جبران جذابیت های دیداری در عرصه عمومی

روزبه صدر

تاسیسات شهری بنا به اقتضائات و نیازها به ایجاد سازه‌هایی در عرصه‌های عمومی شهر منجر می‌شوند. پست‌های برق و محفظه کنترل تاسیسات شهری از جمله این سازه‌ها هستند که اغلب هم به ساختار بصری آن‌ها توجهی نشده و در اشکال خام و ساده ای در نقاط مختلف شهر استقرار می‌یابند. اگرچه همه شهروندان دیگر به شکل و شمایل چنین سازه‌هایی عادت کرده‌ایم و اساساً آن‌ها را با همین شکل و شمایل آشنا به جا می‌آوریم، اما برای گروهی از هنرمندان ، این‌ها عرصه‌هایی مناسب برای اجرای ایده‌های هنری‌شان تشخیص داده می‌شود. علاقه مندی به اجرای آثار هنری در این عرصه‌ها به ویژه در رویدادهای هنر شهری که معمولاً به ارائه آثار موقت و ناپایدار اختصاص دارند، نمود بیشتری پیدا می‌کند. در دومین سالانه هنرهای شهری بهارستان هم چنین رویکردی به وضوح قابل مشاهده است و اثری با عنوان "در شهر" از منصوره فیضی هم مشخصاً با چنین گرایشی شکل گرفته است.
هنرمند در این اثرفنس های محافظ اتاقک کنترل تاسیسات را به عنوان زمینه ارائه ایده‌اش انتخاب کرده و با پوشاندن بخش‌هایی از این زمینه با بافت مورد نظرش، تمامیت اثر خود را شکل داده است. هنرمند در این ایده چنان بافت و زمینه را در هم می‌تند که در تمامیت اثر به شکلی واحد در می‌آیند و هر یک لایه ای از اثر را می‌سازند. شبکه‌های فلزی فنس ها که شکلی از تولید صنعتی را در خود دارند، به عنوان تار و پود اصلیبافته هایی که هنرمند لابه لای این شبکه‌ها تنیده، در مجموع به شبکه ای می‌انجامند که یادآور نقش بندی‌های دست بافته‌هایی چون فرش و گلیم و حتی کوبلن ها است. هنرمند در چنین رویکردی به دنبال تلطیف حس بصری سازه‌های بی روح و صنعتی است تا جذابیت‌های دیداری بیشتری در مواجهه با این سازه‌ها را برای مخاطب ایجاد کند. این همان رویکرد تاریخی است که هنرمندان از طریق تزئین و نقش اندازی در پوسته بنا و معماری، هر آنچه خالی از احساس و زیبایی است را می‌پوشاند و جامه ای زیبا برای آن طراحی می‌کند و یاکنار هم قرار گرفتن اجزای بنا را با چیدمانی زیبا از ریتم و نظم هندسی همراه می‌کند.
هنرمند در این اثر هم اگرچه شکل ساده ای از بافت هندسی را برای تزئین این سازه بی حس و حال شهری انتخاب کرده، اما در دست یافتن به مقصود خود به موفقیت می‌رسد. انتخاب هنرمند در استفاده از این زمینه و عرصه از پبش آماده نشان از هوشمندی او دارد، چرا که در غیر این صورت برای اجرای این ایده بصری ناچار از ساختن زمینه ای انتزاعی می‌بود که به جز تقلیل ایده به کم اثر و ناهماهنگ بودن تصویر نهایی با فضا می‌توانست منجر شود. گذشته از ارجاعات حسی و عاطفی اثر به بافته‌های سنتی ایران که همواره حسی آشنا و نوستالژیک را می‌تواند در بیننده بیانگیزد، هنرمند گوشه چشمی هم به نمودهای بصری هنر الیاف (فایبر آرت) را نشان می‌دهد گه بافت نگاری از طریق الیاف را به عنوان یک مدیوم هنری ماده محور مد نظر دارد. به این ترتیب هنرمند در این اثر نوعی رفتار ذات گرایانه را به عرصه ای روزمره و عمومی می‌کشاند که تا پیش از آن به عنوان موجودیتی از پیش تعریف شده، فضای شهری را اشغال کرده است. رویکردی که معتقد است؛ در فضای معاصر دیگر نمی‌توان چندان به اشکال تثبیت شده و غیرقابل تغییر عناصر شهری دل بست و با میل مفرط هنرمند معاصر به درنوردیدن عرصه‌های زیست اجتماعی، هر مکان و فضا به طور بالقوه آبستن پوست انداختن و تحولی جدید می‌تواند باشد.

معرفی کتاب

معرفی کتاب و انتشارات سازمانی

بنر لینک کتابخانه

نگارخانه