بررسی راهکارهای زیباسازی بدنه معابر شهری با استفاده از نقاشی دیواری

چکیده
نقاشی وقتی از چارچوب خانه و گالری بیرون میآید تبدیل به امری عمومی میشود که دارای بازتابهای خاص اجتماعی و سیاسی است. نقاشی دیواری تعریف بهخصوصی و چهارچوب مشخصی دارد که آن را از نقاشی روی بوم جدا میکند. نقاشی دیواری معمولترین شکل نقاشی در عرصه عمومی است که میتواند تبدیل به یک یادمان و نماد شهری شود. این مطلب، نگاهی تحلیلی به دیوارنگارههای شهری دارد.

مقدمه
نقاشیهای دیواری تعاریف خاصی دارند که آنها را از نقاشیهای روی بوم جدا میسازد که ابعاد و اندازه مشخصکننده و جدا کننده اولیه و قطعی یک نقاشی دیواری از سایر نقاشیهاست که حتی اگر در فضای بیرون یا داخل به کار برود، باز هم مشخصاً شامل تفاوتهایی میشود که میتواند مقاومت آن را در برابر آلایندهها بیشتر نماید. نقاشیهای دیواری در محیطهای داخل به علت محافظت؛ موقعیت بهتری دارند؛ به همین دلیل میتوان به صورت جزئیتر و ریزتر روی آنها کار کرد. اما در فضاهای خارجی باید میزان جلب توجه را با توجه به ابعاد و اندازهای که داریم بیشتر کنیم، پس باید رنگها روشن و جذابتر باشند و به شکلی باشند که در ساعت مختلف روز از قدرت تأثیرگذاری آنها کم نشود. بهعنوان مثال خیلی تیره نباشد چون باعث میشود که بلافاصله که هوا تاریکتر شد، سختتر دیده شود. بنابراین رنگها را باید شادابتر و زندهتر گذاشت و در جنسیت مواد مورد استفاده هم باید دقت کنیم رنگهایی که در برابر آلایندههایی مثل هوا و آسیبهایی که نور خورشید به آنها وارد میکند مقاومتر باشند.
و دیگر این که تکنیکهای مورد استفاده به همین نسبت از تکنیکهایی باشد که اجرای آن راحتتر باشد، چون نقاش میخواهد در کنار نقاشی از فاصله نزدیک کار کند و خیلی با جزئیات و پردازش کار کند، کارش خیلی پیچیده میشود و ترجیح بر این است از شکلها و تکنیکهایی استفاده کند که مخاطب از فاصله دور نیز بتواند با آن ارتباط برقرار کند. میزان ریزهکاری از مشاهده کلیت یک نقاشی دیواری مشخص میشود.

تکنیکهای دخیل در نقاشی فضاهای داخلی و خارجی
به نظر میآید موضوعاتی که نقاش برای فضاهای داخلی و خارجی انتخاب میکند، باید کمی متفاوت باشد. فضاهای داخلی موضوعاتی را در برمیگیرند که مخاطب را به آن موقعیت و مکانیت داخلی نزدیک کند؛ مثلاً در ابنیه مذهبی و نقاشیهای دیواری کلیساها، بیشتر تأکید بر روایت مذهبی است و یا در تصاویر فضای داخلی کاخها، بیشتر بر فضاهای تزئینی تأکید میشود، اما در فضاهایی که در دوران باستان میبینیم فضاهای بیرونی بیشتر روی مناسبتها، پیروزیها، بازیها، سانها و روایاتی که در واقع روایات بزرگتری است، تأکید میکنند مثلاً حماسه و جریانهای ملی میبایست مخاطب فرهیخته و خاص خود را مد نظر داشته باشد؛ در صورتی که در نقاشیهای دیواری چنین اتفاقی نمیافتد. پس موضعهایی را که در بدنه شهر میتواند برای نقاشی دیواری مناسب باشد به فرهنگی، مذهبی و اجتماعی دستهبندی میکنیم؛ اما مثلاً پیامهای بهداشتی، پیامهای محیط زیست، چیزهایی که تاریخ مصرف دارند مثل تبلیغات انتخاباتی و موضوعاتی که مدتی بعد قابل استفاده نباشد، بهتر است بهعنوان نقاشی دیواری استفاده نشوند و یا اگر قرار است بهعنوان نقاشی دیواری استفاده شوند، از عناصری که باعث بازگشت به موضوعات دیگر میشود و مخاطب را از موضوع اصلی دور میکند، استفاده نشود. شاید بهتر باشد که موضوعات اجتماعی انتخاب شود. باتوجه به راهکارهای زیباسازی، برای زیباسازی شهر موضوعات فرهنگی و اجتماعی پیشنهاد میشود؛ چرا که این موضوعات پیام مشترکی را به مخاطب القاء میکنند و میتوانند مخاطب را درگیر موضوع بکنند.
پس موضوعاتی که جدای از بستر ایرانی بودن و هویت و تفکر ایرانی که مخاطب با آن آشنا است؛ برای ما نمیتواند جوابگوی خوبی باشد، مثلاً بحثی تحت عنوان نگارخانههایی به وسعت یک شهر، شاید ابعادی از این موضوع برای همه مشخص نبود ولی از سویی دیگر هم برخی از ابعادش بسیار روشن و قابل درک بود. هنرهایی که در آن مشخصاً قابل درک بود نقاشیهای ایرانی و هنرهای ایرانی و صنایع دستی ایرانی، هنرهای اسلامی و چیزهای نزدیک به این بود که خیلی هم قابل توجه و قابل تحسین بود. مثلاً خط استاد امیرخانی را در نزدیک پل دانشگاه تربیت مدرس با یک سری ویژگیهای زیباشناسانی دقیق به نمایش گذاشته شد. این در حالی است که مشاهده یک کار کاندینسکی به دلیل عدم شناخت یک مخاطب ایرانی، به فرهنگسازی بیشتر نیاز دارد. این موضوعی نیست که به طور خاص بگوییم که صرفاً چه موضوعی مناسبتر است که برای نقاشی دیواری انتخاب گردد. اما در بین موضوعات بهتر است موضوعی انتخاب شود که بیشتر بشود روی آنها کار کرد و اینها بستر مناسبی برای فرهنگسازی و ارتقاء فرهنگ بصری مردم شهر هستند. مسلماً میدانید که یکی از ویژگیهای جهانی اروپا مخصوصاً ایتالیا و فرانسه این است که وقتی که مردم دارند در خیابان حرکت میکنند مثل این است که در موزه قدم میزنند و این نشان میدهد که محیط چگونه تأثیر میگذارد.
اروپا در اواخر قرن 18 محل برگزاری نمایشگاههای بزرگی بوده است. نمایشگاههای هنری و سبکهای هنری زیادی را در اواخر قرن 18 میبینیم که هنوز هم برای ما جالب است و این نشان میدهد که مردم در اثر فرهنگسازی با این امر آشنا هستند و حرکتهای بزرگتر و بهتر را میتوانند درک کنند و بپذیرند. اما قیاس فرهنگ ایرانی با شیوه اروپایی چنوان صحیح نیست، چون ما فرهنگ خاص و غنی خودمان را داریم. ما نیز میتوانیم هنرهای خود را به شیوهای مشابه در عرصههای مختلف به نمایش درآوریم. یکی از این عرصهها دیوارهای شهری و نقاشیهای تزئینی بر روی دیوارهای شهری و به عرصه آوردن این هنرهاست.

نقاشی دیواری در فضاهای اجتماعی شهر
موضوعات اجتماعی در فضاهای شهری میتوانند برای نقاشیهای دیواری مناسب باشند، چرا که ارزش و اعتبار لازم را به فضای شهری مورد نظر میبخشند. به طور مثال میتوانیم یادمانهای دفاع مقدس و یادمانهای جنگ را در میادین برپا کنیم و بعضی از دیوارهای شهر نیز میتوانند نمایشگر یادمانهای جنگ ما باشد. از سوی دیگر نباید سهلانگارانه و سطحی به آنها فکر کرد (برندی، 1386: 52). چون این امور ارزشهایی هستند که باید و حقشان هست که آنها را منعکس بکنیم و باید به نسلهای بعدی این ارزشها و الگوها را انتقال دهیم. اما هر مکانی را هم نمیتوانیم برای این کار انتخاب کنیم. همین طور که ما برای کتاب مقدس و حتی اشخاص مقدس، ارزش قائل هستیم، میبایستی بر روی تصاویر که ارزش معنوی دارند، سرمایهگذاری کرده و برایشان پایه و چارچوب مشخص شود و حتماً یک شناسنامهای کنارشان داشته باشند و حتماً باید مهارت اجرایی درست برای خلق این تصاویر به کار گرفته شود.
مثلاً به جای قرار دادن یک عکس معمولی از شهیدان، یک طراحی و یک سناریو برای آن تعریف کنیم، در حقیقت مثل یک پوستر که هدف و یک کانسپت دارد. اگر غیر از این باشد ارزش نقاشی که داریم انجام میدهیم را درک نکردیم و خوب هم نمیتوانیم انتقال دهیم. بنابراین احتیاج دارد به یک فکر و ترکیببندی، تکنیک، حرف زدن و معرفی کردن ارزشهای اثر و اجرای مناسب و صحیح کار. برای مثال، تبلیغاتی در خیابان به نمایش درمیآید که بسیار زیبا است و به آن پرداخته شده است، در صورتی که در همان جا روی دیوار کناری خیابان یک نقاشی میبینی که یک دسته گل کشیده شده و چند شاخه از آن آویزان است و روی هر کدام از شاخهها سر یک شهید را قرار دادهاند. این نقاشی چندین عیب اصلی دارد. اول اینکه نقاشی آنقدر آفتاب خورده که رنگهای قرمزش کمرنگ شده، دوم این که کیفیت طراحی به قدر زیادی پایین است، سوم اینکه قرارگیری عکس شهدا روی دستهگل، گویای چه مطلبی است. در صورتی که شهدا بار معنوی و ارزشی دارند و این در حالی است که در نقاشیهای دیواری ما شاهد تلفیق گل و شهدا با یکدیگر هستیم. این سوال پیش میآید که چرا گل را با شهدا باید تلفیق کرد؟! درست است که میخواهیم شهدا را گلهای بهشتی معرفی کنیم، ولیکن این کار با اجرای بسیار ضعیف، به تفکر مخاطب آسیب میزند و ضعیف عمل میکند.
در حقیقت تمرکز ما باید این باشد که چگونه ضعفها را به نقاط قوت تبدیل کرد. در این میان نقاشیهای شهری هستند که نقاط قوت خودشان را نشان میدهند. برای نمونه یک نقاش ماهر به نام آقای مهدی قدیانلو که بیشتر فضاهای سورئالیسم را طراحی میکند؛ تصویری که گویای این است که از داخل دایره آدمها دارند راه میروند و انگار دارند سقوط میکنند و اینکه از توی تونلی دارند رد میشوند که آن طرف آسمان است و یا فضاهایی که آدمها از یک پنجره میروند پایین و از پنجره دیگر میآیند.
اگر اجرای نقاشیهای دیواری منطقهبندی شود و گروههای هماهنگ و مشخصی از نقاشان هر کدام در یک منطقه فعالیت کنند باعث میشود که کارهای مشابه هم دیده شود، هم شناخته شود، هم مشاهده کنیم که چه بازخوردی دارد و چه میزان تأثیر گذاشته است و چه میزان آدمها را جذب کرده است و چه نقاط ضعفی داشته و چگونه میشود آنها را بر طرف کرد.

نتیجهگیری و ارائه راهکارهای اجرایی مناسب نقاشی شهری
بهعنوان اصلیترین راهکار، موضوعبندی نقاشیهای شهری مسئله است، مثل مشخص کردن محور برای نقاشیهای شهری. دقیقاً مثل همایشهایی که با یک محور مشخص برگزار میشوند، برای گرافیک شهر هم یک محور بگذاریم. مثلاً با محوریت جنگ، طبیعت و...؛ این امر چهره شهر را یک فضای هویتدار میکند و یک فضای مناسب برای رقابت ایجاد میکند. در آن صورت است که میشود یک قضاوت صحیح بکنیم و آثار را ارزشگذاری کنیم؛ از قبیل کارهای زیبایی که شهرداری هر سال برای عید نوروز انجام میدهد. هر کاری اگر یک استراتژی مناسب داشته باشد و کانسپت آن قرار بگیرد و یک زمانبندی مناسب و تکنیک خوب داشته باشد قطعاً دیده میشود. اگر تکرار فرم، تکرار ابعاد، مصالح و موادی که باعث شده شهروندان یک حجم خاص را به خاطر بسپارند شناسایی کنیم (شاپوریان، 1386) و از نظریه گشتالت استفاده بکنیم، میتوانیم ریتم، تکرار و جایگاهی که برای آنها ذهن میتواند پیشبینی بکند را پیدا کرده و سپیدخوانی کنیم.
موضوع دیگر که اهمیت دارد کانسپت است، یعنی فقط نگویم که بروید تخممرغها را نقاشی کنید. تخممرغها را با چه هدفی میخواهید نقاشی کنید و میخواهیم به چه چیزی برسیم با نقاشیهایمان، میخواهیم به یک ایده برسیم. بر فرض مثال ما میخواهیم محصول خاصی را بفروشیم، پس تبلیغات را به آن سمت و سو ببریم. هر تصویری بایستی یک شعار تبلیغاتی داشته باشد؛ برای هر نقاشی در سطح شهر باید یک ایده داشته باشیم و جاهایی باید نصب شود که در یک منطقه تکرار شود و اگر یک شعاری را دارد میدهد، آدمها آن را از نقاشی درک بکنند نه اینکه شعار را در کنار نقاشی بنویسیم.

فهرست منابع و مراجع
برندی، چزره، (1386). نظریههای مرمت (تئوری مرمت)، ترجمه پیروز حناچی. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
شاپوریان، رضا (1386). اصول کلی روانشناسی گشتالت. تهران: انتشارات رشد.
کرمان نیوز آنلاین: http://www.kerna.ir/news/1388/10/10/news506
معمار نیوز: http://memarnews.com

معرفی کتاب

  • همایش بازنمایی فضاهای شهری در هنر و ادبیات مجموعه مقالات به کوشش: معاونت برنامه ریزی و توسعه سازمان زیباسازی شهر تهران سال چاپ: 1392   امروزه فضای شهری به عنوان فضایی واسط میان دنیای درون و بیرون افراد نقشی عمده در روزمرگی های شهروندان دارد. بی شک شناخت کاربردهای این فضا در حوزه های متفاوت و بهره گیری از نظریه های روز دنیا ، کارشناسان و متخصصان شهری را در ارتقاء و بهینه سازی سطح زندگی شهروندان یاری خواهد کرد. کتـاب بازنمـایی فضاهـای شهری در هنر وادبیات با نگاهی کاربردی و بینارشته ای به مطالعات شهری، تلاشی است برای استمرار چنین دیدگاه مدبرانه وتوجه به پالایش شهر وفضاهای شهری در مدیریت شهری که می کوشد با بررسی و موضوعات مبتلا در جهـان و به خدمـت گرفتـن رویکـردهای پیشنهادی دیگران، شهر را به جایگاهی که شایسته برای زیستن شهروندان باشد، تبدیل نماید.    

آینه رسانه ها

آینه رسانه ها

نگارخانه