نگاهی به اثر "کلاوس هونزیکر" در هشتمین سمپوزیوم بین‌المللی مجسمه سازی تهران

همچون پرنده رها شو

فاطمه بهمن سیاهمرد

اثر "همچون پرنده رها شو" ، حجمی سوار بر پایه ای سنگی است. پایه ای که حجم بر روی آن قرار گرفته کمترین میزان دخالت هنرمند را به نمایش می گذارد. البته خلاء حضور هنرمند در این بخش از اثر کاملا به عمد و به انتخاب هنرمند بوده. حتی سنگی که حجم بر روی آن قرار گرفته، همان رنگ معدنی خودش را دارد و سنگی است که گویی از یک تکه سنگ بزرگتر جدا شدهو با کمترین دخالتی به اثر راه یافته. اما در تضاد کامل با پایه اثر، حجم اصلی با دقت فراوان در اجرا و قرینگی کامل در دو طرف چپ و راست اثر رخ می نماید. حجمی با حفظ خلل و فرج و بافت زبر. این حجم به آن می ماند که گویی شاخی سوار بر سنگ به واسطه یک سری خطوط عمودی تابانده شده از میانه، پوشانده شده. یا در نگاهی دیگر شبیه به کلاه خود سامورایی ها است. باز هم با دیدی دیگرگون به ستون فقرات یک جاندار ناشناخته می ماند. اگر زاویه دید مان را عوض کنیم و از طرفین به اثر نگاه کنیم، حرکت U شکل بر عکسی را در حجم شاهد هستیم. از انتهای سمت راست و چپ حجم تا به میانه حجم، این خطوط با ریتمی کوچک شونده و با حفظ فاصله ای طولی از هم، دالان بن بستی را می سازند؛ دالانی که تا میانه حجم مرتب تنگ تر و کوچک تر می شود و جالب آنکه از اول خط تا به اخرین خط در میانه حجم این خطوط طوری چیده شده اند که قابل مشاهده در قلب خطوط ماقبل و مابعد خود هستند. این نوع از چینش حسی از سفر از فضا به درون سیاه چاله را هم می تواند الق کند. به واسطه نظم و هندسه ای که در اثر شاهدش هستیم، حجم مذکور ارزش بصری بالایی را از خودش به نمایش می گذارد. بازی نور و سایه به واسطه فرم قوطی شکل خطوط U برعکس، در همنشینی با رنگ سفید و مات گچی، حسی طراحی گون با تنالیته های متفاوت خاکستری را در مخاطب ایجاد می کند. اما دیری نمی پاید که این حس با دیدن پایه سنگی حجم از میان می رود و به یاد می آوریم که حجمی پیش رویمان داریم. حجم مذکور اصرار بر بازنمود هیچ نمود بیرونی دیگری ندارد و دست مخاطب را برای هرگونه بازنمایی از حجم باز می گذارد. خطوط منحنی چه در پایین و بالا و چه در طرفین، حجم را در خودشان تعریف کرده اند و مرزبندی های حجم از فضای پیرامون را ایجاد کرده اند. این شکل از مرزبندی به ایجاد حس لطافت در اثر کمک شایانی کرده. این منحنی های رام و آرام درست در تضاد با پایه سنگی حجم قرار می گیرند. پایه سنگی پر از خطوط تند و شکننده است و این وجه از تناقض بصری و ادراکی ای که در اثر شاهدش هستیم و مواردی که پیش تر به آن ها اشاره شد، خود به ابهام و ایهام اثر می افزاید و علامت سوال های متعددی را در ذهن مخاطب ایجاد می کند. چرا این میزان از تناقض در رنگ و بافت و خطوط در حجم وجود دارد؟ این دوگانگی اعمال هنرمندانه در برخورد با حجم و پایه حجم از چه رو است؟ و سوال های بیشتری از این دست. جواب ها به تعداد مخاطبین اثر می تواند متفاوت باشد اما در مجموع این اثر حجمی است که در عین سادگی ظاهری، پیچیدگی های زیادی را دنبال می کند و از سویی به مخاطبش می گوید که برای فهم اثر نیاز به سپری کردن زمان بیشتری است. از این رو بار معنایی بیشتری هم در بطن حجم نهفته است. اثر به جنبه های زیبایی شناسانه اش بسیار وفادار مانده و با حفظ اصول ارزش های بصری و دوری از تمرکز در معناگرایی با اصرار بر بازنمود امری نامحسوس یا متعالی، بر نمایش خلاقیت فردی هنرمند متکی است.

معرفی کتاب

  • فصلنامه "تبلیغات" شماره هجدهم که در تیر ماه نود انتشار یافت صفحاتی را به موضوع "نگاه زیباسازی، نگاهی مردمی" اختصاص داد       برای بارگزاری این مطلب اینجا را کلیک کنید
معرفی کتاب و انتشارات سازمانی

آینه رسانه ها

آینه رسانه ها

نگارخانه