شهرهای زنده برای به زیستن

شهر پدیده‌ای دو گانه است. پدیده‌ای که مفهومی متفاوت و در عین حال منسجمی می‌تواند داشته باشد. اگر یک شهر را به عنوان یک منظومه زیستی منسجم بدانیم، که دارای یک مفهوم کلی است، می‌توان از دو منظر مورد توجه قرار داد. منظر اول، از دیدگاه شهروندانی که در آن شهر زندگی می کنند. کسانی که با کالبد و پیکره شهر ارتباط دارند. در فضاهای مختلف آن زندگی می‌کنند و از خدمات و امکان آن استفاده می‌کنند و در واقع شهروندان واقعی و دائمی شهرشان هستند. منظر دوم هم از دیدگاه کسانی که شهروندان آن شهر نیستند و تصویری کلی از آن شهر را در اختیار دارند. افرادی که با دیدن سیما و ظاهر یک شهر و آنچه که مردمانش می‌نمایانند، می‌توانند تصویری برای خود از شهر مورد نظر به وجود آورند.
درک این دو منظر می‌تواند متفاوت باشد. اما در عین حال می‌تواند انسجامی درونی داشته باشد. به عنوان مثال دو مفهوم «شهروند تهران» و «شهروند مشهد» تفاوت بسیاری با هم دارد. اول از منظر اینکه هر کدام از این دو شهروند در یک شهر متفاوت با اقلیم و محیط زیست متفاوت یا همسان زندگی می‌کنند. نوع امکانات و خدماتی که در هر شهر وجود دارد، می‌تواند تفاوت داشته باشد و شیوه زندگی هر شهروند نیز می‌توان با آن دیگری متفاوت باشد. از منظر دوم نیز تلقی هر کدام از این شهروندان از یکدیگر نیز می‌تواند ناشی از یک تصویر درونی متفاوت باشد.
در یک کلام می‌توان گفت که هر شهر روحی متفاوت و منحصر به خود دارد. روح یک شهر بیانگر زندگی است که در آن جریان دارد. می‌توان برای یک شهر روحی زیبا تصور کرد. می توان برای شهری دیگر روحی سخت و سنگین. آنچه در درک زیبایی و زشتی روح یک شهر موثر است، تعلق و حس شهروندان نسبت به یک شهر است. در واقع روح هر شهر تنها برآمده از مهندسی و معماری آن نیست. بلکه روح یک شهر از ساکنان و شهروندانش نشات گرفته‌است.
این شهروندان هر شهر هستند که می‌توانند تصویری ماندگار برای خود یا شهروندان دیگر شهرها که از منظری متفاوت به شهرشان می‌نگرند ایجاد کرد. فقط کافی است شهروندان هر شهر برای آنکه تصویری زیبا ایجاد کنند، حرکتی کوچک را به وجود آورند.
هنگامی که به شهری توسعه یافته می‌روم از دیدن زیبایی و تمیزی یک شهر شگفت زده شویم. اما واقعیت این است که آنچه در شکل گیری روح یک شهر موثر است، تنها فعالیت‌های مدیران و مسئولان هر شهر نیست. بلکه شهروندان شهرهای مختلف برای ایجاد زیبایی‌ها تاثیری بسیار دارند.
مشارکت شهروندان برای ایجاد حس زیبایی چه از منظر شهروندی که خود در آن شهر زندگی می‌کند و چه از منظر دوم، می‌تواند روح یک شهر را تغییر دهد.
شاید دیدن تصویری از گلدان‌هایی که بر بالکن خانه‌ها جای گرفته است، حس هر شهروند تغییر کند. شاید دیدن یک تصویر زیبا از زندگی گیاهی در فضاهای زیستی، حس حیات و زندگی در ما افزایش یابد. هر چه هست اقدامی کوچک از سوی هر شهروندی می‌تواند علاوه بر ایجاد حس زیبایی در درون هر شهروند، باعث افزایش حس روح زندگی در تصویر کلی یک شهر شود.
واقعیت این است که طبیعت، می‌تواند زندگی را به شهرهایمان بازگرداند. اگر مسئولان شهری بوستان‌های تازه می‌سازند، فضای سبز شهری را توسعه می‌دهند و باعث افزایش فضاهای فراغتی می‌شوند، شهروندان نیز می‌توانند با گذاشتن گلدانی بر روی بالکن خانه‌ها شهرشان را زیباتر کنند. شهری که در آن زندگی می کنند و می‌تواند روحی زیبا داشته باشد.

تبلیغات فرهنگی

معرفی کتاب

  • همایش بازنمایی فضاهای شهری در هنر و ادبیات مجموعه مقالات به کوشش: معاونت برنامه ریزی و توسعه سازمان زیباسازی شهر تهران سال چاپ: 1392   امروزه فضای شهری به عنوان فضایی واسط میان دنیای درون و بیرون افراد نقشی عمده در روزمرگی های شهروندان دارد. بی شک شناخت کاربردهای این فضا در حوزه های متفاوت و بهره گیری از نظریه های روز دنیا ، کارشناسان و متخصصان شهری را در ارتقاء و بهینه سازی سطح زندگی شهروندان یاری خواهد کرد. کتـاب بازنمـایی فضاهـای شهری در هنر وادبیات با نگاهی کاربردی و بینارشته ای به مطالعات شهری، تلاشی است برای استمرار چنین دیدگاه مدبرانه وتوجه به پالایش شهر وفضاهای شهری در مدیریت شهری که می کوشد با بررسی و موضوعات مبتلا در جهـان و به خدمـت گرفتـن رویکـردهای پیشنهادی دیگران، شهر را به جایگاهی که شایسته برای زیستن شهروندان باشد، تبدیل نماید.    

آینه رسانه ها

آینه رسانه ها

نگارخانه