تضاد و تباین مصالح: هویت نمای شهری تهران

چکیده
تضاد و تباین مصالح یکی از چالشها و مسائل مهم در تحلیل هویت در نمای شهری تهران است. از یک سو بنا لازم است منحصر به فرد باشد و این به مفهوم «تفاوت» است؛ از سوی دیگر بایست با سایرین هماهنگ باشد، از این رو میتواند دارای هویتی متفاوت باشد. مروری بر شهر تهران نشان میدهد که تهران هم به عنوان یک شهر - شهر تهران - ماهیتی را دارا می باشد که به آن اختصاص داده می شود، اما به واسطه وضعیت جغرافیایی و منطق های خود، ویژگی هایی را کسب میکند که باعث کسب ماهیت شهری میشود. تهران به واسطه موقعیت و هویت پایتخت بودن، خاطرات ویژه خود را دارد. تصویری که از تهران قدیم به یاد می آوریم شامل مجموعه المان هایی است که تهران را ساخته اند؛ همان تصویری که امروزه با دیدن آن، تصاویر تهران قدیم در ذهن ما تداعی میشود. البته امروزه تاحدودی این نشانه های شهری در تصویر معاصر تهران کمرنگ شده است و عموماً بر این نظر هستیم که چهره شهر تغییر کرده است.

مقدمه
هویت شهر در گرو بسیاری از عناصر تأثیرگذار بر آن است که عوامل تشکیل دهنده شهر محسوب می شوند. جزئیات شهری که تشکیل دهنده کالبد آن هستند، تصاویر متفاوتی از شهر می سازند. تصویری از شهر به مثابه فرآیندهای تاریخی، به مثابه اثر هنری و حتی به مثابه مظهر کارکردها توسط این عناصر در ذهن ها تداعی میشود. این عناصر تشکیل دهنده کالبد هستند که مدیریت بصری یا مکانی از فضای شهری را در اذهان استفاده کنندگان انجام میدهند و ساکنین و استفاده کنندگان با کنار هم قرار دادن این ضوابط، هویتی از شهر را درک میکنند. یکی از این عناصر بسیار مهم، نمای شهری است که دسترسی بصری بیشتری با استفاده کنندگان دارد و تأثیر مستقیم در شکل گیری مفهوم هویت مکان در ذهن دارد. همانگونه که در طی زمان و با رواج یافتن بسیاری از سبکها در معماری و نحوه تزئین ساختمانها نگاه های متفاوتی در مورد شهر و معماری ایجاد شده است.
هویت به صورت کلی شامل دو جنبه میشود: 1- هویت بیرونی، هویتی است که به شیء مورد نظر داده می شود 2- هویتی است که به تدریج کسب می شود مانند هویت ملی، هویت شناسنامه ای، هویت جنسی و هویت اجتماعی که از بیرون کسب میشوند و تعدادی از عناوین هویت بخش از اراده خارج می باشند؛ مانند هویتی که یک زن دانشجو در جامعه کسب میکند، در واقع هویتی است که از جامعه کسب میکند. این نوع هویت از بیرون اطلاق و کسب میشود و شرایطی را به انسان می بخشد که به ناچار طرف پاسخگوی آن وضعیت خواهد بود و در هر وضعیت غیرقابل انکار است، چرا که هیچکس موقعیت، جنسیت و شرایط اجتماعی اش را نمی تواند انکار کند؛ مانند هویت انسانی که شخص از بدو تولد از مادر کسب میکند و در چهارچوب های اجتماعی قابل تعریف می باشد.
به همین منوال شهر هم یک هویت بیرونی را از انسانها و جامعه کسب میکند، چراکه خود شهر نیز با هویت بخشی به یک منطقه با شرایط خاص به وجود می آید، که تفاوتها در این زمینه باعث بهوجود آمدن عناوین مختلفی همچون شهر، شهرک، روستا و... از جانب ما می شود. به اینگونه است که هویت شهر با عناوین و چهارچوب های از پیش تعیین شده در ذهن ها شکل میگیرد. این چهارچوب ها یک مقدار قانونهایی که اجتماع تعیین کرده و یک مقدار قانون های طبیعی هستند و یک مقدار از آن نیز قانونهایی است که در طی زمان کسب میشود. شرایطی که باعث کسب این هویت می شود منوط به داشتن ویژگیهای خاصی است که در طی زمان کسب می شود؛ مانند فردی که تحصیلات خاصی را در رشتهای به دست می آورد و به مرور زمان آن ویژگی ها را کسب میکند و در آن موقعیت قرار میگیرد و هویتی را کسب میکند که متناسب با آن شرایط کسب شده است. هویت شهر نیز مانند همین مثال ها است، شهر نیز در طی زمان ویژگی هایی را کسب میکند که باعث کسب هویت از بیرون میشود.
هر انسان در طول زندگی، خود را با شرایط بیرونی مطابقت می دهد، از موقعیتهای اجتماعی و از موقعیتهای جامعه و از فضای سیاسی، ویژگی هایی را کسب می کند. این یک رابطه دوجانبه است که انسان پس از کسب آن از جامعه، آن را به جامعه پس میدهد. هویت مکانی که از بیرون کسب میشود و در یک رابطه دوسویه با جامعه از درون به بیرون منعکس می شود؛ در واقع یک فرایند دوطرفه است و اگر هنرمند را هم وارد قضیه کنیم در پی اینکه هنرمند، هویتش را از کجا کسب میکند، پاسخ میدهیم که هنرمند نیز این هویت را از جامعه کسب میکند؛ اما به واسطه فردیت خلاق خود و ویژگیهای خاص تحصیلی، هنری خود، آن را به جامعه بر میگرداند.

تهران و هویت تهرانی
تهران به عنوان "شهر تهران" ماهیتی را دارا میباشد که از بیرون به آن اختصاص داده میشود، اما به واسطه وضعیت جغرافیایی و منطقهای خود، ویژگی هایی را کسب میکند که باعث کسب ماهیت شهری می شود. هویت تهران به واسطه موقعیت فیزیکی اش روی نقشه در کشور ایران و در یک منطقه مشخص کسب شده است که از بیرون تهران را به عنوان پایتخت کشور ایران نشان می دهد که هویت پایتخت بودن تهران را شامل میشود. همچنین تهران، شامل یک هویت درونی نیز می باشد که برای افراد ساکن در آن بسیار مهم است. در واقع این هویت درونی چیزی است که ماهیت درونی شهر تهران را تشکیل می دهد. برای مثال در نام بردن از شهرها می گوییم شهر مقدس قم یا مشهد مقدس، آیا در واقع ماهیت فیزیکی شهرها شامل سنگ و خاک و ساختمان، تقدس را به آن شهر داده است؟ در پاسخ باید گفت که این هویت یک هویت معنوی اکتسابی است که با وجود یک سری المان هایی که در این شهرها وجود دارند و این ویژگی ها را دارند، به این شهرها اختصاص داده می شود. این معانی توسط فضای اجتماعی شهر به وجود می آید؛ در عین حال واسطه باورها، اعتقادات و اندیشه های مردم ساکن در آن شهر می باشد. به این صورت است که در صحبت از شهر شیراز هیچگاه شهر مقدس شیراز گفته نمی شود، با توجه به اینکه در شهر شیراز هم مساجد متعددی وجود دارد و حتی شاه چراغ، ولی پتانسیل قوی برای دادن یک لقب به یک شهر و هویت بخشی به آن نیست. همانگونه که ما هیچگاه جزیره کیش را نیز بهعنوان یک مکان مذهبی نمی شناسیم با وجود اینکه مساجد بسیاری در این جزیره وجود دارد، ولی ما هویتی تفریحی و توریستی برای این مکان قائلیم.
پس وقتی صحبت از هویت شهر است و در صورتی که تهران در هدف است، هویت تهران به عنوان یک کلانشهر، پایتخت و مرکزیت مدنظر است که دریایی از باورها، خواستها و علایقی که در ذهن هرکدام از ساکنانش نسبت به تهران ممکن است وجود داشته باشد. حالا با این سوال مواجه هستیم که اطلاق یک هویت به شهر تهران چیز مشخصی است؟ و پاسخ به این مورد چنین است البته که نه! چون می تواند دامنه وسیعتر از آنچه که گفته شد را دارا باشد، چراکه کسب هویت در ارتباط با گذر زمان و تغییرات نگرش های انسانی است و در پی این هویت یک چیز ثابت نیست و هنگامی که ما از هویت صحبت می کنیم، باید مشخص کنیم که از چه جنبه ای مورد نظر ما هست. در مورد تهران هم باید مشخص شود که هویت تهران معاصر یا تهران قدیم یا تهران قبل از انقلاب و یا تهران بعد از انقلاب مدنظر است، یا تهران زمان جنگ یا تهرانی که نام آن در جشنواره ها است را می خواهیم مدنظر قرار دهیم. تهران و همه شهرهای دیگر این ویژگی های متنوع را دارند.

تباین، هماهنگی و تضاد
مصالح به کار رفته در دیوارهای شهر، حرکت از «هماهنگی» به سوی «تضاد» را تشدید می کنند. به عبارت دیگر تباین، هماهنگی و تضاد میان قدیم و جدید در جایی قابل جستجوست که قدیم و جدید در کنار یکدیگر باشند. در این حال مسأله اصلی اینجاست که دیوارهای تهران قدیم را چگونه به یاد می آوریم؟ از این رو در بحث هویت نمای شهری دو بخش بزرگ هویت تهران قدیم و تهران جدید بیشتر مدنظر ما میباشد. در هویت تهران قدیم ویژگیهایی را داشتیم از نظر نمای بدنههای شهری و طراحی و زیباسازی نما و تزئینات نما و نقشمایه هایی که باعث تهران شدن این سازهها در آن زمان بودند و ویژگی هایی را نیز امروز مشاهده می کنیم.
زمانی ما می توانیم تهران قدیم را تصور کنیم که تصویری از آن موقع تهران دیده باشیم و این موضوع در حالی است که آخرین عکسها مربوط به دوره ناصرالدین شاه قاجار (فردی دولتی خانوادگی و ژورنالیستی) می باشد. ورود عکاسی به ایران و ظهور تهران در مجلات و ژورنالهای خارجی با توجه به عکسهای گرفته شده از تهران، یک هویت تدریجی برای تهران ساخت که خود این هویت ساختهشده در چهارچوبهای مدرن قرار گرفت؛ چراکه عکاسی یک پدیده مدرن وارد شده به ایران بود و در کادرهایی که در آن زمان هم از شهر تهران بسته میشد، هدف، نمایش دادن یک پدیده مدرن از تهران بود. بنابراین در مشاهداتی که از عکسهای آن زمان داریم بیشتر ساختمانها هستند که تهران را برای ما معرفی میکنند و تصویری که ما امروزه از تهران قدیم داریم، تصویری است که نسبت به زمان خودش پیشرو میباشد و نوع معماری، نوع تزئینات و پوششها را نشان میدهد؛ ولی در مقابل، از مردم کوچه و بازار و از رفتارهای اجتماعی، اطلاعات وسیعی در اختیار نداریم مگر تصاویر دربار و شکار و تفریحاتی که در آن زمان مورد علاقهشان بوده و تصاویری اندک از آن را ضبط کردهاند.
آنچه که ما امروز از تهران قدیم درک میکنیم، خاطره تصاویری است که دیدهایم، که بعد از آن ماشینها وارد شهر میشوند و خیابانها عریض میشوند و پس از آن عکسهایی را از میادین و خیابانهای اصلی شهر در اختیار داریم که نشان از پیشرفت در آن دوره را دارد. از مقایسه تصاویر آن روزهای تهران قدیم به این نتیجه می رسیم که تصاویر تهران قدیم در آن روزگار نیز تصاویر ثابتی نبودهاند و همان چهارچوبی هم که زمینه ساخت تهران قدیم بوده، خود یک چهارچوب التقاطی بوده است. چرا که ما نیز در آن زمان هم الگوهای اسلامی را مشاهده میکنیم که بیشتر در مساجد و فضاهای مذهبی خود را نشان میدهند (نمونههایی در شهر ری) و هم الگوهای وارداتی از غرب را میبینیم، بیشتر از دوران قاجار به بعد که در فضاهایی که جدید ساخته شده بودند، مشاهده میکردیم. این تصویر از تهران قدیم ما را بر آن میدارد که ببینیم فضاهای تهران قدیم در زمان خود، فضاهای قدیمی نبودند. در خود آن دوره نیز این بناها بیشتر بناهای جدید بودند و تهران همیشه در زمان خودش یک شهر پیشرو بوده است.
در مقام مقایسه و با توجه به مقایسه گذشته و امروز تهران با یکدیگر است که لفظ تهران قدیم شکل گرفته است و به همین دلیل امروزه خاطرات گذشته برای ما نوستالژیک است. خود این تصاویر، طلیعه یک دوران است و روند ساخت وسازها را به ما نشان میدهد؛ با نگاه کردن به تصاویر می فهمیم چگونه خانه قوام درست می شود؟ چگونه میدان حسن آباد فعلی شکل می گیرد؟ چگونه شمس العماره معنی پیدا میکند؟ برای مثال همان ساعتی که در عمارت شمس العماره میبینیم و یا تزئیناتی که در آن است، نشان از پیشروی در زمان خودش و گفتن یک حرف نو است که طراح آن از طرحهای سنتی در آن استفاده نکرده، ما به جای کاشیکاری زمان تیموری شاهد تزئینات جدید این دوره در بناها هستیم. بنابراین هویتی که تهران قدیم دارد برای زمان خودش اوانگارد و پیشرو است ولی چون در طی گذر زمان قدیمی شده، در زمان معاصر برای ما خاطره و تصویری از گذشته است.

انتخاب مصالح و هویت تهران
اگر سوال شود که چه چیزهایی ما را یاد تهران قدیم می اندازد؟ میتوان جواب داد حوض آب و هندوانه داخل حوض و غیره؛ تمامی اینها مصالحی برای ساخت خاطرات و هویت اصیل تهرانی هستند. دیوارهای کاه گلی و آجری، بوی رطوبت و صدای فواره؛ تمامی این ها تهران را به یاد ما میآورد. تصویری که از تهران قدیم به یاد می آوریم نیز براساس المان هایی است که در آن دوران در حال شکل گیری بودند و امروزه ما با دیدن آنها در عکسها، تصاویری از تهران قدیم را در ذهن زنده می کنیم مانند فوارهها، حوضها در میادین، دیوارهای کوتاه و شیروانی های آهنی، خانه های ویلایی قدیمی، کوچه های آرام، آجرکاری ها، کاشیکاری ها و دیوارهای بیخط و ساده که امروزه ما این نشانه های شهری را در تصویر معاصر تهران نمیبینیم و عموماً بر این نظر هستیم که چهره شهر تغییر کرده است.

مصالح ساختمانی و ایجاد تضاد قدیم و جدید
میتوان پرسید که دیوارها در تهران امروز چگونه اند؟ بهراحتی دیده میشود که مصالح ساختمانی نقش مهمی در ایجاد تضاد قدیم و جدید در شهر تهران داشته اند. امروزه با تکرار یک سری نشانهها از تهران قدیم در پی بازسازی فضاهایی هستیم که نمود تهران قدیم را برای ما داشته باشد مانند فضاهای سنتی در رستورانها که البته بیشتر در فضاهای داخلی این را میبینیم و کمتر در نماها و بیشتر در تزئینات و در تلفیق با مصالح و سبک های جدید شاهد آن هستیم. همین هویتها در فضای داخلی هم به صورت بسیار تفریحی و گذرا با آن برخورد میشود. استفاده از نمادهای تهران قدیم در مقیاس کوچک داخلی و به صورت التقاطی با المانهای خارج از هویت اصلی دیده میشود. در واقع در بسیاری موارد این برخورد توریستی فضای بزرگی از معماری را وارد تزئینات میکند، بدون توجه به اینکه آیا جایگاه استفاده این چنین از این نمادها صحیح است یا نه؟ و این باعث میشود که این تغییرات را در فضاهای بیرونی هم داشته باشیم ولی کمرنگتر، ولی بدنه هایی را میبینیم که قسمتی از آن پست مدرن، قسمتی از آن مدرن، قسمتی ماهیت رمانتیک دارد و قسمتهایی از آن هم هیچ ماهیتی ندارد و مقداری هم اشاره به سنت دارد و در پی این آشفتگی، وقتی ما این بدنهها را در شهر میبینیم، نمیتوانیم متمرکز شویم که کدام بخش از این درصدد کمک به ما است تا بتوانیم هویت را در آن بیابیم و کدام بخش مانع از آن است. آمیختگی تزئینات در بدنههای شهری چندگانه است و باعث میشود که ما نتوانیم بدنهها، نماها و تزئینات شهری را خوب دنبال کنیم، مگر اینکه کنجکاو باشیم. فقط در صورت حضور در فضاهای قدیمی است که میتوانیم تجربه حسی این هویت را داشته باشیم؛ در غیر این صورت در فضای کلان شهری، آشفتگیها این امکان را برای ما فراهم نمیکند. اما سیستم تزئینات بر بدنههای شهری امروزه به چند دسته تقسیم میشوند: یک دسته آن سری هستند که تمایل بسیاری بر سنتی بودن دارند، دسته دوم بر خلاف این دسته تمایل بر فرار از سنت و دسته دیگر هم تمایل به زنده کردن سنت دارد ولی نمی داند از چه نمادهایی استفاده کند؟
از جمله کارهای جدید که شهرداری در بدنههای شهری انجام داده، کاشیکاریهایی در سطح شهر، زیر پلها و غیره است که حس خوبی در ذهن شهروندان ایجاد میکند ولی از مهمترین ایرادات این کار، مقیاس کوچک و پراکنده آن در برابر مقیاس بزرگ شهر است که باعث نمیشود در ذهن مردم تصویری ایجاد گردد و شهروند با آن ارتباط برقرار کند. همانگونه که کسی امروز در پاسخ به این سوال که دیوارهای شهر خود را چگونه به یاد میآورید، پاسخی را نمییابد. حتی نمیشود گفت که بالای شهر و پایین شهر تا چه حد توانستند در پاسخگویی به هویت شهری پاسخگو باشند. چنانکه در ساختوسازهای تهران میبینیم در مناطق بالای شهر که بافت کاملآً روستایی داشته، ساختوسازهای بسیار مدرن انجام گرفته و همین الان این دوگانگی را در بیشتر جاهای تهران شاهد هستیم، مثل محله ظفر و زرگنده؛ دیدن دیوارهای کاهگلی در کنار خانههای بسیار مدرن امروزی. ولی امروزه نسبتاً فضای سنتی و قدیمی را بیشتر در جنوب شهرها میبینیم که این مورد به حفظ بناهای قدیمی کمک میکند، مانند خانه قوام که تبدیل به موزه آبگینه شده است، چرا که در آن زمان آن قسمت از شهر در پیشرفت بوده است. ولی باز هم همه این المانها در شهر حل شدهاند و خیلی پراکندهاند و باز هم نمیتوان تصویر واضحی از دیوارهای تهران امروز و تهران قدیم در شهر را ارائه داد.

تضاد قدیم و جدید
در یک مطالعه قیاسی نشان داده شد که در کشوری مانند لندن در انگلستان هنوز بدنه ساختمانی از قرن هجده و نوزده به همان صورت اول حفظ شده است، هرچند که داخل آن تغییر پیدا کرده است و داخل تمام این فضاها یک فضای جدید طراحی شده که هویت شهر را حفظ کرده است؛ چیزی که ما الان در تهران نداریم و تلاش درستی برای آن صورت نگرفته و اکنون نیز این کارها نیاز به یک بازبینی و مطالعه وسیع علمی دارد.
ما در عین حال که تضاد را در تهران جدید و قدیم داریم، نمیتوانیم بگوییم که این تضاد به یک هویت خاصی اشاره دارد، چراکه شروع آن بیبرنامه بود و بیبرنامه هم ادامه یافته است و الان هم به فضایی رسیده که ما شاهد آن هستیم و نتیجه یک تداخل و شلوغی بصری است و شکلی را شاهد هستیم که نه میتوان اسم سنت بر آن گذاشت و نه مدرن و هماهنگی هم بین فضای قدیم و جدید و یا فضای عبور از قدیم به جدید وجود ندارد. هویت آن یک هویت مستقل نیست؛ شهر تهرانی که امروز میبینیم یک شهر زیباست، یک مجموعه وحدت یافته از مجموعه رنگ و فرم ولی بدون هماهنگی، مانند جنگلی که از دور هماهنگ به نظر میرسد ولی از داخل بینظم است و مشکلات از دید نزدیک، بیشتر نشان داده میشود و اکنون خیلی مشکل است که بگوییم چه کار میتوان انجام داد تا شهر تهران به هویت برسد؛ چون هویت شهر تهران اینگونه به ما منتقل شده و تغییر آن بسیار سخت است. چنانکه انسانی که از بدو تولد با یک ژن به دنیا آمده و بزرگ شده، قابلیت تغییرات کلی ندارد؛ ولی میتوان با برنامهریزی و کار کردن روی آن، قسمتهایی را که قابلیت پرورش دارد، تقویت کنیم و قبول کنیم غیرقابل تغییر بودن قسمتهایی را که قابل تغییر نیستند و از آنجاکه انسانها در شهر با خاطراتشان زندگی میکنند ممکن است انسانهای بعد از ما هم تهران این دوران را بپسندند.
ولی در بین قشر طراح، انتقادات و افسوسِ از بین رفتن میراث گذشته بسیار است؛ همانگونه که انتقادات در بین طراحان و معماران از معماری دوران قاجار بسیار زیاد است، ولی از طرفی هم همان بناها، المانهای هویتبخش شهر تهران قدیم به شمار میروند. همچنانکه با وجود اینکه کاشی کاری هفترنگ دوران قاجار یک تزئینات سریع و ارزانتر از دوران صفوی بوده ولی ما امروز آن را یک المان هویتبخش در معماری میشناسیم، زیرا اگر همین نشانهها را هم که در دست است، قبول نکنیم، مانند این است که از گذشته، هیچ میراثی در دست نداریم. ما میتوانیم از تکرار و هنر بازاری استفاده کنیم بدین معنا که با مرمت کردن بخشهایی از فضای شهری، کارکتر قدیمی را حفظ کنیم ولیکن از طرفی دیگر همهجا را شبیه دوران صفوی بازسازی نکنیم؛ مثلاً نمایشگاهها را در نزدیک موزهها تشکیل دهیم تا نسبت به فضاهای سنتی وفاداری نشان دهیم و یا مسابقاتی برگزار کنیم تحت عنوان عکاسی از المانهای تهران قدیم. سپس با بررسی دیدگاههای شهروندان، المانهایی بسازیم که به سواد بصری مردم نزدیک باشد.

هویتبخشی از طریق تباین و تضاد
میدان آزادی در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ساخته شد و سالهای سال سعی کرد که با تهران همراه شود و موفق بود چون جزوی از نمادهای هویتی تهران شناخته شد و بعد از آن برج میلاد بود که توانست این جایگاه را کسب کند. هرچند نیازی نیست حتماً برای سمبلسازی بنایی با آن عظمت بسازیم که نسبتی با تهران ندارد؛ یک بنای کاملاً عملکردگرا و مدرن است که در بسیار جاهای دیگر دیده میشود. برخی معتقدند که برج میلاد تهران هیچ نمادی از تهران در خود ندارد و به این ادعا پاسخگو نبوده است، زیرا از نشانها و هویت اسلامی ایرانی برخوردار نیست. در هر صورت این بنا در تهران ساخته شده و ما نمیتوانیم آن را خراب کنیم. پس باید به کارهایی دست بزنیم که هویتبخشی را در آن احیا کند؛ میتوان با نورپردازی روی آن فرمهایی را به وجود آورد که نمادهای هویتی از تهران است.
آیا شهر با هویت، شهریست دارای «هماهنگی» یا «تضاد»؟ این مسأله راهگشای هویتبخشی به تهران امروز و آینده است. برخی از فضاهای شهری امروزه در تهران، توقعات را برآورده نمیسازند و در شرایط بسیار وخیمی هستند مانند میدان ونک که فقط به یک مسیر ارتباطی و گذر تبدیل شده است و هیچ هویتی را به شهروند انتقال نمیدهد. اینها باعث میشود که ما نتوانیم از عناصر هویتبخشمان به درستی استفاده کنیم.

نتیجه گیری
تضاد و تباین مصالح به خصوص در نمای شهری تهران؛ چالش همیشگی جدید و قدیم را نشان میدهد. موارد پیش گفته، پاسخی به سوال همیشگی ما دارد: چگونه میتوان به شهری با هویت دست یافت؟ پژوهشها اینگونه نشان داده است نماهایی مانند تصاویر شهدا با سهلانگاری انجام میشود و باعث بدتر شدن نمای شهری میشود. پس برای به نتیجه رسیدن و برنامه ریزی، ابتدا باید برای هر چیزی جایگاه داشته باشیم، برای هر جایگاه چهارچوب داشته باشیم، برای مواد و مصالح اجرایی، استانداردها و قوانین داشته باشیم، مانند کار موفق شهرداری تهران، نگارخانهای به وسعت یک شهر، که به خوبی توانست در اقدامی تباین هماهنگی و تضاد میان قدیم و اکنون را در کنار هم نشان دهد. این اتفاق نو در یک کلاس رخ داد. موضوعی که به خوبی نشان داد که تهران قدیم جای دوستداشتنی بوده است چنان که تهران فردا نیز میتواند تهرانی دوستداشتنی باشد.
فهرست منابع و مراجع
بوستان باغ ایرانی (1394). به نقل از: (http://www.agencytravel.ir) (2015-11-14)
تصاویر نایاب (1394). به نقل از: (http://www.nayabfun.com) (2015-11-14)
مومنی، علی (1394). گشت و گذار در کوچهباغهای درکه، (http://www.yjc.ir/fa/news/4374087) (2015-11-14)
ونتوری، رابرات (1392). پیچیدگی و تضاد در معماری، ترجمه محمدرضا منوچهری و سیدعلیرضا میرترابی، تهران: سمیرا.
هاچو (1394). کوچهباغهای «ده اوین» تهران، به نقل از: (http://www.boofi.site/forum/topic_33744) (2015-11-14).

تبلیغات فرهنگی

معرفی کتاب

  • همایش بازنمایی فضاهای شهری در هنر و ادبیات مجموعه مقالات به کوشش: معاونت برنامه ریزی و توسعه سازمان زیباسازی شهر تهران سال چاپ: 1392   امروزه فضای شهری به عنوان فضایی واسط میان دنیای درون و بیرون افراد نقشی عمده در روزمرگی های شهروندان دارد. بی شک شناخت کاربردهای این فضا در حوزه های متفاوت و بهره گیری از نظریه های روز دنیا ، کارشناسان و متخصصان شهری را در ارتقاء و بهینه سازی سطح زندگی شهروندان یاری خواهد کرد. کتـاب بازنمـایی فضاهـای شهری در هنر وادبیات با نگاهی کاربردی و بینارشته ای به مطالعات شهری، تلاشی است برای استمرار چنین دیدگاه مدبرانه وتوجه به پالایش شهر وفضاهای شهری در مدیریت شهری که می کوشد با بررسی و موضوعات مبتلا در جهـان و به خدمـت گرفتـن رویکـردهای پیشنهادی دیگران، شهر را به جایگاهی که شایسته برای زیستن شهروندان باشد، تبدیل نماید.    

آینه رسانه ها

آینه رسانه ها

نگارخانه