اینجا انتها ندارد

خیابان ناصرخسرو تنها کوچه مروی را در خود ندارد، کوچه خدابنده لو یکی دیگر از خیابانهای شرقی-غربی تهران است که از یک سو به خیابان ناصرخسرو و از سوی دیگر به خیابان پامنار ختم میشود، درست مثل کوچه مروی؛ البته با این تفاوت که روبه رویش به جای شمس العماره، ساختمان بزرگ وزارت دارایی قرار دارد. این کوچه هم محل تجمع آثار تاریخی است؛ نمونه برجسته آن نیز امامزاده سید اسحاق است. میتوان در خیابان ناصرخسرو فلش سبزرنگی را دید که هدایت گرِ زائران این امامزاده است. مردم به آن قدمگاهِ ۱۴ معصوم هم میگویند. اخیرا این بقعه را نیز بازسازی کرده اند تا ظاهری جذاب برای گردشگران و زائران داشته باشد. یک لوح سنگی که بر آن صلوات بر ۱۴ معصوم کنده کاری شده نیز به دیوار بقعه نصب شده است. در خیابان ناصرخسرو میتوان همینطور زیگزاگی گردش کرد؛ سمت راست کوچه مروی، سمت چپ شمس العماره، سمت راست سرای روشن، سمت چپ دارالفنون، سمت راست کوچه خدابنده لو و سمت چپ خیابان صوراسرافیل. اینجا دیگر باید توقف کرد. کمی بعد از وزارت امور اقتصاد و دارایی و بالاتر از مسجد ثامن الائمه و همان کوچه خدابنده لو، در سمت راست خیابانی قرار دارد که بخش مهمی از تاریخ و خاطرات را در خود جای داده است. نبش خیابان صوراسرافیل میتوان ساختمانی را دید که بالای آن نوشته شده: «موقوفه دارالایتام محمدعلی مظفری، سنه 1326 خورشیدی»؛ موقوف های که چند سال پیش خبرساز شده بود، چراکه پایین آن یک آگهی فروش دیده شده بود: «شش دانگ این مهمانپذیر به فروش میرسد». میتوان از آگهی نیز اینطور برداشت کرد که کاربریِ این ملک، مهمان پذیری است. لوکوموتیوها و ماشین های برقی که مردم را در خیابان ناصرخسرو میچرخانند، همین جا پیچ میخورند و به داخل خیابان صوراسرافیل میروند. سمتِ چپِ این خیابان کاخ گلستان است، البته پشتِ کاخ! مسافران ماشین های برقی اینجا پیاده میشوند. آنها دو دسته هستند؛ یک دسته برای خرید مستقیم به بازار میروند و یک دسته کمی جلوتر به سمت در ورودی کاخ گلستان میروند تا یکی از زیباترین مجموعه های بازمانده از دوره قاجار را تماشا کنند. البته آنها پیش از آنکه به کاخ گلستان برسند، از خیابان باب همایون میگذرند. خیابانی که در گذشته به کاخ راه داشته و برای خودش شانزه لیزهای بوده است. این خیابان در سمت راست خیابان صوراسرافیل قرار دارد. پایان این سفر برای برخی از افراد خرید است و برای برخی دیگر، تاریخ گردی. گردشی در خیابان ناصرخسرو، با یک دنیا خاطره همراه است. خاطره ای که از ناصریه آغاز میشود و به ناصرخسرو تبدیل میشود تا به کوچه مروی و اعراب آن برسد و بعد از عمارت خورشید و مدرسه رویاهای امیرکبیر و سرای روشن گذر میکند و درنهایت به صوراسرافیل و کاخ گلستان میرسد. اما قصه اینجا به سر نمیرسد، بلکه از اینجا تازه شروع میشود. انتهای این خیابان پارک شهر است؛ یعنی صوراسرافیل از یک سو به ناصرخسرو و از سوی دیگر دقیقا به یکی از زیباترین پارک های پایتخت ختم میشود. زیبایی تازه از پارک شهر آغاز میشود؛ این بار به جای معماری، طبیعت به میدان می آید و زیبایی اش را در قالب پارک به نمایش میگذارد. شاید به همین خاطر است که باید گفت خیابان ناصرخسرو و زیبایی هایش و خاطراتش تمامی ندارد. این کوچه و خیابان، یک کوچه و خیابان معمولی نیست، مثل برخی آدمها سرگذشتی شنیدنی و البته خواندنی دارد.

تبلیغات فرهنگی

معرفی کتاب

معرفی کتاب و انتشارات سازمانی

آمار و اطلاعات

نگارخانه