امواج نور و امواج زنده در معماری

چکیده

نور، عالم وجود است، ماهیت است. روشنایی و تاریکی در طبیعت وجود دارد، که خداوند در قرآن میفرمایند: «و جعل ظلمات مع النور». در تقسیمبندی که انجام شده روشنایی، مربوط به بحث مهندسی و نورپردازی و آذینبندی، بخشی هنری است. خداوند در قرآن میفرمایند: والقمر النورا والشمس ضیا. ماه نور است و خورشید روشنایی است نور نیست، نور عالم شهود یا عالم محسوسات از ماه گرفته میشود. لذا ما تحت تأثیر ماه هستیم نه خورشید، خورشید همه انرژیها را به بار میآورد ولی اصل بازخوردهای انرژی را از ماه میگیرد.

مقدمه

نور پدیدهای است که با وجود پیشرفت علوم و فنون هنوز ماهیت آن برای بشر مشخص نشده است. البته دانشمندان با بررسی نور در موقعیتهای مختلف، پی به اکثر خواص نور بردهاند، بهطوری که امروزه ما قادریم رفتار نور را در اغلب واقعیتها بر رفتار انسانها پیشبینی کنیم. این پیشبینیها رهنمون ما در عرصه نورپردازی موثر خواهد بود. نور یکی از عوامل موثر بر ارزش فضایی است و این عامل به این دلیل پر اهمیت است که قادر به تأثیرگذاری بر ادراک حسی در رفتارهای انسان میباشد. کم و زیاد شدن نور بر انسان تأثیر میگذارد و این تأثیر کمابیش ناآگاهانه، خلق و خوی انسان را تغییر میدهد. نور به رغم ماهیت غیرمادی و روحانیش از مقصود معماری جداییناپذیر است. چرا که معماری با وجود ویژگیهای فیزیکی و عملکردش میتواند نشانگر دریافتی زیباشناسه باشد و با بهرهگیری از نور بهعنوان عنصری بنیادی حال و هوایی را خلق کند و عواطفی را برانگیزد. معمولاً در معماری از نور تعابیری انتزاعی (متافیزیکی)، فلسفی، نمادین و علمی میشود و هریک از این تعبیرها نیز بسیار موثر است. در بناهای مسکونی میان راهحلهای معماری نور و آرمانهای انتزاعی یا متافیزیکی بیشتر به چشم میآید. احساسات، کنشها، دریافت و همچنین تندرستی انسان از نور و روشنایی تأثیر میگیرد. روشنایی با کیفیت خوب، میتواند کارایی دید "Visual performance" و عملکرد دیداری را تقویت و حس افراد را تقویت نماید؛ از طرف دیگر روشنایی نامناسب ممکن است ناخوشایند و تشویشآمیز باشد یا حتی مانع کارآیی دید شود.

معمار، همانند هر هنرمند یا صنعتگر دیگر، به ابزار خود مینگرد. شاعر به واژهها، آهنگساز به نتها و معمار، بیش از هر چیز به نور توجه دارد. مواد، جنسیتها و نقوش پس از تبدیل شدن به نور است که به کمک چشم درک میشوند. بنابراین، گوهر معماری، نور است و منبع اصلی آن نور خورشید. بناهای امروزی اغلب نوری گسترده و یکنواخت دارند و از این لحاظ نورپردازی، ادراک ساختار فضا را دگرگون نمیکند. نور مناطق خشک و مرکزی ایران درخشنده و شدید است و سایهروشنهایی قوی ایجاد میکند. معماران این مناطق، حداکثر بهره را از نور محیط، در ارزشگذاری معماری بردهاند. در فضای بیرون، فرم محدب و اغلب فاقد چین و شکن و شیار یا برجستگی گنبدها و طاقها طیف وسیعی از سایهروشن را ایجاد میکند.

روشنایی

همه امواجی که تاکنون شناختهایم از 10 به توان منفی 18 نانومتر شروع میشود و امواج بتا و گاما تا 10 به توان 6 متر خاتمه مییابد، که این امواج بین زمین و آسمان است که هنگام معماری این امواج فضای معماری را اشغال میکند. حال سوال این است که امواج زنده در معماری چیست؟ و پاسخ چنین است امواج مغناطیس که در محدوده 380 تا 780 نانومتر وجود دارند و تا محدوده 4 میکرومتری میتوانیم روی آن بحث کنیم. اینها امواجی هستند که در منطقه دید هستند و اصطلاحاً میگویند از ماورای بنفش شروع میشود تا مادون قرمز ختم میشود.

وجود خود انسان امواج مادون قرمز دارد بین 7 هزار تا 500 هزار نانومتر به واسطه همین است که ما هم انرژی میگیریم و هم انرژی میدهیم، هم تأثیرگذاریم، هم تأثیرپذیریم (بوا، 1376: 11-44)؛ اگر فرکانسهایی که میگیریم با هم هماهنگ باشد، تأثیراتش مثبت است، اگر ناهماهنگ باشد، منفی است. بهعنوان مثال شما موبایل دارید، رادیو هم روشن است؛ به موازت این که موبایل زنگ میخورد، رادیو نویز میافتد، علت آن این است که دو تا فرکانس ناهماهنگ است. در معماری هم همین گونه است چنان چه در معماری اشکالی یا احجامی ساخته شوند که ارتباطشان باهم ناهماهنگ باشد، انسان احساس میکند.

شناختنوروامواجزنده

نور ازبینرفتنی نیست، ماندنی است، ولی روشنایی ازبینرفتنی است. چون با وسیلهای آن را درست میکنیم. شما قوس الکتریکی را میتوانید از بین ببرید، اما نور را نمیتوانید. لذا هر چیزی در هنر ماندگار میباشد در بحث معماری ماندگار میشود و با نور ارتباط پیدا میکند، حتی یک شعر؛ به همین دلیل زمان و مکان ندارد، گاهی اوقات زمان و مکان به سراغ آن میآید. یعنی کسی که شعر میگوید این جوری نیست که همیشه بتواند شعر بگوید (گروتر، 1375: 54-31)، گاهی اوقات شعر و قافیه خودش میآید. گاهی اوقات در معماری هم خودش بعضی چیزها به انسان القاء میشود، چون القایی است.

انسان در زمین بهعنوان خلیفه الله است. خداوند در قرآن از طریقه زمین و آسمان ما را به ماورای طبیعت وصل میکند. شما هیچ آیهای در قرآن پیدا نمیکنید که بگوید «عرش الهم لذی خلق السموات و الارض...» یعنی هر کسی بخواهد از عالم مشهودات به بالا برسد یا از عالم کثرت به وحدت برسد، راهی ندارد جز اینکه از طریق مشهودات برسد؛ معماری نیز یکی از گزینههایی است که میتواند انسان را به وحدانیت برساند.

همه چیز در عالم به صورت برداری در فضا وجود دارد و به خاطر اینکه امواج دارد و این امواج یا مثبت است یا منفی. امواج منفی در اجسام ایجاد تنش و خستگی میکند و در انسان به صورت استرس و خستگی نمایان میشود و در گوشههای تیز ما انرژی منفی داریم، به همین دلیل است که در گوشههای تیز عنکبوت لانه میزند. جایی که قوس هست، تمامی انرژیها را به زمین منتقل میکند، ولی در جایی که گوشه داریم، ما انرژی منفی داریم. این انرژی منفی میماند و بحث خستگی مطرح میشود.

القای متقابل در اجسام یعنی اینکه هر جسمی روی جسم دیگر القاء میشود. برفرض مثال وقتی صدای من را میشنوید پنج موج را دریافت میکنید، شنیداری، بصری، گرمایی، رنگ و بو که تا امروز بو را تشخیص دادهاند اما به رنگ نرسیدهاند. تحقیقات نشان میدهد که بوهایی که وجود دارد چگونه میتواند تأثیرگذار باشد. در معماری هم همین گونه است. ما در معماری هم زمانی که دو شیء را در مقابل هم میگذاریم، به همدیگر القای متقابل دارند. گاهی القای متقابل مثبت است، گاهی منفی است. گاهی اوقات وقتی ما کاری را انجام میدهیم، از لحاظ فیزیکی یکسان است ولی از لحاظ انرژیک یکسان نیست، بلکه دو برابر میشود.

در اهرام ثلاثه مصر وقتی که امواج از دو پایه میآیند، چون هم نام هستند، در یک نقطهای همدیگر را قطع میکنند. در حقیقت امروز به این نتیجه رسیدند که یک سوم از قاعده و دوسوم از ارتفاع مرکز ثقل است که نه انرژی وارد میشود نه انرژی خارج میشود و جایی که نه انرژی خارج شود نه انرژی وارد، یک مرکز ثقلی است که شما میدانید که اگر شخصی 1000 سال آنجا زندگی کند، هیچ اتفاقی برایش نمیافتد. اگر دو آهنربا همنام را کنار هم قرار دهند، هیچ وقت نمیتوانند همدیگر را جذب کند، یک نقطهای وجود دارد که این نقطه حقیقتاً مرکز تلاقی امواج است که میتواند نقطه ثقل باشد.

نورازنگاهمعمارانبرجسته

1. تادائو آندو: نور سرچشمه وجود همه هستی است. با روشن کردن سطح اجسام، نور به آنها پیرامون و یک محیط مرعی را اهدا میکند و جمع شدن سایه در پشت آنها، به اجسام عمق میدهد. اجسام تنها در مرزهای روشنایی و تاریکی است که معنی پیدا میکنند و شکل خود را بهدست آورده و نشان میدهند، روابط داخلیشان کشف میشود و مانند حلقههای زنجیر تا بیکران بهم مربوط میشوند. نور به اجسام، استقلال و خودمختاری میبخشد و همزمان وابستگیهای آن را محدود میکند. ما حتی میتوانیم اینطور بیان کنیم که نور به هر شیء در محیط پیرامونش آنقدر ترفیع میدهد که آن شیء کاملاً مشخص شده و با سایر اشیاء فرق کند. نور این خالق وابستگیها و ارتباطاتی که جهان را شکل میدهند، در حالیکه خود نیز سرچشمه همه موجودات است؛ به هیچ وجه یک منبع ثابت و غیرمنقول نیست. نور بیشتر دارای حرکت ارتعاشی است و در کنار تغییر دائمیش، پیوسته جهان را تحت تأثیر خود قرار میدهد.

2. لوئی کان: "ماده، نور خاموش شده است. وقتی نور دست از نور بودنش بردارد، ماده میشود. در سکوت، تمایل به نهفته بودن است. بودن برای بیان چیزی، در نور نیز تمایل بودن نهفته است، بودن برای خلق کردن چیزی."

3. لوکوربوزیه: «معماری، بازی هنرمندانه دقیق و خیرهکننده مجموعهای از اجسام ساخته شده در زیر نور است. چشمهای ما برای این آفریده شدهاند که فرمها را زیر نور ببینیم: این سایه و روشنها هستند که فرمها را در مقابل ما برهنه میسازند. مکعب، مخروط، کره، استوانه و هرم، اولین فرمهایی هستند که نور آنها را به ما عرضه میکند. تصاویر آنها، ناب، ملموس و صریح هستند».

نورازمنظرهنر

با نگاه به شیوههای پرداخت نور در هنر میتوان دید بین تاریخ و تاریخ هنر، رابطههای زیادی وجود دارد. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، دانشمندان و هنرمندان به نور، دو رویکرد متفاوت داشتند. در ابتدا کلرک ماکسول، درباره ویژگی موجی نور نظریهای ارائه کرد و معادلاتی به وجود آورد و در این نظریه اثرات میدانهای مغناطیسی و الکتریکی نور را به هم آمیخت. به این معنی که فهمید نور، نوعی موج الکترومغناطیسی است.

نتیجهگیری

چون معماری برخاسته از درون انسانها است، نه از نفسانیت بلکه از فطرت است. وقتی که یک آتش روشن است و روی آن یک صفحه صاف درپوش قرار میدهیم آتش صاف نمیشود اما اگر درپوش گنبدی روی آن قرار دهیم صاف میشود علت آن این است که بردار گرمایی به دو بخش تقسم میشود و انقدر انعکاسات ایجاد میشود تا کشش ایجاد کند. در معماری داخلی هم همین طوراست، اگر چنان چه شیئی یا شکلی، حجمی ناموزون باشد، کل مجموعه را دچار مشکل میکند. دیدگاه معماری از دیدگاه اینولوژی همان چیزی که در ابتدای مطلب گفته شد یا همان انرژی اصلاحات است. براساس تحقیقات، انسان چیزی جدای از گذشته خود نیست، به همین دلیل فرهنگ و تاریخ و تمدن خود را میسازد و با خود به دوش میکشد و معماری چیزی جدای از فرهنگ و تاریخ نمیباشد و به این دلیل است که معماری ماندگار است، چون گذشته را با خودش میآورد، درگذشته، فرهنگ، تاریخ، هنر است که اینها را باید با تکنولوژی مخلوط کرد تا بتوانیم از آن بیشترین استفاده را بکنیم.

در حقیقت نور، اولین شرط برای هر نوع ادراک بینایی است. در تاریکی مطلق، ما نه فضا را میتوانیم ببینیم و نه فرم و رنگ را. اما نور تنها یک ضرورت فیزیکی نیست، بلکه ارزش روانشناختی آن یکی از مهمترین عوامل زندگی انسانی در همه زمینههاست. در این مقاله که صرفاً به خاصیت نور طبیعی پرداخته میشود سعی بر آن است که نقش"نور" در درک حسی معماری فضاهای مسکونی و بهرهبرداری از نور در طراحیها و ایجاد فضاهای مطلوب و همچنین ارتباط محیط و فضاهای پیرامونی با توجه به اهمیت فوقالعاده و تأثیرپذیری انسان از محیط، بررسی گردد. از این رو معماری باید فضاهایی را به وجود آورد که در آنها خاصیت حیاتبخش روح و نشاط انسان را از محیط زندگی روزمرهاش آزاد کند. نور همان است که معماری را به سوی زندگی هشیار و بیدار میکند و به آن حیات میبخشد و همان است که به معماری قدرت و نیرو میدهد.

فهرستمنابعومراجع

گروتر، یورگ کورت، (1375). زیباشناختی در معماری، ترجمه جهانشاه پاکزاد و عبدالرضا همایون، انتشارات شهید بهشتی، تهران.

بوا، بن، (1376). زیبایی نور، ترجمه: پرویز قوامی، انتشارات شهید بهشتی، تهران.

نمازیان، علی، (1379). نیازهای روانی در رابطه با محیط مصنوع، انتشارات دانشگاه تهران، تهران.

ظرایف:http://www.zarayef.com/science

http://www.ianfyfe.co.uk/wordpress/wp-content/uploads/2011/10

معرفی کتاب

  • سازمان زیباسازی شهر تهران برای معرفی هر چه بیشتر مهندسی تبلیغات محیطی شهر تهران، برای نخستین بار کتابی با عنوان " مهندسی تبلیغات محیطی" منتشر کرد و قرار است که این کتاب در دانشگاه ها…
معرفی کتاب و انتشارات سازمانی

آینه رسانه ها

آینه رسانه ها

نگارخانه