شهر شهروندمدار

افزایش روزافزون پیچیدگی ابعاد مختلف زندگی شهری موجب شده تا دیگر رویکردهای پیشین مدیریت شهری پاسخگوی نیازهای فزاینده این گونه جوامع نباشند، در این راستا رویکردها و مباحث جدیدی به عرصه مدیریت شهری ورود پیدا کردند که هدف آنها مرتفع نمودن مشکلات مدیریت شهری و اعتلای ارزش های مرتبط با کیفیت زندگی است. از جمله این رویکردها و مباحث می توان به مواردی از قبیل جامعه مدنی،دموکراسی،تکثرگرایی،کیفیت زندگی،عدالت اجتماعی،مشارکت مردمی،شهروند محوری،مدیریت غیرمتمرکز و پاسخگو اشاره نمود. از میان مباحث مطروحه، در این نوشتار به بررسی رویکرد شهروند محوری و یا به عبارت دقیق تر شهر شهروندمدار می پردازیم.
علیرغم اهمیت رویکرد شهر شهروندمدار و افزایش توجه نهادهای ذی ربط به این مسئله در دهه های اخیر، این مهم در عمل آن طور که باید و شاید تحقق نیافته و با مشکلات عدیده ای دست به گریبان است. در میان عواملی که از گسترش سریع مشارکت جلوگیری می‌کنند، نبود فلسفه‌ای که بستر لازم جهت کوشش‌های مشارکت جویانه را فراهم آورد؛ به شدت رخ می نماید.
در راستای حل مشکل مذکور؛ صاحب نظران امر اساس کار خود را بر این مهم پایه ریزی نموده اند که شهر مبتنی بر ارزش های متعالی زندگی شهری است که براساس آزادی، برابری و حق انتخاب شهروندان استوار گردد، و شایان ذکر است که تحقق این امر مستلزم دخالت و همکاری فعال نهادهای اجتماع محلی، سازمان های غیر حکومتی و مردم نهاد در تمامی ابعاد مدیریت شهری است. به واقع رهیافت این دیدگاه؛ به برنامه ریزی «از پایین به بالا» تأکید داشته و تصمیم گیری و چاره اندیشی در خصوص حل مسائل شهری را بر مبنای اجتماعات محله ای یا محلات شهری پایه گذاری می نماید.
از سوی دیگر لزوم توجه به این نکته حائز اهمیت است که ساکنین امروزی شهرها قادر به برقراری ارتباط روحی با محیط خود نیستند، حس تعاون و همکاری آنها از میان رفته و فرصت ها و زمینه های لازم برای بروز جنبه های مثبت شخصیتی از سوی افراد وجود ندارد. به نظر می رسد که وجود الگوهای پدرسالارانه و متمرکز در مدیریت شهرها و عدم توجه به خواسته ها و نیازهای شهروندان در جریان مدیریت امور شهری، موجب بروز مشکلات متعددی شده و در نهایت زمینه ناپایداری هرچه بیشتر شهرها را رقم می زند .
یکی از گام های مهم در جهت رفع معضلات مطرح شده، جلب مشارکت شهروندان و در نظر گرفتن خواست ایشان در مراحل مختلف طرح‌ریزی و اجرای طرح‌های شهری است، زیرا قابلیت اجرائی این طرح‌ها، بدون انطباق با نیازها و تمایلات شهروندان کاهش یافته و حتی از بین می‌رود.
لازم به ذکر است که مشارکت های مردمی می تواند در تمامی عرصه های زندگی از جمله زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... نمود یابد. تحقق این امور مشارکتی بستر مناسبی را برای حصول کیفیت های متعالی زندگی شهری فراهم نموده و زمینه گذار از حکومت به سمت حکمروایی شهری را محقق می سازد.چراکه این شیوه از مدیریت شهری ضمن بهادادن به خواست ها و اندیشه های شهروندان، موجب ارتقای حس مسئولیت پذیری شهروندان می گردد.زیرا استفاده از نظرات مردم در جریان امور مرتبط با مدیریت شهری باعث می شود تا حس تعلق به محیط زندگی در ساکنین القا شده و این احساس در آنها قوت گیرد که می توانند در ساخت محیط اطراف خود ، نقش به سزایی داشته باشند.
در ادامه به منظور تبیین و درک بهتر ابعاد مختلف مشارکت و نقش کلیدی آن در شکل گیری شهر شهروندمدار؛ این مفهوم را از ابعاد مختلف تشریح نموده و در نهایت به بیان یک الگوی کلی شهر شهروندمدار می پردازیم.
1. مشارکت شهروندان در شهر
امروزه نجات جوامع شهری و حل مشکلات اقتصادی ـ اجتماعی مبتلابه آنها، بیش از پیش مستلزم مشارکت اقتصادی ـ اجتماعی شهروندان در اداره امور شهرهاست. در واقع در چنین شرایط پیچیده ای، بسترسازی جهت زیست پذیری شهرها و ارتقاء سطح کمی و کیفی آنها، صرفاً از طریق روابط متقابل شهروندان و مدیران شهری میسر می گردد. این مشارکت باید به‌گونه‌ای ساماندهی شود که بر حقوق شهروندی و نقش کلیدی آنها به عنوان گردانندگان اصلی شهر صحه گذاشته و این احساس را عمیقاً در آنها القا نماید که نقطه عطفی در رشد و توسعه شهرها هستند.
لذا صاحب‌نظران مدیریت شهری به دنبال آن هستند تا در راستای بهبود وضیت فعلی، بخشی از جنبه‌های مدیریت شهری را به نهادهای مردمی واگذار نمایند. در واقع آنها معتقدند که مشارکت شهروندان ضمن زمینه سازی جهت استفاده بهینه از ظرفیت‌های موجود شهر، موجب ارتقا شور و شوق مردم برای مشارکت در امور شهری گشته و روحیه سازندگی آنها را افزایش می‌دهد.از سوی دیگر، مردم به واسطه قرار گرفتن در بطن فرآیند زندگی شهری، می‌توانند خواسته‌ها و نیازهای شهروندان را به خوبی شناسایی نموده و راه‌حل‌های پیشنهادی مطلوب و خلاقانه ای را ارائه نمایند. در نهایت مشارکت مردم در فرآیند توسعه شهری، اهرم موثری برای شناسایی چالش ها و تنگناهای اجتماعی از سوی مدیران شهری بوده و این امر می تواند در جهت بهسازی و توسعه شهری مثمرثمر واقع شود.
قابل ذکر است که متأسفانه مفهوم مشارکت مردمی در امور مرتبط با مدیریت شهری در کشور ما بسیار کم‌رنگ بوده و از پیشینه ضعیفی برخوردار است، عدم وجود سازمان های مردم نهاد برای اداره امور شهر و متمرکز کردن کار طرح‌ریزی در بخش مرکزی، باعث شده تا امر مدیریت شهری از سوی عامه مردم به صورت ملموس درک نشده و در عمل شکل انحصاری به خود بگیرد.
2. اهمیت مشارکت شهروندان در فرآیند برنامه ریزی شهری
همان طور که اشاره گردید حل پایدار معضلات شهری با توجه به ماهیت پیچیده آنها، نیازمند جامع نگری و توجه به ابعاد و جنبه های مختلف مشکلات می باشد. در همین راستا برنامه ریزی و مدیریت شهری تأکید خود را بر سطوح پایین تر و ابعاد ملموس زندگی شهری متمرکز نموده؛ به گونه ای که سیاستگذاری و برنامه ریزی های خود را به سمت خردترین واحد شهری یعنی «محله» و مشارکت شهروندان در سطوح محلی معطوف نموده است. از سوی دیگر به سمت تمرکززدایی مدیریت شهری گام برداشته و اساس استراتژی پائین به بالا، هدف های اجتماعی- اقتصادی و رفع نیازهای اساسی اکثریت مردم شهری و توجه به خواسته های شهروندان را در اولویت امور مدیریت شهری قرار داده است.
لذا برنامه‌ریزان و مدیران شهری اساس کار خود را برمبنای توجه به طرح‌های توسعه اقتصادی محله¬ای، تقویت سازمان های محلی، بهره‌گیری از نیروی کار و سازمانهای محلی، استفاده همه مردم از مزایای توسعه و امکانات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، اولویت بخشی به اجرای برنامه‌ریزی شهری و در نهایت اهمیت دادن به نیازهای اساسی همه مردم پایه گذاری نموده اند.
3. شهر شهروندمدار و کیفیت زندگی شهری
عوامل تاثیر گذار متعددی در خصوص کیفیت محیط شهری عنوان شده اند که از آن جمله می توان به کیفیت زندگی، کیفیت مکان، ادراک و رضایت شهروندی و قابلیت زندگی اشاره نمود.کیفیت زندگی در میان این عوامل مطرح شده به عنوان مفهوم مدنظر ما تمامی ابعاد کمی وکیفی از جمله چگونگی توزیع خـدمات و نیازهای مادی انسان و جنبه های ذهنی و کیفی همچون روابط اجتماعی، رضایت از زندگی، مشارکت و احساس همبـستگی اجتماعی و کلیه نیازهای معـنوی انسان را شامل می شود. نقش پررنگ مباحث مرتبط با مشارکت در میان عوامل موثر در شکل گیری کیفیت زندگی، کاملاً مشهود است؛ لذا بسترسازی جهت ایجاد عرصه ای برای پدیدار شدن ارزش های متعالی زندگی و ارتقای کیفیت زندگی، نیازمند تغییر در ساختار مدیریت شهری است.
در واقع برای رسیدن به یک شهر سرزنده و پویا، می بایست سیستم مدیریت و برنامه ریزی شهری به گونه ای سازماندهی شود که مشارکت شهروندان را به عنوان جز جدایی ناپذیر خود تلقی نماید. باید شرایطی فراهم گردد تا شهروند بتواند در نقش های مشارکتی مدیریت شهری، ایفاگر مسئولیت باشد بوده و از این طریق بتواند بستر مناسبی را برای پیشرفت و تعالی اهداف توسعه شهری فراهم نماید.
شهر شهروند مدار می بایست اساس خود را بر این مبنا استوار نماید که مدیریت شهری را به سمتی سوق دهد که ضمن آموزش مستمر شهروندان با هدف انجام امور مشارکتی برای بهبود امور شهری، اصل نظرسنجی مدام از شهروندان را در دستور کار خویش قرار دهد؛ به گونه ای که بتواند مدیریت شهری ای را رقم بزند که تجلی واقعی دموکراسی و خودگردانی محلی بوده و در عین حال بسترهای لازم برای ارتقای اعتماد بخش خصوصی و مردمی را نیز فراهم سازد.
در مجموع می توان این گونه عنوان نمود که لازمه بهبود اداره امور شهری، رفع ناپایداری از بدنه نهادهای مدیریتی و برنامه ریزی شهری و کارآمدسازی بیشتر در اداره امور شهر و تفویض وظایف و قدرت به محلات و مردم، حاکمیت قانون، عدالت فضایی در امکانات پاسخگویی، شفافیت، افزایش ظرفیت بخش خصوصی و سازمانهای غیر دولتی می باشد. همچنین توجه به این نکته را نباید از نظر دور نگاه داشت‌که لازمه شکل گیری شهر شهروندمدار، از یک سو مستلزم نظارت ‌مستمر شهروندان بر امور مدیران شهری بوده و از سوی دیگر پاسخگویی شفاف و حسن همکاری متقابل شهرداری و مسئولین را طلب می نماید.
به امید روزی که بتوانیم شاهد بروز و ظهور جوامع شهری شهروندمداری باشیم که در تمامی ابعاد زندگی شهری برای شهروندان و حقوق آنها ارزش به سزایی قائل بوده و با مدنظر قراردادن معیارهای حکمروایی شهری؛ در تمامی عرصه های مدیریت شهری شفاف، پاسخگو و عادلانه باشد و از این رهگذر بستر مناسبی را برای نمود ارزش های متعالی کیفیت زندگی فراهم نماید.

تبلیغات فرهنگی

معرفی کتاب

  • همایش بازنمایی فضاهای شهری در هنر و ادبیات مجموعه مقالات به کوشش: معاونت برنامه ریزی و توسعه سازمان زیباسازی شهر تهران سال چاپ: 1392   امروزه فضای شهری به عنوان فضایی واسط میان دنیای درون و بیرون افراد نقشی عمده در روزمرگی های شهروندان دارد. بی شک شناخت کاربردهای این فضا در حوزه های متفاوت و بهره گیری از نظریه های روز دنیا ، کارشناسان و متخصصان شهری را در ارتقاء و بهینه سازی سطح زندگی شهروندان یاری خواهد کرد. کتـاب بازنمـایی فضاهـای شهری در هنر وادبیات با نگاهی کاربردی و بینارشته ای به مطالعات شهری، تلاشی است برای استمرار چنین دیدگاه مدبرانه وتوجه به پالایش شهر وفضاهای شهری در مدیریت شهری که می کوشد با بررسی و موضوعات مبتلا در جهـان و به خدمـت گرفتـن رویکـردهای پیشنهادی دیگران، شهر را به جایگاهی که شایسته برای زیستن شهروندان باشد، تبدیل نماید.    

آینه رسانه ها

آینه رسانه ها

نگارخانه