مصادیق هنر اجرا در هنر محیطی ایران/ع.خاص


چکیده

امروزه هنر اجرا یکی از پرطرفدارترین شیوههای بیانی در بین هنرمندان بالاخص هنرمندان نسل جوان شده است. هنر اجرا هنریست که در لحظه اتفاق افتاده و بدن هنرمند در آن دخیل شده و به گونهایی هنرمند به خود اثر هنری بدل میشود. در این بین به واسطه منعطف بودن این هنر، نمیتوان بر آن تعریفی دقیق اراﺌه داد. در این مبحث سعی بر آن شده است که مصادیق و نمونههای یکی شدن هنر اجرا با هنر محیطی در جنبش هنر محیطی ایران مورد بررسی قرار گیرد.

روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق از طریق کتابخانهایی و اسنادی و مشاهده اجراها توسط نگارنده میباشد تا بتوان تعاریف و نمونهها را به منابع معتبر ارجاع داد. جامعه آماری شامل تمام هنرمندانی است که از عناصر طبیعی در هنر اجرا استفاده کرده و یا اجرای خود را به طبیعت بردهاند و در نهایت اثر خود را در زمره هنر محیطی نیز تعریف کردهاند. روش نمونهگیری به صورت تصادفی بوده تا بتوان نتایج به دست آمده را به کل جامعه آماری تعمیم داد.

در این تحقیق نیز برقرار بودن ارتباط مابین هنر اجرا و هنر محیطی به اثبات رسیده و هنرمندان محیطی هنر اجرا را به عنوان یکی از بهترین شیوههای بیانی خود انتخاب کردهاند که میتوان نمونههای ان را در تحقیق دید.


کلمات کلیدی:هنر اجرا، حادثه هنری، هنر بدن، هنر محیطی، هنر خاکی

مقدمه

هر دو معقوله هنر اجرا و هنر محیطی از جمله پرمناقشهترین شیوههای بیانی در جامعه هنری حال حاضر در ایران میباشند. هنر اجرا خود به تنهایی دارای پیچیدگیها و گیروگرفتاریهای تعریفی و معنایی بوده و هست چرا که پذیرای یک تعریف مشخص نبوده و قابلیت همراه شدن با همه انواع هنری به مانند نقاشی، مجسمه، چیدمان و غیره را دارد. در این هنگام، قصد ما بررسی هنر اجرا به تنهایی نبوده بلکه تلفیق این هنر با هنر محیطی در مصداقهای ایرانی آن میباشد. هنر محیطی در ایران خود دارای تعاریف و رویکردهایی است که وقتی با هنر اجرا ادغام میشود، مرز مابین هر دو این هنرها شکسته شده و گاه تمایز قاﺌل شدن و تمیز دادن آنها از یکدیگر کاری بس دشوار و ناشدنی میشود.  هنرمندان محیطی در ایران از بسیاری مواد و شیوههای بیانی در کارهای خود استفاده میکنند که یکی از این شیوههای بیانی را میتوان هنر اجرا دانست. این نکته که بردن یک اجرا به طبیعت میتواند به چه دلایلی باشد و چرا هنرمند ترجیح میدهد کاری را که در یک گالری هم میتواند انجام دهد به طبیعت برده است؛ نزدیک شدن این دو سوژه را جذابتر میکند.

در این تحقیق سوالهایی که در این راستا طرح شدهاند از این قرارند:

  1. نمونههای تلفیق هنر اجرا با هنر محیطی در ایران کدام آثارند؟
  2. استفاده از هنر اجرا در هنر محیطی به چه علت میتواند باشد؟
  3. چرا هنرمند کاری را که میتواند در یک گالری هم اجرا کند به طبیعت میبرد؟

فرضیههای این تحقیق نیز بدبن شرحاند:

-          این چنین فرض میشود که هنر اجرا به عنوان هنری منعطف و تطبیقپذیر، با هنر محیطی نیز این همگونی را دارا میباشد.

-          و استفاده از هنر اجرا مابین هنرمندان محیطی و در طبیعت در ایران امری  رایج و یکی از شیوههای بیانی دلخواه است.

در زمینه تحقیقات قبلی میتوان به کتاب "هنر اجرا" نوشته رزلی گلدبرگ و ترجمه مریم نعمت کاووسی اشاره کرد که بیشتر به بررسی تاریخ و سیر تحول هنر اجرا پرداخته است. همچنین پایان نامه خانم مریم شکرایی نیز با عنوان "عملکرد هنر اجرا به عنوان رسانه " به بررسی 30 پرفورمنس از هنرمندان ایرانی پرداخته  و آنها را از لحاظ فرم و محتوا با آثار غربی مقایسه کرده است. پایان نامه خانم زهره دلداده نیز با عنوان " گرایشهای زیست محیطی در هنر محیطی ایران" میباشد که به بررسی بین رشتهایی در این زمینه نپرداخته و تنها به دسته بندی این رشته هنری وپرداخته است. در این تحقیق سعی بر آن بوده تا فضای بین رشتهایی مابین هنر اجرا و هنر محیطی با رویکرد جنبش هنر محیطی در ایران مورد بررسی قرار گیرد.


تعاریف و واژگان

در ادامه تحقیق ابتدا نیاز میباشد تا هر چند مختصر به تعاریف واژگان کلیدی و مورد منظور نگارنده پرداخته شود تا درک نیات توسط مخاطب آسان گردد. در لغتنامه آکسفورد هنر اجرا اینچنین تعریف شده است: فرم هنری که تلفیقی از عناصر ﺗﺋﺍتر، موسیقی، و هنرهای تجسمی است. این هنر مرتبط با هپنینگ است( این دو شیوه گاهی اوقات هم معنی استفاده میشوند)، اما هنر اجرا با دقت بیشتری طراحی و برنامه ریزی میشود و به طور کلی به مخاطب اجازه دخالت نمیدهد(Chilvers, 2003, 447) . هپنینگ و یا حادثه هنری نیز این چنین تعریف میشود: تحتاللفظ به معنای " آنچه در حال روی دادن است". حادثه هنری چیزی بیش از نمایش تماشایی است زیرا تماشاگر، از مبنای یک بافت داده شده، میتواند با کنش در آمیزد. این کنش به روی کار بداهه باز است. حادثه هنری از سال 1958، تحت انگیزش آلن کاپرو، افزایش مییابد و سپس به یمن کنش ژان-ژاک لبل (Lebel) ، به نقاط دیگر دنیا خاصه به اروپا میرسد (میه، 1389،166). وقتی صحبت از هنر اجرا و هنر حادثهایی به میان میاید نمیتوان نامی از هنر بدنی یا Body Art نبرد؛ هنر بدنی جریانی ترکیب شده در ایالات متحده به اهتمام مجله آوالاش (Avalanche)، که در 1970 تاسیس شد و به طور عمده کارهای ویتو آکونچی و بروس نومان و دنیس اوپنهایم را معرفی می کرد. در واقع، گروه کنش گرایان وین در سالهای دهه 1960 یا حتی برخی از اعضای گروه ژاپنی گوتای در سالهای دهه 1950 این تجربه را، که هنرمندی به مناسبت کنشها یا اجراها یا قرار دادن بدن به عنوان پایه اجراها (از شکلک گرفته تا جراحت) از بدن خودش استفاده کند، از سر گذرانده بودند(میه،1389،174).با در نظر گرفتن هنر حادثهایی و هنر بدنی به عنوان شاخههایی از هنر اجرا، در این تحقیق تمرکز بر روی هنر اجرا قرار داده شده است؛ ولی بهترین تعریف را میتوان در کتاب هنر اجرا نوشته خانم رزلی گلدبرگ جست هنگامی که مینویسد؛ هنر اجرا در قرن بیستم، هنری است سهل با بی ثباتیهای بیپایان. هنرمندانی که از محدویدیت فرمهای تثبیت شدهو کلیشهای بیتاب شده بودند این آثار را آفریدند، هنرمندانی که مصمم بودند تا هنر خود را بیپرده به مردم اراﺌه نمایند. به همین خاطر، بنیان این آثار همیشه آنارشیستی بوده است و به دلیل ماهیت آن، این هنر از تعاریف مشخص یا دقیق به جز این بیان ساده که هنری است زنده که توسط هنرمندان اجرا میشود، سر باز میزند. هر تعریف دقیقتر بیدرنگ امکان خود اجرا را از میان میبرد؛ چرا که هنر اجرا آزادانه از همه رشتهها و رسانهها به عنوان مواد ادبیات، شعر،ﺘﺌﺍتر، موسیقی، رقص، معماری و نقاشی، و همچنین ویدﺌو، فیلم، اسلاید و داستانگویی بهرهبرداری میکند و آنها را در هر ترکیبی آرایش میدهد. در واقع، هیچ فرم بیان هنری دیگری از چنین اصول راهنمای بیمرزی برخوردار نیست، چرا که هر اجراگر تعریف خود را از هنر اجرا در طی فرآیند و رویکردش به اجرا میآفریند (گلدبرگ، 1388، 18). این تعریف با آزاداندیشی که به هنر اجرا میدهد همراهی آن را با دیگر انواع هنری تایید کرده و تلفیق هنر اجرا با هنر محیطی را نیز ممکن میکند.

اما حال نیاز است که هنر محیطی به عنوان شیوه بیانی دیگر در کنار هنر اجرا بررسی شود. هنر محیطی که در این تحقیق مد نظر ما میباشد در واقع شیوهایی است که اغلب اوقات با هنر خاکی یکی میشود و شامل آثاری میشود که از دستکاری در طبیعت به وجود آمده و محیطی را خلق میکند که مخاطب را مجذوب خودش میکند (Chivers,2003,198). هنر خاکی اصطلاحی کلی برای نامیدن کارهایی که در طبیعت اجرا میشود، مانند جابهجا کردن خاک و سنگ از میکاﺋل هایزر، رابرت اسمیتسون، والتر دماریا و همچنین استفاده از عوامل اقلیمی یا فصلی، یا گردشهای طولانی، به شیوه ریچار لانگ و همیش فالتون (Fulton)، که در طی آن هنرمند ردهایی از عبور خود بر جای میگذارد و عکاسی میکند(میه،1389، 175). در ایران هنر محیطی دارای تعاریف و رویکردهای خاص خود شده است. هنرهایی تحت عنوان هنرهای محیطی یا زیست محیطی به سه گروه عمده تقسیم میشوند. گروهی که زیبایی شناسی در آثارشان حرف اول را میزند و ممکن است پیام زیست محیطی در آن نباشد یا در لایههای ثانوی آن باشد و یا اصلا چنین دغدغهایی نداشته باشد و صرفا رفتار شکلی باشد. گروه دوم کارهایی هستند که فعال محیط زیست بودن در لایه اولش است و هنر در آن کم میباشد. گروه سوم گروه مابین هستند ولی نمیشود انکار کرد کارهایی در این قلمرو وجود دارند که هم ابداع و خلاقیت هنری در آنها به حد اعلی رسیده است و هم انچه که ما آن را بیداری و پیام میگوییم. حال این پیام هر آنچه آشکارتر باشد شاید بشود گفت که به شکل تبلیغاتی و یک بار مصرف نزدیک میشود ولی آثاری هم میبینیم که علاوه بر اینکه واجد این ویژگی است اما به عنوان یم اثر هنری همه آن موازنههای خلاقه و هنرمندانه را داراست (www.honarpress.com، 1390). ﻤﺆلفههای بومی ما با گوناگونی فرهنگی و اقلیمی و همچنین فقدان حمایت مالی کلان مرتبط است. ما در هر گوشه از ایران اقلیمهایی داریم که از نظر فرهنگی، آیینها و رفتارها با آثار ممزوج میشوند. خیلی وقتها در هنرهای محیطی ما تلفیقی از هنر اجرا و هنر بدن را داریم. در نتیجه میبینیم که یک نوع موسیقی و آیین در یک خطه از ایران به یکباره در کار دمیده میشود. این خود ویژگی هایی به اثر میبخشد که به ﻤﺆلفهایی بومی تبدیل میشود(همان، 1390).


مصادیق و نمونه آثار

برای بررسی در این زمینه به آوردن 15 نمونه از این تلفیق شیوه بیانی و تقسیم بندی آنها از لحاظ دغدغه زیست محیط، آیینی، شخصی واجتماعی- انتقادی میپردازیم؛ تا از این طریق بتوان به 2 سوال از پرسشهای تحقیق که استفاده از هنر اجرا در هنر محیطی به چه علت میتواند باشد؟ و چرا هنرمند کاری را که میتواند در یک گالری هم اجرا کند به طبیعت میبرد؟ جواب دهیم.

  1. عروسی ماهی خانم

این اثر متعلق به هنرمند فرزانه نجفی میباشد که در سال 1385 در جزیره هرمز در جنوب ایران اجرا شده است. هنرمند در مورد این اثر میگوید: این اجرا را از عروسیهای سنتی در جنوب ایران الهام گرفتهام که به چه صورت یک دختر را عروس میکنند و همچنان در خیلی از مناطق دختر از انتخاب همسر مورد علاقه خود محروم است و همچنان خانواده برای او تصمیم میگیرد. و حتی در بعد مرگ همسر نیز این خانواده است که برای او تصمیم گیرنده است. با توجه به عناصر بومی و محل اجرا یعنی در دریا، نماد ماهی را با تکنیک پرینت بر روی پارچه انتخاب کردم. همچنین استفاده از این عناصر و حضور یک مرد که نمادی از مردان ماهیگیر است به من کمک کرد تا به منضور نهایی خود در اجرای اثرم برسم. بسیاری از مردان در جنوب ماهیگیر هستند و جانشان را نیز در همین را از دست داده و خانواده و همسرانشان بی سرو سامان میشوند.

             

1-1. عروسی ماهی خانم، فرزانه نجفی، جزیره هرمز،ایران (عکسها ازآرشیو هنرمند)

در این اجرا هنرمند با توجه به سنت رایج در این مناطق اجرایی را طراحی کرده و با استفاده از عناصر بومی و تکنیک چاپ لباسهایی تهیه کرده و برای نزدیک تر شدن به مفهوم مورد نظرش نیز مکان اجرا را دریا انتخاب کرده است.


  1. حضور

این مجموعه اجرا متعلق به هنرمند و عکاس ایرانی راحله زمردینیا میباشد. او در مورد این آثار میگوید: ذهن جستجوگر ما به جاهای زیادی سفر می‌کند همچنانکه جسم ما در حرکت است و به نقاط مختلفی سفر می‌کند. بعد از هر سفر یاد و خاطره‌ای از آن مکان برای ما باقی می‌ماند که یک عکاس با دوربین حرفه‌ای‌اش و یک آماتور با دوربین معمولی عکسی فوری ازآن تهیه می‌کند.  در تصاویری که ما ازمناظر تهیه می‌کنیم بیشتر جنبه زیبایی‌شناسی آن برای‌مان ارجحیت دارد و می‌خواهیم آن را به صورت مستند ثبت کنیم و این عکس‌های فوری برای‌مان با ارزش هستند.«حضور» من در تمامی این مکان‌ها حسی برایم داشته که گاهی به مثابه سفرم بعد از مرگ به آن نگاه می‌کنم. طبیعت جاودانه در تصاویر من ثابت هستند، حضور فیزیکی‌ام محو شده تا حس درونم را بهتر القا کند. از نظر من حضور سفید رنگم در همه مکان‌ها رد و اثری باقی می‌گذارد که من آنها را با عکس ثبت کرده‌ام. حتی بعد از مرگ نیز این مکان‌ها نقاط پر رنگی خواهند بود. اگرچه جسم من از بین خواهد رفت ولی تصاویر باقی خواهند ماند.



2-1. حضور، راحله زمردینیا، آمریکا ( عکس از آرشیو هنرمند)


2-2. حضور، راحله زمردینیا، پلور، ایران ( عکس از آرشیو هنرمند)

هنرمند در این آثار ایدهایی که راجع به سفر و حضورش در طبیعت مناطق مختلف داشته را به واسطه عکاسی از این مناطق و ایجاد تصویری محو از پیکرهاش با استفاده ار هنر اجرا ثبت کرده است.

  1. از طبیعت

از طبیعت عنوان مجموعه دیگری از آثار راحله زمردینیا میباشد که با استفاده از پیکره خود و فرم دادن آن به مانند اشکال طبیعی اجرا کرده است. او در مورد این آثار میگوید: یک نوع بیان جستجوگری است که مذهب هم در ان ریشه دارد، مسلمانها عقیده به بوجود امدن از خاک و بازگشتن به خاک دارند و به نوعی خود را نیزموجودی ازاین طبیعت میبینم.

در این مجموعه بدنم نماد کودکی از زمین است و با فرمهایی طبیعی که در میان طبیعت دیده می شود به بیان  کم اهمیت خود در طبیعت می پردازم و بیشتر از آن  بر قدرت مادر زمین اصرار و پافشاری دارم.  در این مجموعه  ثبت بدنم در میان خلاء ها و فورمهای طبیعی در مناظرمتنوع ؛ نه تنها تاکیدی بر قدرت طبیعت بلکه اشاره ای به از کجا آمده ام و به کجا می روم دارد.


3-1 از طبیعت، راحله زمردینیا، آمریکا


از طبیعت، راحله زمردینیا، آمریکا 3-2


3-3.  از طبیعت، راحله زمردینیا، آمریکا (عکسها از آرشیو هنرمند)


  1. روح درخت

روح درخت عنوان ویدﺋو آرتی از هنرمند ایرانی فرشته عالمشاه میباشد که به صورت اجرا در طبیعت بوده و پس از فیلم برداری از آن، ویدﺋوی آن تهیه شده است. هنرمند در رابطه با اثرش این چنین میگوید: درختان خشک پلاستیک پیچ شده برای من نمادی است از حضور و دخالت انسان  در طبیعت میباشد. دخالتی که گاه نه به نفع طبیعت است ونه به نفع انسان.حضور تصنعات ، زباله ها و مواد شیمیایی و در نهایت مرگ تدریجی  طبیعت را موجب میشود .اسارت طبیعت در میان انبوه مواد پلاستیکی ، اسارت انسان است در ساخته های خویش . روح طبیعت ، روح درخت و روح انسان جدا نشدنی اند وآینده ی کودکانمان زنجیر خورده به آینده ی طبیعت، و زایش زمین و درخت و انسان حلقه های یک زنجیره اند. فرزندان ما همان فرزندان طبیعت اند و سرنوشت تیره یا روشنشان...
در این اثر خورشید نمادی است از زندگی و حیات و زایش . حضورش موجب باروری است و تابشش موجب تولد. عدم حضورش سردی و بی تحرکی است، تصاویری نزدیک به یخ زدگی . دراین ویدئو مانند ویدئوهای قبلی از مردم عادی و نه بازیگران استفاده کرده ام زیرا عقیده دارم موضوع چیزی فرای زندگی روزمره ی بشری نیست و مخاطب هنر، همان مردم اند و پرفورمنس های من عین زندگی ست.


4-1. روح درخت، فرشته عالمشاه، اصفهان، ایران (www.writeart.ir، 1389)


4-2. روح درخت، فرشته عالمشاه، اصفهان، ایران (www.writeart.ir، 1389)

  1. 5. ماهیهای یونس

ماهیهای یونس عنوان ویدﺋو آرتی دیگر از فرشته عالم شاه میباشد که به مانند اثر قبل اجرایی در طبیعت بوده که به وسیله فیلمبرداری ثبت شده و در حال حاضر ویدﺋوی آن در دسترس میباشد. او اینچنین در مورد اثرش توضیح میدهد: این ویدئو تمثیلی است از گرفتار شدن حضرت یونس در شکم ماهی و اسارت انسانهای امروزی در تصنعات. با توجه به خشک شدن تالاب گاوخونی و آسیب شدید زیست محیطی به این منطقه بر اثر بسته شدن آب رودخانه ی زاینده رود و دغدغه ها و دل نگرانیهای مردم این منطقه ، این ویدئو در خشک ترین نقطه مرکزی تالاب و با  همیاری و کمک اهالی و مسئولین خوب شهر ورزنه تصویربرداری شد. پلاستیک پیچ شدن یک انسان به دست خود، نقش هر انسان در شکم یک ماهی  و تمام ماهیها یک ماهی . در مجموع بیست و یک ماهی- انسان  پلاستیک پیچ شده، یک ماهی بزرگ را ساختند که در وسط  تالاب خشک و نمکزار شده ی گاوخونی هر زمان به آن جان خواهد داد.


5-1. ماهیهای یونس، فرشته عالمشاه، اصفهان، ایران (www.writeart.ir، 1388)


5-2. ماهیهای یونس، فرشته عالمشاه، اصفهان، ایران (www.writeart.ir، 1388)

هنر اجرا در اینجا به هنرمند این امکان را داده تا با تلفیق آن با هنر محیطی به بیانی بهتر در مورد دل مشغولیهای خود برسد. هنرمند در هر دو نمونهایی که در این تحقیق آورده شده، گرایشاتی زیست محیطی داشته که به واسطه شیوه اجرا و رسانه ویدﺋو اثر خود را اجرا و ثبت کرده است.

  1. من سیاسی نیستم

عنوان اجرایی است که هنرمند محمود مکتبی در جنگلهای شمال به اجرا در آورد. در این اثر هنرمند ابتدا استخوانهایی را از یک درخت آویزان کرد سپس در حضور تماشاگران خود را از درخت به صورت معکوس واژگون کرد. در اینجا هنرمند از بدن خود و هنر اجرا و تلفیق آن با عناصر طبیعی در طبیعتی ناب بهره برده است.


6-1. من سیاسی نیستم، محمود مکتبی، نوشهر، ایران (عکس از آرشیو هنرمند)


  1. 7. رهایی

رهایی عنوان اجرایی دیگر از هنرمند محمود مکتبی میباشد که در جزیره هرمز در جنوب ایران اجرا شده است. در این اجرا هنرمند ابتدا بدن خود را با خاکهای رنگی جزیره نقاشی کرده سپس بر روی صخرهایی خوابیده و بدن خود را در معرض موجهای خروشان دریا قرار داده است.



7-1. رهایی، محمود مکتبی، جزیره هرمز، ایران (عکس از آرشیو هنرمند)


  1. 8. پرندگان زنده رود

این مجموعه شامل نشانهها و علایمی هست که هنرمند نوشین نفیسی آنها را در محیطهای طبیعی چیدمان کرده است؛ که روند این چیدمان به صورت اجرایی با همکاری هنرمندان دیگر بوده است. نوشین نفیسی در رابطه با اجرای این اثر این گونه توضیح میدهد: " علم های پرندگان " با رویکردی به "جریده ها " و علائم عزاداری ساخته شده اند. در علامت های عزاداری از شکل نمادین پرندگان – نیم انسان و نیم حیوان – شکل های انتزاعی و زنگوله ها استفاده می شود ودر جریده ها نیز هر عنصر دارای اشارات رمزیاست. 
تعداد این علم ها 7 تا 10 عدد می باشد با حدودا  2متر ارتفاع. 7 عدد از آنها دارای 5 تا 7 شاخه چوبی هستند که بر سر پرنده یا پرندگانی در حالت های مختلف ، عموما در تلاش برای پرواز نصب شده اند. در ساخت آنها از چوب ، کاغذ و پارچه و زنگوله استفاده شده است.

این اثر در دریاچه در حال خشک شدن ارومیه به اجرا در آمده است. به گونهایی هنرمند با استفاده از علایمی که از نشانههای عزاداری الهام گرفته و اجرای آنها در این مکان بخوبی توانسته مفهموم مورد نظرش را با استفاده از هنر اجرا در محیط طبیعی به مخاطب برساند.


8-1. پرندگان زنده رود، نوشین نفیسی، دریاچه ارومیه (عکس از آرشیو هنرمند)


  1. 9. پیشکش

پیشکش عنوان مجموعه آثاری است از تارا گودرزی که در مکانهای مختلف آن را اجرا کرده است. هنرمند در این اجرا برای خود پوششی از چادر درست کرده و با کمک یکی از دوستانش ظرفی از آب (گاه با رنگ تیره) بر روی او و پوششاش میریزد.

در این اجراها هنرمند هم زمان و هم مکان را در اثرش لحاظ کرده و با استفاده از شیوه بیانی آزادانه هنر اجرا و گستردگی طبیعت دست به خلق آثاری این چنین زده است. در بیانیه اثرش این چنین توضیح میدهد: در پیشکش؛ چادرم را بر سر می کنم؛ چون در بیشتر سالهای عمر باهم بوده‌ایم- از نه سالگی؛ گاهی با عشق، گاهی با تنفر- حالا فقط لذت است که می برم- از یکدستی و سفیدیش، از بی نقشی‌اش- و خود را با همه سپیدی، پیشکشی می کنم به عظمتی بی انتها.هربار پیشکش را با مفهومی - شاید به ظاهر جدا از بار قبل- به تصویر کشیدم؛ ولی همیشه به دنبال درک بیشتر خود و جهان اطرافم بوده‌ام.پیشکش، در مکان‌های مختلف به اجرا در آمده و هر بار، از مواد همان مکان استفاده شده است. برای ثبت این اجرا، دوستانم به من کمک می‌کنند.


9-1. پیشکش، تارا گودرزی، خرمآباد، ایران (عکس از آرشیو هنرمند)


9-2. پیشکش، تارا گودرزی، دریاچه ارومیه، ایران (عکس از آرشیو هنرمند)



10. بازی با آتش

مجموعه دیگری از هنرمند تارا گودرزی میباشد که در آن از عنصر آتش برای خلق اثرش استفاده می کند. او درباره استفاده از این عنصر و اجرایش در طبیعت میگوید: در فرهنگ سرزمینم، آتش مایه پاکی و نمادی از نور است.
از کودکی ام تا به اکنون همواره برافروختن آتش برایم شادی بخش بوده و آموخته‌ام که چگونه با این آفریده سرکش همراه شوم پس جسمم را میان آتش می‌گذارم تا نشانی باشد از جستجوهایم برای پاکی.


10-1. بازی با آتش، تارا گودرزی، خرم آباد، ایران (عکس از آرشیو هنرمند)



10-2. بازی با آتش، تارا گودرزی، ماسوله، ایران (عکس از آرشیو هنرمند)


11. عروس زباله

عروس زباله اجرایی است که توسط فرشته زمانی طراحی و با همکاری دوست هنرمندنش مهتاب قایمی منش در کنار ساحل خلیج فارس اجرا کرده است. او در مورد این اجرا این چنین میگوید: عروس همیشه عنوانی است که همرا با زیبایی و کمال به ذهن خطور میکند. عروسی که من ساختهام نیز زیباست ولی زیبایی او همرا با زبالههایی است که از لباسش آویزان کرده است. این تضاد به مانند همان اتفاقی است که در طبیعت میافتد هنگامی که انسان محیط زیست خود را آلوده میکند.

در این اجرا نیز هنرمند برای تداعی هرچه بهتر منظور خود از آلودگی طبیعت به دست انسان هم مکان اجرا و هم متریال مورد نظرش را بخ خوبی انتخاب کرده و از تلفیق این دو هنر اثر نهایی را خلق کرده است.



11-1. عروس زباله، فرشته زمانی، جزیره هرمز، ایران (عکس از آرشیو هنرمند)



12. آسوده باش، حالم خوب است

در این مجموعه آثار، هنرمند حمید نورآبادی بدن خود را در مرکز خلق اثر هنری قرار داده و به وسیله آن و با استفاده از پنهان کردن خود در میان گلولای به گونهایی به رازونیاز در میان طبیعت همانند دیگر عناصر آن پرداخته است.  در اینجا به خوبی تلفیق این دوشیوه بیانی؛ یعنی هنر اجرا در هنر محیطی به خوبی مشهود است، هنگامی که هنرمند هم از عناصر طبیعی و هم طبیعت به عنوان مکان اجرای اثر استفاده کرده است. هنرمند در بیانیه خود این چنین می گوید: همیشه مزاحمم بودم ،هی چوب می شدم لای چرخ خودم، ازدست خودم دست بر نمی داشتم، بین خدا ومن ضبط سونی برای عاقبت بخیریم صلوات می فرستاد ،هی توی ماشین  لباس شویی سماع می کردم ،  و هی چشم در چشمهای هیز چرخ  گوشت و خیلی چیزهای دیگر که هم باعث خراشیدگی روح من می شدند ومرا از بودای بودنم دور دور می کردند. پس با خود از خود بدر شدم و به نا گهانی کیهانی دل گره زدم به موهبتهایی  که هر روزه خدا در دل  طبیعت بر ما مبذول می فرمود؛ چرا که تنها طبیعت است که می تواند انسان،این غلظت خاکستری ومتلاشی شده را دوباره تعمیر دهد .ما نیازمند تعمیریم.


12-1. آسوده باش حالم خوب است، حمید نورآبادی، ایران (عکسها از آرشیو هنرمند)


12-2. آسوده باش حالم خوب است، حمید نورآبادی، ایران (عکسها از آرشیو هنرمند)

13. در حصار ساخته خود گرفتارم

در این اثر هنرمند شهرناز زرکش با استفاده از عناصر محیطی و تکههای نمک، اجرایی را طراحی کرده است.  اوابتدا به وسیله تیکههای نمک که از کف زمین جدا کرده در اطراف خود محدودهایی را مشخص کرده و سپس دیوارهایی به دور خود بالا آورده تا جایی که به طور کامل در میان تکههای نمک که خود آن را حصار نامیده است، پنهان شود.

در این اثر هنرمند میان هنر اجرا و هنر محیطی توانسته که رابطه مناسبی برقرار نماید.




13-1. در حصار ساخته خود گرفتارم، شهرناز زرکش، تالاب گاوخونی، ایران (عکسها از آرشیو هنرمند)



14. چادری از برگ

میترا سلطانی هنرمندی است که چندین سال در زمینه هنر اجرا فعالیت داشته و چندین اجرای این هنرمند در طبیعت بوده است. در اثری که نیز در این تحقیق بدان اشاره شده است، او از بدن خود را استفاده کرده و در پوششی از برگ آن را محصور کرده است.

استفاده از عناصر طبیعی در بسیاری از آثار هنرمندان دیده میشود ولی نوع برخود هنرمندان با این عناصر و ایده اصلی میتواند کاملا متفاوت باشد.


14-1. بدون عنوان، میترا سلطلنی، نوشهر، ایران (عکس از آرشیو هنرمند)


  1. ریزش

ریزش عنوان اجرایی از عاطفه خاص می باشد. هنرمند در این اجرا با توجه به محیطی که در آن قرار داشته و شرایط آن، از عناصر محیطی استفاده کرده و با تلفیق آن با شیوه بیانی اجرا، این اثر را خلق کرده است. این اجرا به وسیله عکاسی ثبت شده است و در ارایه آن از عکسهای گرفته شده، فیلمی به صورت فتو ویدﺋو تهیه شده است.


15-1. ریزش، عاطفه خاص، ماسوله، ایران (عکسها از آرشیو هنرمند)

هنرمند در این اثر، بدون هیچ ایده قبلی، تنها با قرار گرفتن در محیط، بهترین شیوه بیانی برای اثرش را هنر اجرا دیده است. هنر اجرا با انعطافی که در برخورد با همه انواع هنری دارد، توانسته به خوبی با هنرمندان محیطی و آثار آنها در طبیعت نیز همراه شود که نمونههای این تلفیق در این مبحث آورده شد.


دسته بندی آثار

در جدول زیر 15 نمونه اثری که در مقاله اوردذه شده است بر اساس چهار فاکتور دسته بندی شده است؛1. زیست محیط، 2.آیینی، 3.شخصی، 4. اجتماعی- انتقادی. البته در نظر گرفتن این سه فاکتور به معنای بسته بودن این امر نیست و محققان دیگر وابسته به نوع کارشان میتوانند فاکتورهای دیگر را انتخاب کنند.

نام اثر

زیست محیط

آیینی

شخصی

اجتماعی-انقادی

1. عروسی ماهی خانم





2. حضور





3. از طبیعت





4. روح درخت





5. ماهیهای یونس





6. من سیاسی نیستم





7. رهایی




_

8. پرندگان زنده رود




9. پیشکش




10. بازی با آتش




11. عروسی زباله




12. آرمیده



13.در حصار ساخته خود گرفتارم




14. چادری از برگ




15.ریزش





3

6

5

3


از میان پانزده اثری که بررسی شد 3 اثر با گرایش زیست محیطی، 6 اثر با گرایش آیینی، 5 اثر با گرایش شخصی و 3 اثر با گرایش انتقادی-اجتماعی کار شده اند. بالاترین میزان متعلق به گرایش آیینی است که نشان می دهد اکثر هنرهای اجرایی در طبیعت با گرایشات آیینی انجام می شوند.


نتیجه گیری

پس از بررسی و آرودن 15 نمونه از تلفیق هنر اجرا و هنر محیطی به جرات میتوان گفت که تعریفی که رزلی گلدبرگ درکتاب هنر اجرا ارایه داده است، بی شک برای مبحث ما بسیار کارآمد است. او هنر اجرا را هنری زنده میداند که هنرمند آن را اجرا میکند هر تعریف دقیقتر بیدرنگ امکان خود اجرا را از میان میبرد؛ چرا که هنر اجرا آزادانه از همه رشتهها و رسانهها به عنوان مواد بهرهبرداری میکند و آنها را در هر ترکیبی آرایش میدهد. این بهربرداری به خوبی در هنر محیطی و استفاده ایی که هنرمندان ایرانی از این شیوه بیانی در آثارشان بردهاند، مشهود است. شاید در بررسی های دقیق تر و بعدی محققان به تعریفی مجزا برای استفاده هنر اجرا در میان هنرمندان محیطی و در طبیعت دست پیدا کنند ولی در این گفتار ما به آوردن نمونهها اکتفا کرده و تنها به بررسی و اثبات این رابطه اکتفا کردهایم.

در اینجا میتوان به سوالهای تحقیق که در ابتدا طرح شد پاسخ دهیم؛ در سوال اول که در مورد نمونههای تلفیق هنر اجرا با هنر محیطی در ایران بود، میتوان به 15 اثری که در این گفتار آمده است اشاره کرد و صحت این امر که استفاده از هنر اجرا در هنر محیطی ایران امری رایج نیز هست را اضافه کرد. بسیاری از هنرمندان در طبیعت، بدون داشتن پیش طرح، تنها با الهام از عناصر طبیعی و استفاده از هنر اجرا دست به خلق آثاری زیبا زدهاند. سوال دوم در زمینه علل استفاده از هنر اجرا در هنر محیطی بود؛ شاید بتوان بزرگترین علت استفاده از هنر اجرا در طبیعت را به تعریف این هنر ارجاع داد چرا که قابلیت انعطاف پذیری این شیوه بیانی در هنر محیطی نیز بسیار کارآمد بوده و به خوبی هنرمندان از آن استفاده کردهاند، اما می توان علت دیگری را نیز در نظر گرفت، هنر اجرا در طبیعت آماده ترین شیوه بیانی میباشد که شما میتوانید از آن برای بیان ایدههای خود استفاده کنید. این هنر امکان آزاد اندیشی بسیاری به هنرمند خود میدهد تا بتواند از هر عنصری در کارش چه طبیعی و چه غیر طبیعی استفاده کند.سوال سوم که چرا هنرمند کاری را که میتواند در یک گالری هم اجرا کند به طبیعت میبرد؟ را باید به توجه به جدولی که به بررسی و دسته بندی آثار پرداخته پاسخ داد. شاید ابتدا به ذهن برسد که بردن هنر اجرا به طبیعت به خاطر طراحی اجرایی با گرایشات زیست محیطی است و هنرمند مجبور به بردن مکان اجرای اثرش از گالری به طبیعت میباشد، اما اجراهایی با ایدههایی آیینی و شخصی بالاترین میزان را نسبت به اجرای زیست محیطی گرفتهاند. پس نمیتوان گفت که این اجراها به دلیل گرایشات زیست محیطی در طبیعت اجرا شدهاند بلکه اکثر این هنرمندان آگاهانه طبیعت را بستری مناسب برای اجرای ایدههای خود پیدا کرده و از آن بهره جستهاند. آنها بسیاری از ایدههای خود را که گاه کاملا بی ربط به مسایل زیست محیطی است، به طبیعت برده و دراجرای اثرشان از عناصر طبیعی نیز بهره بردهاند. شاید بتوان دلیل دیگر و ضمنی نیز در پس این جریان دانست که طبیعت با گستردگی خود و بخشندگیاش امکانی را در اختیار یک هنرمند قرار میدهد که دیوارهای یک گالری نمیتواند برای او داشته باشد. یک گالری با ضوابط و قوانینی که دارد در خیلی از اوقات هنرمند را محدود می کند این اتفاقی است که هیچگاه در طبیعت رخ نمیدهد.

در اینجا میتوان فرضیه اول را که هنر اجرا به عنوان هنری منعطف و تطبیقپذیر، با هنر محیطی نیز این همگونی را دارا میباشد، را تایید کرده و برای اثبات گفتار خود به نمونههای آورده شده در تحقیق ارجاع داد که هنرمندان به خوبی از این همگونی استفاده کرده و در آثار خود این ارتباط را به بهترین شکل برقرا کردهاند. فرضیه دوم نیز که استفاده از هنر اجرا مابین هنرمندان محیطی و در طبیعت در ایران رایج میباشد و یکی از شیوههای بیانی دلخواه است، را نیز تایید کرده و شاید بتوان به جرات گفت هنر اجرا در میان هنرمندان محیطی پرکاربردترین شیوه بیانی میباشد.


منابع و ﻤأخد

-    گلدبرگ، رزلی (1388)، هنر اجرا، مترجم: مریم نعمت کاووسی، تهران، انتشارات نمایش

-   میه، کاترین (1389)، هنر معاصر تاریخ و جغرافیا، مترجم: مهشید نونهالی، تهران، نشر نظر

-   Chilvers, Ian(2003), Oxford Concise Dictionary of Art & Artists, United States, Oxford University Press.

اسناد اینترنتی

-   نادعلیان, احمد (1390)، در هنر محیطی به ﻤﺆلفههای بومی دست پیدا کردهایم، http://www.honarpress.com/Pages/News-3833.aspx، 31/4/1391



تبلیغات فرهنگی

معرفی کتاب

  • تهیه شده در: معاونت برنامه¬ریزی و توسعه سازمان زیباسازی شهر تهران- مدیریت مطالعات و آموزش-واحد آموزش نوبتو سال انتشار:1391 مباحث کتاب: در این کتاب سعی شده تا به معرفی چشم انداز، سیاست و اقدامات شهرهای…
معرفی کتاب و انتشارات سازمانی

آینه رسانه ها

آینه رسانه ها

نگارخانه