نگاهی به اثر "آنا ماریا نگارا" در هشتمین سمپوزیوم بین‌المللی مجسمه سازی تهران

شیء دلالت‌گر

روزبه صدر

"تحول بشری" عنوان اثری از "آنا ماریا نگارا" هنرمند رومانیایی حاضر در هشتمین سمپوزیوم مجسمه سازی تهران است. اثری که در نگاه اول فرمی گیاه‌واره با همراه با تداعی های آشنا را پیش روی بیننده می گذارد؛ از جمله تداعی هایی در ارتباط با نقش برجسته ها و تزئینات مرتبط با معماری که می توان به نمونه های متعددی از آن ها اشاره کرد. اما بلافاصله می توان متوجه شد که هنرمند هرگز قصد ندارد، اثرش را در چنین تداعی هایی محدود و خلاصه کند. به نظر می رسد مسئله اصلی هنرمند برساختن یک ابژه هنری از دل تصویری ارجاع گر و تاحدی آشنا است؛ یا به عبارت دیگر جدا کردن یک عنصر آشنا از زمینه تاریخی، در خدمت بازسازی هویتی جدید برای همان عنصر.
هنرمند در این مسیر تا مرز نوعی شبیه سازی وانمودی از عنصر آشنا می رود، اما در مرحله ای دیگر در می یابیم این شبیه سازی یا وانمود کردن به شبیه سازی، ارجاع اصلی خود را به سمت دیگری جز عنصر تداعی کننده نشانه رفته است. هنرمند در اینجا علاوه بر آنکه از کلنجار رفتن با کارماده ای برای بیان یک معنا می گوید، ارجاعی به یکی از تکنیک های سنتی نقش‌برجسته‌سازی یعنی قالب ریزی هم دارد و اثرش بیش از آنکه به نسخه مثبت نقش برجسته ها شباهت داشته باشد، نسخه منفی یا همان قالب را تداعی می کند؛ قالبی که امکان تولد نسخه اصلی را بالقوه در خود دارد، به طوری که می توان شمایل آن شکل نهایی را از پیش و با داده های بصری حاصل از مشاهده اثر موجود به آسانی تصور کرد. در حقیقت آنچه بیننده اثر با ان مواجه می شود رفت و برگشت های متوالی میان شکل فعلی و شکل نهایی است که با عنوان اثر نیز در سازگاری است.
اما همانگونه که پیش از این اشاره شد، پرسش هایی حول مسئله مفهومیت شیء است که جدای از ارجاعات و تداعی ها ، ماهیت اکنون آن را دوباره سازی و شاید هم احیاء می کند. پرسش هایی از این دست که؛ شیء چه زمانی متحول می شود؟ و با لایه سازی های مفهومی از کارکرد و ماهیت شیء آشنا، چگونه می توان آن را در شمایلی جدید دوباره سازی کرد؟ هنرمند در پاسخ به این پرسش ها رویکردی ساختارگرایانه را در پیش گرفته است. با تهی کردن معنا و هویت پیشین و آشنا از شیء و همزمان جایگزین کردن هویت جدید یا نمایش تحولی که در مسیر این هویت بخشی صورت می گیرد؛ همانطو که پیشتر اشاره شد، هنرمند این تجربه را از طریق ایجاد یک رفت و برگشت بصری بین دو وضعیتی که از آن یاد شد، به سرانجام می رساند.
ایده اصلی هنرمند در همین جابه جایی هویت ها است که شکل نهایی اش را پیدا می کند؛ این که چگونه یک شکل دچار تحول و دگرگونی می شود، در عین حال که شکل اولیه همچنان در تصویر نهایی حضور دارد؛ اینکه اساسا جایگزین کردن هویتی جدید شاید هرگز به تمامی و در یک قطعیت امکان پذیر نمی تواند باشد و گونه گون شدن این هویت ها یا چندگانه بودن ذاتی آن ها، در نهایت و در یک تعامل و بده بستان همیشگی، تکمیل کننده یکدیگر و به بیان بهتر اضلاع مختلف یک هویت واحد را شکل می دهند. از این منظر این اثر که "تحول بشری" نام گرفته، علیرغم شیئیت مطلق خود به وضوح می تواند در وجهی انسانی تعمیم پیدا کند، به شیئی دلالت گر تبدیل شود و بیان کننده امری وجودی باشد؛ اینکه حرف زدن از هویت های جدید در یک جامعه انسانی، بدون در نظر گرفتن تحولات و تجربه های تاریخی نوع بشر آیا اساسا می تواند معنایی داشته باشد؟

تبلیغات فرهنگی

معرفی کتاب

معرفی کتاب و انتشارات سازمانی

آینه رسانه ها

آینه رسانه ها

نگارخانه