سر گاو نمادی از زندگی و قدرت

فاطمه بهمن سیاهمرد

سردیس گاو، حجمی از الکسی ... از روسیه، اثر مورد بحث ما است. برش های دقیق هندسی در توازنی کامل با یکدیگر و در همنشینی بسیار دقیق و ظریف، نمایشی از سردیس نامتعارف سر و گردن یک حیوان را نشان می دهد. گاوی با شاخ خایی وزین رخ می نماید؛ سردیسی آشنا اما در در نوع خود نامتعارف و غیرمعمول. در اینجا شاهد تعریفی دیگر از سردیس یک حیوان هستیم که محصول دنیای هنر است. سردیس های حیوانات مختلف عموما جنبه تزئینی برای شکارچیان یا علاقه مندان به تزئینات شکار دارد، اما حالا هنرمند سردیسی خلق کرده در اوج روانی در خطوط.
جالب آنکه حجم مذکور با آنکه نمایشی از سطح را با پرهیز از حرکات و احجام کروی شکل بر روی اثر می نمایاند، اما از سویی دیگر با زبردستی کامل و با حرکت لایه به لایه سطوح کوچک‌تر شده و به عمق می رود و پرسپکتیوی جذاب را پدیدار می سازد. گویی خلاء متریالی می شود برای ساختن فرق پیشانی گاو. سطوح هندسی نامتعارف که سطح به سطح بر روی هم از عمق به بیرون و از بیرون به عمق حجم در رفت و آمد هستند. این سطوح سایه های بسیار گیرایی را بر روی هم و از تلاقی حجم و نور ایجاد می کنند. انحناها و برش های خطوط مرزی حجم به درستی و زیبایی در کنار سطح شیب های بسیار سنجیده، آناتومی صحیحی از جمجمه حیوان را می نمایانند. شاخ ها با انحناهایی بسیار جذاب، فلش هایی رو به بیرون و پیرامون اثر می زنند و توجه مخاطب را به پیرامون اثر هم جلب می کنند.
چینش عمودی حجم بر روی پایه های زیرینش نیز دقیقا با پیروی از چینش لایه به لایه سطوحی که تا به اینجا به آن ها اشاره شد صورت می گیرد. کلیت سروگردن گاو به شکل عمودی بر روی دو سطح چهارگوش زیرینش به شکلی که سطح رویی کوچک تر و سطح زیرینش بزرگ تر است، پازل بندی شده. این امر حس پایداری در کل حجم را به خوبی ایجاد می کند. در چرخش به طرفین حجم، درست در حالتی که حجم را از جانب سه رخ ها می بینیم، با حجمی ذوزنقه ای شکل برخورد می کنیم؛ به سان یک گلدان بر روی پایه های زیرینش.
حفظ هندسه بسیار منظم اثر که با سطوحی بسیار نامعلوم در هندسه و خرد و پیچیده شکل گرفته، از جذابیت های بصری حجم به شمار می آید. گویی محرابی در عمق حجم جا خوش کرده؛ محرابی که چهار درگاه دارد؛ درگاهی از پیشانی، درگاهی از دوسمت نیم رخ حجم و درگاهی دیگر از پشت سر. جالب اینکه این هندسه دقیق باعث شده تا از هر چهار طرف حجم بدون دخالت سطوح مزاحم در دید به محرابی میانی به لحاظ بصری دسترسی داشته باشیم. بافت مات و زبر استخوانی رنگ حجم در نمایش هندسه دقیق هنرمند به کمکش آمده و در اغراق در نمایش سطوح پیچیده، کمک شایانی به جذابیت اثر کرده است.
حجم در نگاه اول سردیس یک گاو را بازنمود می کند، اما در حقیقت این اثر از مخاطب خود زمان می طلبد و در تامل بیشتر به مخاطب گوشزد می کند که قضاوت اولیه را رها کند و به بازنمودهای دیگری هم در ابعاد متفاوت اثر بپردازد. بار معنایی اثر چنان درهای معنا را بازگذاشته و اثر چنان غنای بالایی به لحاظ تجسمی دارد که سخن در این باره ضرورتی ندارد. سردیس گاو نمایه ای در حال تثبیت است که بازنمود وجود پیرامونش را که همان گاو است، هم مجسم می کند و با در نظر گرفتن پیشانی خلاءوار گاو و نمایش واضح آن، مخاطب را در یک گفتمان انفصالی با خودش وارد می کند. گویی به یکباره ما در ذهنمان بی آنکه خواسته باشیم برای این موجود حواس دیگری را قائل شده ایم. این بخش همان همان مورد کشف کردنی از اثر آلکسی به حساب می آید. این سردیس و یا سطوح به هم پیچیده یا هرچیزی که آن را نامگذاری کنیم، در زیبایی آن هم از نوع معاصرش حرف های زیادی برای گفتن دارد.

معرفی کتاب

معرفی کتاب و انتشارات سازمانی

آینه رسانه ها

آینه رسانه ها

نگارخانه