فناوریهای جدید و معمای هویت در نماهای امروزین شهرها

چکیده

کشور ایران به پیشرفتهای جهانی وابسته است و در این راه انسان عاقل و معنوی، مسائل و اطلاعات خود را باید بتواند با عقل، اندیشه و آزادی خود کسب کند همانند پلورالیسمی که در این 20 سال اخیر در زمینه معماری معاصر غرب وجود داشته و سبب دشواری تحلیل آن شده است. معماری مطلوب و شهر مطلوب باید در یک بستر آزاد به وجود بیاید و عوامل تأثیرگذار آن منتج از ارتباط با علوم انسانی و ذهنیت نو و پویایی بشری باشد. در دوره پهلوی اول، حضور مستشاران، باعث سیری از تحولات و گونهای از ملیگرایی معماری براساس الگوهای معماری مدرن غرب با حفظ برخی تزئینات به صورت محدود مربوط به دوره پیش از اسلام در نمای ساختمانها شد که به موجب این ملیگرایی به تبعیت کاربرد مصالح براساس ویژگیهای معماری مدرن باب شد که در آثار گورکانیان و فروغی میتوان مشاهده کرد. معماری اسلامی باید به لحاظ مفهوم بهروز شود و متناسب با زمان حاضر جهش یابد و در این راستا بهتر است در قدم اول بهجای استفاده از ترکیب "معماری اسلامی" از ترکیبهای راهگشاتری چون "معماری معاصر جوامع مسلمان" یا "معماری کشورهای اسلامی" استفاده کنیم تا در ارائه تعریف از معماری اسلامی دچار چالش نشویم. در شهر تهران، بناهای محروم از نور آفتاب که از همهجا ریشه دوانده، در حال حاضر معضل اصلی است و مشکل تراکم شهر عامل خفگی شهرهای امروزی است.

015 P 14

سفارت ایران در آلمان در شهر برلین طراحی داراب دیبا و همکاران 1831. (The Iran Project, 2015)

مقدمه

کشورهای اسلامی به دلیل تکیه بر اسلام و اصالت آن، بهعنوان یک الگوی عمومی برای تهیه و تدارک اصول معماری، امروز صاحب سبک ویژهی خود هستند که مطالعات معماری معاصر آن در مراکز مختلف دنیا بهعنوان یک هویت اساسی و معتبر در حال انجام است. لازم به تذکر است که هوشیاری، استقلالطلبی و بینشهای جدید اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در تمام این کشورها موجب شده است تا فرهنگ خود را بهعنوان یک اصل قبول کرده و در بین آرمانهای انقلابی غرب و دنیا، حرفی برای گفتن داشته باشند. بدیهی است که این مسیر به راحتی طی نشده است و فرهنگ استعماری جهانی، موانعی را بر سر راه دریافت ارزشهای محیطی و بومی این سرزمینها ایجاد کرده است. اما ایدههای اولیه و انگیزههای سنتی در آثار معماری جهان سوم و کشورهای اسلامی به خوبی به چشم میخورند. در اینجا اشارهای به معماران معاصر این کشورها خالی از لطف نیست: کارلوس میخارس در مکزیک، ادهیمویرسید در اندونزی، چارلز بوکارا و سعید مولین در مراکش، عبدالواحد الوکیت در مصر و عربستان سعودی، مظاهرالاسلام، صفیالحق و مبشر علی در بنگلادش و در هندوستان نیز به بالکریشنا دوشی، چارلز کورهآ و راج روال اشاره کنیم که هر سه این معماران هندی با کفایت و کمال ویژهای سنتهای دیرینهی هندوستان را در زبانی معاصر بازگو میکنند. به طور کلی در همهی کشورهای جهان، در معماری این بیداری و احساس به وجود آمده است که مایل هستند در درجهی اول خودشان باشند. هر چند مطالعهی عقاید و آثار ستارگان معماری بینالمللی ممکن است مفید و جذاب باشد ولی راه موفقیت، حفظ اصالتهای محیطی هر کشور و دریافت جوهر وجودی سنتها و فرهنگهای جاری است که تاریخ و ادب را در خود محفوظ میدارد. خود این مبحث برای کشور ما حیاتی و کلیدی است و بدون شک به تفکر و تعمق و همکاری کلیهی علاقمندان به فرهنگ و کشور نیاز داریم تا هویت درست معاصر خود را با درایت و احترام در این سرزمین بازیابیم (دیبا، 1374: 56). مروری بر معماری معاصر جهان و مسأله هویت نشانگر جایگاه بسیار ویژه و ممتاز جهانی شدن و فناوریهای جدید در روند رو به رشد معماری معاصر کشورهای در حال توسعه است.

جهانی شدن و فناوریهای جدید

تجربه رم کولهاس[1] نمونهای از تلاش برای به کارگیری فناوریهای روزآمد و پیشرفته در معماری و شهرسازی «جهانی» است. در غرب نوعی فردیتگرایی و تنوع و تکثر بیانی حاکم است. بیان معماری به گونههای بسیار متنوعی به وجود میآید و به نظر میرسد که دیگر همه چیز مجاز و ممکن است. برای همین هم تحلیل معماری معاصر غرب در این بیست سال اخیر و به خاطر پلورالیسمی که وجود دارد، کار دشواری است. این آزادی بیان اما، در ضمن، غناهای خاص و راههای جدیدی را هم باز میکند که آدمهای ساده در آن غرق میشوند و آدمهای روشن از آن غنای تمدن خویش را به دست میآورند. راهما در ایران نیز، حالا چه بخواهیم و چه نخواهیم، به پیشرفتهای جهانی وابسته است. بستن هر مرز اطلاعاتی، علمی و حقوقی مانند مطبوعات بینالملل، اینترنت، ماهوارهها و دیگر وسایل الکترونیکی، صرفاً یک اشتباه تاریخی بسیار بزرگ به حساب میآید. انسان عاقل و معنوی، مسائل و اطلاعات خود را باید بتواند با عقل، اندیشه و آزادی خود کسب کند. یک چنین انسانی، انسانی وفادار و اصیل برای کشور است؛ چرا که معلومات روز جهان را در ذهن خود دارد و بهعنوان فرزند این سرزمین حرفی برای گفتن در پردهی جهانی شدن دنیا خواهد داشت (موسسه توسعه هنرهای معاصر، 1394). از این رو میتوان دو مرز کاملاً مشخص را در آینده معماری و شهرسازی معاصر ایران نمایان کرد: 1- نگاه جهان و 2- عملکرد بومی.

ظاهر بناها و ساختمانهای مهم جهان در سالهای اخیر نیز تغییرات زیادی داشتهاند که ریشه در پلورالیسم حاکم بر گرایشهای نومدرن و بهخصوص پست مدرن دارد. مسائل پست مدرن در معماری بیشتر به ادا و اطوارهایی در روبنای ساختمان تبدیل شده و امروزه دیگر بهعنوان یک شیوه و سبک، چندان جایگاهی ندارد. چیزی که باقی مانده، مفاهیم مدرنیته است که آرمانهایی چون جامعه مدنی، عدالت زیست فضایی، مساوات و مشارکت مردمی، تساهل و تسامح برای دریافت نظریات دیگری، آزادی بیان برای ابراز وجودی بیدار و بسیاری مسائل ریشهای و فلسفی انسانی را در معماری به همراه دارد و میتواند به معماری نوین ایران و کشورمان تشکل ببخشد. ناگفته پیداست که معماری مطلوب و شهر مطلوب باید در یک بستر آزاد به وجود بیاید و عوامل تأثیرگذار آن منتج از ارتباط با علوم انسانی و ذهنیت نو و پویایی بشری باشد. در این ذهنیت، کشور و میراث فرهنگی خودمان همیشه و همواره باید حاضر و بیدار باشد، وگرنه همدیگر را کاملاً از دست میدهیم (کولهاس،1390). همانطور که در کتاب «رم کولهاس: گفتگو با دانشجویان» میبینیم که کولهاس، جهانی شدن و فناوریهای جدید را نه تنها یک محرک، بلکه یک پاسخ به نیازهای امروز معرفی میکند[2].

016 P 15

.رم کولهاس (و پیش از او مانفردو تافوری) قبل از تمام معماران معاصر و با بیان روشنتری از آنها متوجه این مسأله شد که معماری تحتالشعاع پدیده کلانشهر قرار گرفته است. در حالیکه معمارانِ دیگر به ناچار پذیرفتهاند که تنها و تنها طراح دکور داربست تجارت باشند، کولهاس در جبهه آخرین مخالفان این پدیده باقی مانده و به دنبالِ یافتن پایگاهها و ظرفیتهایی جدید برای معماری است. (افسون خیال، 4931)  

نماهای شهری: بازتاب هویت جامعه

نماهای شهری را میتوان بهترین بازتاب از هویت امروز در معماری و شهرسازی معاصر ایران معرفی کرد. در کلاسهای درس طراحی معماری و منظر شهری گفته میشود برای اینکه نوعی معماری به وجود بیاوریم، که ماندگار و باارزش باشد، نباید از شکل، آغاز کنیم؛ بلکه باید در آن نطفههای انسانیت، عدالت، برادری و آزادی را بکاریم. معماریای که با این بارمایه به وجود میآید، حتماً در طول تاریخ به علت نوبودن در آرمانهای جوهری خود، حرف جدیدی خواهد زد و خیلی مهم نیست که آن را با بتون، فلز یا آجر بسازید. به عبارت دیگر، هویت معماری را بایست در « بارمایه طراحی» جستجو کرد و نه در مصالح و شکل.

در یکصد سال گذشته و در دورههای معاصر آثار ارزشمند زیادی دیده نمیشودولیآثار منفردی وجود دارند که هر کدام بار مثبتی همراه داشتهاند. برخی از آثار معماری و کارهای وارطان، هوشنگ سیحون، شریعتزاده، کامران دیبا، جهانگیر درویش، نادر اردلان، هادی میرمیران و چند نفر دیگر از این جملهاند. معماری ملیگرا با گرایش به معماری مدرن غرب با شعار «نوگرایی[3]» تغییرات زیادی را ایجاد کرد. ریشههایی چون 1- انتقال دیکتاتورهای فاشیسم اروپا به ایران در کنار ظهور کمونیسم، سوسیالیسم و جریان بلشویک، 2- توسعه دانش فنی از طریق حضور مستشاران خارجی و بهخصوص آلمان در ایران از طریق شرکتهای بزرگ خارجی، 3- اقتدارگرایی در دوره پهلوی اول، و 4- رونق جریانهای احیاگرای اولیه و توسعه ملی و انتقال رویکردهای باستانگرایانه توأم با سلطهطلبی. این گرایش، به ساختوساز ابنیه دولتی نظیر شهربانی و شهرداری شهرهای مختلف ایران از جمله تبریز، ارومیه، شیراز، رشت، گرگان و غیره انجامید. خلاصه کلام آن که گرایش غالب در نماهای ساختمانها در این دوره، انعکاس گونهای از ملیگرایی معماری براساس الگوهای معماری مدرن غرب با حفظ برخی تزئینات به صورت محدود مربوط به پیش از اسلام است. از این رو از ویژگیهای بارز و شاخص این جنبش ملیگرایی در معماری میتوان به تبعیت کاربرد «مصالح» براساس ویژگیهای معماری مدرن اشاره کرد. این الگو در بناهایی چون ساختمان کاخ وزارت دادگستری، اثر گابریل گورکیان، تهران 1325؛ بانک ملی ایران، اثر محسن فروغی، تبریز؛ بانک ملی ایران، شعبه بازار تهران، اثر محسن فروغی، 1320؛ و همچنین در بانک ملی ایران، اثر محسن فروغی، شیراز؛ بهخوبی دیده میشود.

برای پاسخ به پرسش هویت ملی در ایران معاصر سه راه تاکنون شناخته شده است: ایران، اسلام و لیبرالیسم غرب. مهمترین نیاز امروز هارمونی است که باید ایجاد گردد. ایران و ایرانی بودن، منبعی برای داشتن هویت سرزمینی و تاریخی است و اسلام یک منبع هویت معنوی و یک جهانبینی وسیع، در جهت دیدگاه سیاسی و اجتماعی است و در نهایت اندیشههای غربی نوعی تلاش در جهت بهکارگیری سه گرایش مهم ملیگرای لیبرال، مذهبی و باستانگرا است که معماران در دورههای مختلف، رویکردهای مختلفی از آنها را برمیگزیدند. ظهور جنبشهای ملیگرا در سالهای 1304 تا 1320 نوعی آشتی میان تزئینات بومی (برگرفته از تزئینات معماری قبل از اسلام و دوران اسلامی) و فناوریهای جهانی است. برای مثال میتوان نیکلای مارکف و کریم طاهرزاده بهزاد را معرفی کرد. بیمارستان شاه رضا، امام رضا علیه السلام، اثر کریم طاهرزاده بهزاد، مشهد، 1307؛ ساختمان مرکزی پست، اثر نیکلای مارکوف، تهران، 1313؛ کالج آمریکاییها دبیرستان البرز اثر لئون مارکوف، 1304؛ مدرسه ایرانشهر، اثر آندره گدار، یزد، 1313 از این زمرهاند.

017 P 16

بانک ملی ایران، شعبه بازار تهران

 

018 P 16

ساختمان دادگستری تهران

فناوریهای جدید و سیمایشهری

اگر به آثار معماری در هر دوره با نگاه تحلیلی بنگریم، میتوان رابطه مستقیم میان «فناوری» و ظاهر «اثر معماری» را مشاهده کرد، همان چیزی که در سیمای شهرها و معماری و شهرسازی کهن ایران نیز قابل مشاهده و بازشناسی میباشد. اگر به خانه کاظمیها در بافت تاریخی تهران بنگریم، ریشههای فناوری طاق و گنبد در آن نمایان است. مسأله اساسی «صداقت» در بیان فناوری در ظاهر اثر معماری است؛ همین امر یک معماری را باارزش میکند. در این گونه بناها، سیمای ظاهری ساختمان انعکاس عواملی نظیر اشتراکات قومی، مذهبی، زبان، گویش و گنجینه فرهنگی سرزمین ایران است. معماری و شهرسازی معاصر ایران بیش از هر زمان دیگر نیازمند «اصالت» و «یکپارچگی» میان کالبد و محتواست.

معماری معاصر ایران از سویی چشم به پیشرفتها و تمدن غرب دارد و از سویی دیگر نیاز به بازخوانی تمدنهای باشکوه گذشته و تعریف قدرتی تاریخی از کشور خود. مقایسه وضعیت نماهای شهری امروز ما با نماهای گذشته و تحلیلی فراگیر از معماری امروز ما، ضرورت بازنگری در نماهای شهری را خاطر نشان میشود. در نگاهی جامعتر، نماهای آشفته، ترجمان توسعه نامتوازن است. معماری امروز تهران، تاوان سنگین یک توسعه ناهماهنگ را میپردازد. تهران از لحاظ جمعیت توسعه بیرویهای پیدا کرده است (دیبا، 1394). از یک سو بایست از هویت فرهنگی کشور حفاظت نمود و از سوی دیگر توسعه شهرنشینی فرصتهای برنامهریزی را کاهش داده است. به عبارت دیگر حفاظت و توسعه رو در روی هم قرار گرفتهاند.

019 P 17

خانه کاظمیها، تهران، خیابان 51 خرداد (منبع: نگارندگان)

020 P 17

خانه سلطانی قائن (موزه مردمشناسی)

021 P 18

سیمای کلی شهر تهران در تیر ماه 4931 (منبع: نگارندگان)

فناوریهای جدید چالشی جدی در برابر هویت بومی و انسجام در سیمای شهریست. چالش میان حفاظت و توسعه، از موضوعات بحث‏برانگیز مرمت شهر و معماری معاصر ایران است. اهمیت بناها، یادمان‏ها و بافت‏های باارزش شهری ایجاب می‏نماید که مورد حفاظت قرار گیرند؛ در مقابل، رشد و پیشرفت، مستلزم برخورداری از برنامه‏های مدون توسعه برای آینده شهرهاست. چالش اصلی از آنجا آغاز می‏شود که برخی از رویکردهای مبتنی بر توسعه، ثروت‏های فرهنگی و میراث ملی را تضعیف می‏نمایندو بعضی دیگر از رویکردهای مبتنی بر حفاظت، توسعه‏ی بافت‏های باارزش شهری را محدود می‏سازند. با مروری بر ادبیات موضوع و تجربه‏های مرمت شهری در ایران می‏توان دریافت که حفاظت بدون توسعه و توسعه بدون حفاظت، نمی‏تواند پاسخ‏گوی شرایط بافت‏های باارزش شهری در ایران باشد (حناچی و دیگران، 1386). در حوزه کاربرد فناوریهای نوین در نماهای شهری نیز چالش میان حفاظت و توسعه، بیشتر خودنمایی میکند. حجم بالای ساختوسازهای جدید نباید به کمرنگ شدن ثروت‏های فرهنگی شهرهای تاریخی ایران بیانجامد. هرچند ناگفته پیداست که معماری اسلامی باید به لحاظ مفاهیم بهروز شود چرا که در حوزه کالبد، معماری هر عصری متناسب با مختصات همان عصر بوده و تغییر یافتنش اجتناب ناپذیر است.

برای ساماندهی مفهوم نما در معماری و شهرسازی معاصر ایران[4] میتوان از آموزههای سایر کشورهای اسلامی و رویکرد طراحانه مربوط، استفاده کرد. معماری اسلامی ایرانی مبدأ خوبی برای الهام در معماری و شهرسازی معاصر ایران است؛ هرچند در حالت کلی بهتر است امروز بهجای استفاده از ترکیب "معماری اسلامی" از ترکیبهای راهگشاتری چون "معماری معاصر جوامع مسلمان" یا "معماری کشورهای اسلامی" استفاده کرد، با این هدف که در ارائه تعریف از معماری اسلامی دچار چالش نشویم و آوردن قید "اسلامی" در کنار معماری باعث افزایش حساسیتهای تاریخی و فرهنگی نشود، زیرا در محافل بینالمللی، آوردن ترکیب "معماری اسلامی" یادآور یک حالت تاریخی و قدیمی درباره معماری است. معماری و شهرسازی سایر کشورها میتواند درسی برای معماری و شهرسازی امروز ما باشد. نگاه نوآورانه و مبتنی بر فناوریهای نوین به مفاهیم خاص منطقهای، اصلیترین روش بازنمود منطقهگرایی است که به وسیلهی معماران در زمینههای بیگانه تجربه شده است. توجه به فناوری در قالب نمایش پوستهای در بیرون بنا و یا در چارچوب فرآیندهای برنامهریزی و ساخت مورد توجه معماران غیربومی بوده است. تحلیل آثار معماران مطرح در زمینهی فرهنگی نظیر کشورهای مسلمان حوزهی خلیج فارس، نشان از وجود مفاهیمی نظیر نمود فناوری مدرن، بیان استعارهای فرم، هماهنگی فعال با شرایط اقلیمی، توجه به ویژگیهای سایت، توجه به اصول معماری اسلامی، بهکارگیری جزئیات، مصالح و تزئینات بومی و الهام از مفاهیم خاص منطقهای دارد. بیان استعارهای فرمهای بومی در قالب فناوری مدرن، مهمترین رویکرد عملی معماران در زمینهی بیگانه در راستای ایجاد تعامل میان هویت جهانی و هویت منطقهای است. نمونههای موفق، بر فرآیند تعامل معمار و بستر طراحی تأکید داشته و به ایجاد زیرساختهای اجتماعی لازم جهت پیوند منطقی با ویژگیهای جهان امروز توجه دارند (شایان و همکاران، 1390: 49-60). نماهای شهرهای امروزین ما با آنچه در حالت کلی «هویت» نامیده میشود و در معماران از آن با عنوان «اصالت» یاد میکنند، فاصله گرفته و همین امر، زنگ خطری برای معماری و شهرسازی معاصر ایران است.

 

022 P 19

023 P 19

سفارت جدید ایران در لندن، طراحی آرمین دانشگر

فناوریهای جدید در کشور، هنوز به اندازه کافی شناخته نشدهاند و خود این امر موجب شده مشکلات بیشتری در سیمای شهرهایما پدیدار شود. کشور ما در صحنه جهانی با نگاهی بالا و باارزش دیده میشود و این اتفاق مدیون سطح آموزش عالی است، چرا که سطح تفکر را در جامعه بالا برده است و این خود دلیل منطقی است که در آینده، مملکت ما جزء ممالک بسیار خوب در جهان خواهد بود ولی از لحاظ تخصص نیروی انسانی بسیار ضعیف عمل میکند؛ چرا که ما آموزش را در کنار مهارت قرار ندادیم و این موضوع در معماری عامل رکود شده است (دیبا، 1393). آموزش عالی و تربیت نسلی متخصص و متعهد، ضرورتی مهم برای پاسخ به چالشهایی است که امروزه بیش از هر زمان دیگر گرفتار آن شدهایم.

 

024 P 20

مجتمع فرهنگی تفریحی خدماتی پاسارگاد، طراحی دکتر داراب دیبا 0831 (اتود، 4931)

 

025 P 20

ترکیب مصالح جدید و قدیمی در شکلگیری نماهایی که امروزه بیشتر با آن مواجه میشویم.

نتیجهگیری

چالش میان بهکارگیری فناوریهای جدید در بناها و آثار معماری روز ایران، به ابعاد مختلف معمای هویت در نماهای امروزین شهرهای ما دامن زده است. البته میتوان راهبردهایی مناسب برای هویتمندی معماری معاصر را از تجربههای صورت گرفته در سایر کشورهای در حال توسعه آموخت. مفاهیم طراحی در زمینه بیگانه، تحلیلهای مبتنی بر منطقهگرایی در آثار معماران غیربومی در کشورهای مسلمان حوزهی خلیج فارس، همه و همه درسهایی برای آینده معماری و شهرسازی ما به شمار میروند. نمای شهرهای امروزین ما، از آنچه از شهرهای بزرگی چون اصفهان در دوران صفوی میشناختیم، بسیار فاصله گرفته است. البته ضروری است که به جای قرارگیری در نوستالژی گذشته، از مفاهیم صحیح طراحی معماری برای ساماندهی و پیشرفت معماری معاصر ایران و در نتیجه نمای شهرهای امروزین ما استفاده گردد.

فهرستمنابعومراجع

اتود (1394). آثار معماری داراب دیبا. (www.etoood.com) (2015-08-27)

افسون خیال (1394). نقد کتاب: رم کولهاس: گفتگو با دانشجویان. (http://www.afsunexiyal.com/modules/news/article.php?storyid=26) (2015-08-27).

حناچی، پیروز، دیبا، داراب، مهدوی نژاد، محمدجواد (1386). حفاظت و توسعه در ایران؛ تجزیه و تحلیل تجارب مرمت در بافت‏های باارزش شهرهای تاریخی ایران، مجله هنرهای زیبا، 32، 51-60.

دیبا، داراب (1374). مروری بر معماری معاصر جهان و مسأله هویت، هنرهای زیبا، 1 (11)، 46-57.

دیبا، داراب (1393). معماری تهران امروز کمدی است یا روش تدریس اشتباه معماری در دانشگاهها. (http://vista.ir/news/19204323) (2015-08-27).

دیبا، داراب (1394). توسعه شهری تهران. (http://www.cafedexign.com/archive/index.php/t-5801.html) (2015-08-19)

سهیلی، جمالالدین، دیبا، داراب (1389). تأثیر نظامهای حکومتی در ظهور جنبشهای ملیگرایانه معماری ایران و ترکیه، مجله باغ نظر، 7 (14)، 27 تا 44.

شایان، حمیدرضا، عینیفر، علیرضا، دیبا، داراب (1390). مفاهیم طراحی در زمینهی بیگانه، تحلیل منطقهگرایی در آثار غیر بومی در کشورهای مسلمان حوزهی خلیج فارس، هنرهای زیبا، 38، صص49 تا 60.

کولهاس، رم (1390). رم کولهاس: گفتگو با دانشجویان، ترجمه امیرحسین هاشمی، تهران: نشر افسون خیال.

موسسه توسعه هنرهای معاصر (1394). رم کولهاس و طراحی موزه هنرهای معاصر مسکو، به نقل از هنر آنلاین - خبرگزاری هنر ایران. (http://www.honaronline.ir/Pages/News-58325.aspx) (2015-08-22).

The Iran Project (2015). Iran Embassy in Germany, (www.theiranproject.com) (2015-08-27).

 


[1]. رم کولهاس یکی از برجستهترین معماران معاصر و صاحب دو کتاب مهم «نیویورک هذیانی» و «کوچک، متوسط، بزرگ، خیلی بزرگ» است. او توجه ویژهای به نسبتِ میان کلانشهر و معماری دارد و معتقد است معماری بدون در نظر گرفتن نسبتاش با شهر بیمعناست. او هیچگاه نخواسته تسلیم خواستهای از پیش شکلگرفته کلانشهرها شود و همواره در کارش بهنوعی با این خواستها مبارزه کرده است. کولهاس گذشته از این که معمار بسیار برجستهای است، بهعنوان یکی از مهم‌‌ترین نظریهپردازان معاصر در حوزه معماری و شهرسازی نیز شناخته میشود. (موسسه توسعه هنرهای معاصر، 1374)

[2]. رم کولهاس (و پیش از او مانفردو تافوری) قبل از تمام معماران معاصر و با بیان روشنتری از آنها متوجه این مسأله شد که معماری تحتالشعاع پدیده کلانشهر قرار گرفته است. در حالیکه معمارانِ دیگر به ناچار پذیرفتهاند که تنها و تنها طراح دکور داربست تجارت باشند، کولهاس در جبهه آخرین مخالفان این پدیده باقی مانده و به دنبالِ یافتن پایگاهها و ظرفیتهایی جدید برای معماری است. (افسون خیال، 4931)  

[3]. جهت اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به: مقاله تأثیر نظامهای حکومتی در ظهور جنبشهای ملیگرایانه معماری ایران (سهیلی و دیبا، 9831: 27-44)

[4]. مراجعه شود به: «مساجد معاصر کشورهای اسلامی»، انتشارات آکادمی لندن، 3731.

معرفی کتاب

  • فصلنامه "تبلیغات" شماره هجدهم که در تیر ماه نود انتشار یافت صفحاتی را به موضوع "نگاه زیباسازی، نگاهی مردمی" اختصاص داد       برای بارگزاری این مطلب اینجا را کلیک کنید
معرفی کتاب و انتشارات سازمانی

آینه رسانه ها

آینه رسانه ها

نگارخانه