مجسمه‌سازی به هم بسیار مرتبط هستند. لوکوربوزیه یکی از نخستین کسانی است که شناختم که وقتش را بین نقاشی، معماری و مجسمه‌سازی تقسیم کرده بود.
او سپس با نمایش آثاری از هنرمندان در زمینه معماری، مجسمه‌سازی، چیدمان و اینستالیشن به معرفی این هنرمندان و نگاه آنها به این دو هنر پرداخت.
این هنرمند معمار گفت: منظر شهر چیزی است که بیرون ساختمان‌ها اتفاق می‌افتد و به یکباره قابل درک نیست. بلکه مجموعه‌ای از تصاویر و اتفاقات است. منظر شهری جزوی از بخش بزرگ‌تری است که می‌توان به آن گفت اتمسفر. مثلا در شهری مثل هنگ کنگ شما فقط نمای ساختمان‌ها را نمی‌بینید. چیزهای دیگری مثل تراکم، گرافیک شهری، بوها، رنگ‌ها، اتوبوس‌های شهری و آدم‌ها.
او گفت: هویت آنجایی است که چشم‌اندازی در مقابلمان باشد که در ذهنمان بماند و غیرقابل تشخیص باشد. منظر شهری وقتی مطرح می‌شود که نمای شهر را در ادامه فضای خانه خود ببینید. در شهرهای ما، نما به خیابان پشت می‌کند. معبر به طور کلی ادامه فضای زندگی نیست. بلکه برعکس خانه به روی معبر بسته است و آنجا بیرون به حساب می‌آید. این موضوع در شهرهای باستانی هم بود ولی وقتی امنیت به وجود آمد، ساختمان تبدیل شد به جزئی از نمای شهری. در ایران فضای شهری وجود داشته ولی این فضاها عمدتا درونی بوده اند. مثل بازار که به عنوان یک فضای شهری، کاملا درونی است. چون از داخل آن نمی‌توانید بیرون را ببینید و در موارد زیادی حس جهت‌یابی را کاملا از دست می‌دهید. حتی حیاط خانه‌ها به این شکل است.
این مدرس دانشگاه گفت: البته درباره برخی شهرها این قاعده وجود ندارد. مثال مهم آن ماسوله است که شرایط جغرافیایی باعث شده که یک منظر و فضای بیرونی وجود داشته باشد. اما قاعده به‌خصوص در شهرهای کویری این است که حتی فضاهای بزرگ و مهم مثل مسجد، آنچنان در فضای شهری گره خورده که کسی نمی‌تواند از بیرون به آن نگاه کند. ولی در شهرهای غربی شما به راحتی می‌توانید دور ساختمان‌های مهم بگردید. درست مثل یک مجسمه. در ایران اگر بخواهید یک ساختمان را کشف کنید باید داخل آن شوید. در صورتی که در غرب کاهنان وارد معبد می‌شدند و مردم از بیرون آن را نگاه می‌کردند.
او درباره اهمیت بافت شهری گفت: ممکن است شما هیچ‌یک از ساختمان‌های ابیانه را به تنهایی به خاطر نسپارید بلکه کل بافت است که به خاطر می‌ماند. اما مثلا در ریگستان سمرقند کاملا برعکس است و خود ابنیه به تنهایی قابل شناسایی و به خاطر سپاری هستند.
این معمار سپس به تهران اشاره کرد و گفت که این شهر دستمایه داشتن یک هویت قوی را دارد. او توضیح داد: اول کوهستان مهمی در شمال این شهر است که خیلی مهم است. بسیاری از شهرها تخت هستند و شما در آن گم می‌شوید. ولی تهران این‌طور نیست و آن قله‌های چهارهزار متری در شمال آن رفرانس مهمی ایجاد می‌کند. دومین ویژگی، شیب بسیار مهم تهران است. شهرهای زیادی در دنیا وجود ندارد که بین بالاترین نقطه و پایین‌ترین نقطه آن ۸۵۰ متر اختلاف وجود داشته باشد. بافت تهران نه مثل ابیانه است که به صورت کلی یک هویت را به وجود آورد و نه مثل مجموعه‌هایی مثل ریگستان سمرقند آنقدر دارای ساختمان‌های با هویت مستقل است. بیشتر تهران این‌طور است.
افشار نادری گفت: برای حفظ هویت شهر تهران باید به سمتی برویم که آنچه هست را خراب نکنیم. مثلا نباید باغ‌های شمال تهران را خراب کنیم و جای آن پارک بسازیم. این رویکرد در میراث فرهنگی به وجود آمده است و به حفظ ساختمان‌های قاجار اهمیت می‌دهند. اما بافت هویتی شهر تهران به دوره معاصر تعلق دارد. یعنی به دوره بعد از قاجار. مثلا بنای مسعودیه از دوره قاجار احیا شده است ولی روبه روی آن یک ساختمان بسیار عالی از نظر معماری مدرن است که امروز مخروبه شده است و اصلا معلوم نیست هویت آن چه بوده است. این ساختمان مدرن‌ اتفاقا حیرت معماران خارجی را برمی‌انگیزد.
او با بیان اینکه باید هویت واقعی و نه فرضی تهران را شناسایی کنیم، توضیح داد: در تهران آنقدر در دهه چهل و پنجاه ساختمان‌های آرت دکو مثل ساختمان‌هایی که وارطان ساخته، وجود داشت که اگر حفظ می‌شد تهران به یکی از شهرهای منحصر به فرد در این سبک معماری تبدیل می‌شد. او هویت در شهر را مانند معنای هویت در قوه قضاییه دانست و گفت: هویت شهر آن چیزی است که آن را نسبت به دیگر شهرها مشخص می‌کند. بعضی جاها درک از هویت کاملا معکوس است و به ساختمان‌هایی اطلاق می‌شود که شناخت آنها از دیگر ساختمان‌ها غیرممکن است. یعنی درواقع کپی کارهای دیگر است. برای داشتن هویت باید تاریخ داشت. هنر می‌تواند فقدان تاریخ را جبران کند. نمونه آن شهر برازلیا است که تاریخ زیادی ندارد.

جهت دریافت متن کامل دومین نشست تخصصی جانبی ششمین دوسالانه مجسمه های شهری اینجا را کلیک نمایید

تبلیغات فرهنگی

معرفی کتاب

  • تهیه و تالیف: سازمان زیباسازی شهر تهران ناظر: معاونت برنامه ریزی و توسعه منظور از فضای سبز شهری در واقع نوعی از سطوح کاربری زمین شهری با پوشش گیاهی انسان ساخت است که دارای بازدهی…
معرفی کتاب و انتشارات سازمانی

بنر لینک کتابخانه

نگارخانه