چاپ کردن این صفحه
نگاهی جامعه‌شناختی به زندگی شبانه شهری در گفتگویی با دکتر محمود شهابی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

.:از nightlife تا زیست شبانه ایرانی

شکل‌گیری زیست شبانه شهری در جوامع غربی به چه شکل بوده است؟ چه تفاوتی بین زیست شبانه در ایران با غرب وجود دارد؟ فضاهای زیست شبانه شهری در ایران واجد چه کیفیاتی هستند؟ تولید، کنترل و مصرف فضاهای زیست شبانه به چه صورت است؟ برای پاسخ به این سوالات به سراغ دکتر محمود شهابی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی رفتیم تا از منظر جامعه‌شناسی و مطالعات فرهنگی نگاهی به موضوع زیست شبانه بیندازیم. نوشتار پیش‌رو حاصل گفتگویی است با او...

نحوه شکل‌گیری زیست شبانه شهری در جوامع غربی شهرها در همه جوامع تا قبل از اختراع یا اکتشاف برق در سال 1880 شب‌ها سوت‌وکور بودند. کمتر کسی حاضر بود آسایش و امنیت خانه را با قدم زدن در تاریکی عوض کند. اما با ساخت چراغ گازی و سپس اختراع برق فرهنگ شب‌بیداری نیز به‌تدریج شکل گرفت. با افزایش سطح صنعتی شدن و افزایش ساعات کار کارگران، فعالیت‌های تفریحی کارگران به شب موکول شد. بعدها با کاهش تدریجی ساعات کار کارگران، بالا رفتن تدریجی درآمدها و کاهش مخالفت‌های اخلاقی با سرگرمی و تفریح تجاری پدیده زیست شبانه شهری شکل گرفت. تا اواخر قرن 19 زیست شبانه شهری در بسیاری از جوامع غربی مردمحور بود اما به‌تدریج رستوران‌ها و هتل‌ها پذیرای مشتریان زن هم شدند. تغییر در الگوهای ابراز عشق باعث رواج زیست شبانه مختلط شد. مردان به جای خواستگاری از زنان جوان در محیط خصوصی خانه، نامزد خود را به اماکن تفریحی عمومی مانند رستوران‌ها، تئاتر و سالن‌های رقص بردند و این آغازی بود بر شکل‌گیری پدیده قرارومدارهای عاشقانه (Dating) که جوانان را از کنترل والدینشان خارج می‌کرد. اختراع اتومبیل به تقویت این روند کمک کرد. با اختراع تلویزیون از تعداد کسانی که حاضر بودند شب از خانه خارج شوند کاسته شد. البته این تغییر موقت و گذرا بود و پس از آن جوامع غربی شاهد پیدایش اشکال مختلف زیست شبانه بوده‌اند. در واقع تلویزیون نتوانست نقطه پایانی برای حضور افراد در حوزه عمومی در زیست شبانه باشد. در دهه‌های 1950-1940 اجرای زنده موسیقی و شکل‌گیری فرهنگ رقص نیز به رونق زیست شبانه در بسیاری از جوامع غربی کمک کرد و البته با مصرف ماری‌جوانا و هروئین توسط جوانان این روند ابعاد پاتولوژیکال هم پیدا ‌کرد.

از دهه 1960 شاهد شکل‌گیری خرده‌فرهنگ‌های جوانان در اروپا، بویژه در انگلستان، هستیم که این تحول نیز به نوبه خود به رونق زیست شبانه به معنای غربی آن کمک کرد. شکل‌گیری اقتصاد شبانه (با توجه به رواج استفاده از میکده‌ها و بارها و کلوپ‌ها، مکان‌های عرضه محصولات موسیقایی و...) باعث رونق اقتصاد شهری شد و مفهوم مرکز شهر (City center) به عنوان محل تمرکز و تجمع زنجیره‌ای از فعالیت‌های تفریحی مجدداً مورد توجه قرار گرفت. می‌دانیم که در جوامع غربی، مرکز شهرْ زنجیره‌ای کامل را تشکیل می‌دهد که در کنار یکدیگر زیست شبانه را می‌سازند.
از دهه 1990 به اینسو شاهد غیرسیاسی شدن خرده‌فرهنگ‌های جوانان در جوامع غربی هستیم. در این دوره اولاً محدوده سنی جوانی به لحاظ فرهنگی از هر دو سو بسط پیدا می‌کند به نحوی که هم کودکان زیر 15 سال و هم افراد بین 30 تا 50 سال با دنیای جوانان همذات‌پنداری می‌کنند. ثانیاً با تضعیف نهادها و روابط اجتماعی سنتی شاهد افزایش نقش مصرف، فراغت و فرهنگ عامه‌پسند در شکل‌دهی به هویت جوانان هستیم. تشدید فرآیند فردی شدن و جهانی شدن نیز به شکل‌گیری سبک‌های زندگی و هویت‌های جوان‌پسند کمک کرد. در دوره پست‌مدرن شاهد شکل‌گیری هویت‌های پست‌مدرن هستیم، هویت‌هایی که عمق ندارند و منبع شکل‌گیری آنها فرهنگ عامه‌پسند است، فرهنگ عامه‌پسند جهانی. عامل دیگری که به رونق زیست شبانه در بسیاری از جوامع کمک کرده است پدیده توریسم جهانی است. هم‌اکنون سخن از شهرهای 24 ساعته و سخن از شهرها و دقیقاً خیابان‌ها یا بولوارهایی است که هرگز نمی‌خوابند، مانند شهر بارسلونا و بولوار رامبلا که بویژه در فصل تابستان محل رفت‌وآمد و گردش میلیون‌ها گردشگر از ملیت‌های مختلف است. مجموعه این عوامل منجر به شکل‌گیری و تداوم و تکامل پدیده‌ای تحت عنوان زیست شبانه در جوامع غربی شده است. حال سوال این است که آنچه در حال حاضر تحت عنوان زیست شبانه شهری در شهرداری تهران موضوع پژوهش و برنامه‌ریزی واقع شده به چه معناست؟ آیا می‌توان از حیات شبانه (night life) در تهران سخن گفت؟ منظور از احیا یا فعال‌سازی حیات شبانه در شهر تهران چیست؟

سنخ‌شناسی فضاهای زیست شبانه شهری
برای پاسخ دادن به این سوال که آیا چیزی تحت عنوان زیست شبانه شهری در شهر تهران وجود دارد یا نه ابتدا لازم است یک سنخ‌شناسی از فضاهای زیست شبانه ارائه کنم. به نظر من در حال حاضر می‌توان سه نوع فضا در زیست شبانه شهری تهران را از یکدیگر تفکیک کرد:
الف: فضاهای زیست شبانه دینی‌‌مذهبی: حضور شبانه افراد، گروه‌ها و خانواده‌ها در مساجد، حسینیه‌ها و برخی دانشگاه‌ها جهت شرکت در مراسم و مناسک دینی و مذهبی در شب‌های مقدس در طول ماه‌های محرم و صفر، رمضان، و سور و سوگ‌های جمعی نوعی از زیست شبانه در اکثر شهرهای کشور از جمله در تهران بوده است. این نوع از زیست شبانه حتی پیش از انقلاب اسلامی سال 1357 در ایران تا حدی در شهرهای مختلف وجود داشته است. در سال‌های پس از انقلاب این دسته از فضاهای زیست شبانه رونق بیشتری هم پیدا کرده‌اند. اجرای طرح «از اذان تا اذان» در ماه مبارک رمضان از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در چند سال اخیر نمونه دیگری از تولید فضاهای زیست شبانه مذهبی است. در طول ماه رمضان هم سینماها و هم رستوران‌ها تا سحر بازند. البته اجرای این طرح با انتقادات زیادی از سوی برخی مراجع دینی مواجه شد. ویژگی اصلی این سنخ مناسبتی و موسمی بودن آن است. ب: فضاهای زیست شبانه عرفی‌‌تجاری: حضور شبانه افراد، گروه‌ها و خانواده‌ها در تفرجگاه‌هایی مانند فرحزاد، دربند و درکه، سفره‌خانه‌های سنتی و رستوران‌ها و فست‌فودهای مدرن در سطح شهر، مراکز خرید مدرن بویژه در یک ماه منتهی به تحویل سال نو شمسی (نوروز)، پارک‌ها یا بوستان‌های شهر، و نظایر اینها نوع دوم فضاهای زیست شبانه در شهر تهران را تشکیل می‌دهند. این دسته از فضاهای شبانه عمدتاً بُعد تجاری دارند.
ج: فضاهای زیست شبانه آلترناتیو (بدیل): این نوع از فضاها خود به دو دسته تقسیم می‌شوند: یک دسته از این فضاها محصول کاربری مجدد فضاهای عمومی شهری از سوی کاربران هستند مثلاً زمانی که عده‌ای از جوانان اتومبیل‌سوار در برخی از بولوارها یا خیابان‌های تهران به‌اصطلاح «دور دور» می‌کنند و یا در زمان‌ها و مکان‌های مذهبی اهداف غیرمذهبی یا خرده‌فرهنگی خود را دنبال می‌کنند. دسته دوم، فضاهای زیست شبانه زیرزمینی است که پشت درهای بسته شکل می‌گیرند. مثلاً شکل‌گیری پارتی‌های شبانه خانوادگی یا دوستانه که در آنها مولفه‌هایی وجود دارد که قانوناً ماهیت مجرمانه دارند. بر اساس سنخ‌شناسی فوق‌الذکر می‌توان گفت نوعی زیست شبانه در شهر تهران وجود دارد که به‌کلی با زیست شبانه در جوامع غربی متفاوت است. اولین تفاوت به مولفه‌ها یا محتوای زیست شبانه در دو نوع جامعه برمی‌گردد. به همین دلیل می‌توان گفت مفهوم حیات شبانه به معنی خاص کلمه در ایران به دلایل شرعی و قانونی به رسمیت شناخته نشده و نخواهد شد. لذا زنجیره فضاهای زیست شبانه تهران لاجرم چند حلقه مفقوده دارد که در زیر زمین فرهنگی جامعه به صورت غیررسمی و غیرقانونی جستجو می‌شود. دومین تفاوت به جامعه هدف تولید فضاهای زیست شبانه مربوط می‌شود. در تهران خانواده‌ها در مرکز سیاست‌گذاری‌های مربوط به زیست شبانه قرار دارند در حالی که در جوامع غربی مخاطب اصلی جوانان مجرد هستند. بعلاوه فضاهای زیست شبانه در تهران محدودیت‌هایی به لحاظ ساعت کار در شب هم دارند. به عنوان مثال این فضاها فقط تا نیمه‌شب می‌توانند فعال باشند. پیامدهای وجود این تفاوت‌ها را می‌توان در هر سه حوزه تولید، کنترل و مصرف فضاهای زیست شبانه به طور جداگانه مورد تحلیل قرار داد.

تولید، کنترل و مصرف فضاهای زیست شبانه
تولید فضاهای زیست شبانه شهری تابع سیاست‌های کلان فرهنگی یک کشور است. بر طبق سیاست‌های شهری و فرهنگی پس از انقلاب اسلامی طبعاً برخی از اماکن عمومی که آشکارا غیراسلامی بودند، برچیده شدند. حتی برخی اماکن عمومی که با صراحت نمی‌شود گفت غیراسلامی بودند اما ممکن بود رفتارها و اخلاق غیراسلامی در آنها بروز کند، تحت نظارت کامل قرار گفت، از جمله تالارها، باغ‌ها، رستوران‌ها و هتل‌ها. در بُعد تولید می‌توان گفت عاملیت و برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری منسجم و یکپارچه‌ای در این زمینه حاکم نبوده است. آنچه هست یکسری فعالیت‌های پراکنده است. در غیاب تأسیسات مخصوص حیات شبانه، بخشی از آن تأسیسات که کاربردهای دیگری نیز دارند، حیات شبانه را تشکیل می‌دهند.
کنترل فضاهای زیست شبانه شهری در هر کشوری عمدتاً از طریق نیروی پلیس صورت می‌گیرد. همگان می‌دانند زیست شبانه در جوامع غربی با یکسری از بی‌نظمی‌ها و خصوصاً بی‌نظمی‌های ناشی از مصرف نوشیدنی‌های الکلی، تخریب اموال عمومی و خصوصی در شب، و آلودگی‌های صوتی همراه بوده است. پلیس در آن جوامع بیشتر نگران وقوع خشونت و درگیری است و تنها در صورت بروز درگیری است که مداخله می‌کند. در تهران علاوه بر نگرانی از بابت وقوع خشونت نگرانی دیگری هم وجود داشته و دارد و آن این بوده و هست که عده‌ای فضاهای عمومی زیست شبانه را به فضاهای خصوصی تبدیل کنند. این تبدیل مثلاً در جریان دور دور کردن جوانان اتومبیل‌سوار در برخی از خیابان‌های تهران رخ می‌دهد. پلیس برای کنترل این رفتار یا اقدام به دستگیری آنان می‌کند و یا مسیر حرکت آنان را مسدود می‌کند. این کنترل‌ها به گونه‌های دیگری نیز خودش را نشان می‌دهد: کشف پارتی‌های شبانه، دستگیری عاملان توزیع و مصرف مواد مخدر، دستگیری رانندگان مست، و...
مصرف فضاهای زیست شبانه: مصرف‌کنندگان یا کاربران فضاهای زیست شبانه شهری در تهران بسیار متعدد و متنوعند. جوانان هم گیرنده یا مصرف‌کننده فضاهای زیست شبانه تولید شده از سوی طراحان شهری و هم مشارکت‌کننده فعال حیات شبانه شهری هستند. جوانان با حضورشان در فضاهای حیات شبانه احساس می‌کنند که شهر از آن آنهاست و از این طریق به آن احساس تعلق می‌کنند.

تقویت حیات شبانه تهران و موانع پیشِ روی مدیریت شهری
جامعه‌شناسی و مدیریت شهری به دنبال ارزش‌هایی هستند که بنا بر آنها، فضاهای عمومی محلی باشند برای تعامل آدم‌ها در هر قشر و طبقه‌ای و تا آنجا که می‌شود جلو تمایزطلبی‌ها و تبدیل فضاهای عمومی به فضاهای خصوصی گرفته شود و اینگونه نباشد که کوچ افراد از منطقه‌ای به منطقه دیگر همراه با تجربه‌ای از انواع برچسب‌ها باشد. یکی از انتظاراتی که جامعه‌شناسان شهری از مدیریت شهری تهران و هر شهر مدرن دیگری دارند این است که عمومی‌ بودن به‌ عنوان یک ارزش در آن لحاظ و از هر مکانیسمی که مخل عمومی ‌بودن آن باشد جلوگیری شود. درباره فضاهای عمومی زیست شبانه نیز این نگرانی همواره وجود داشته و دارد که آیا این فضا منعکس‌کننده نابرابری‌های اجتماعی است؟ چه کسانی بیشترین استفاده را از این فضاهای زیست شبانه می‌برند؟ نابرابری‌ها مشتمل بر چه اقسامی است؟ آیا مکانیسم‌های کنارگذاری در استفاده از فضاهای زیست شبانه وجود دارد؟ یافتن پاسخی برای این پرسش‌ها برای جامعه‌شناسان مهم است چراکه آنها می‌توانند به احیا و بازتولید حیات عمومی کمک کنند. از منظر جامعه‌شناسی، هر جامعه‌ای به حیات عمومی نیاز دارد. وجه دیگر این قضیه سرمایه اجتماعی است. انتظار می‌رود تقویت حیات عمومی در شهر تهران به تقویت سرمایه اجتماعی منجر شود.
یکی دیگر از چالش‌ها به ملاحظات مذهبی مربوط است که بر فرهنگ کار اثرگذار است و مبتنی بر نیاز افراد جامعه است نه تمرکز بیش از حد بر فرهنگ فراغت، مگر در تعطیلات آخر هفته. البته در غرب نیز به همین صورت است. بخشی از این چالشْ گفتمانی است. در این وضع، بخش خصوصی اقتصاد تا چه اندازه می‌تواند فعالیت‌هایش را بسط می‌دهد؟ چالش‌های اخیر در برگزاری کنسرت‌های موسیقی را هم به یاد بیاوریم که دچار تناقض‌ها و تضادهاست. اینها جزء چالش‌هایی است که مدیریت شهری با آن روبروست. چالش حداقلی این است که هیچ کنترلی بر مصرف‌کننده نیست. مصرف‌کننده‌های فضاهای زیست شبانه آنهایی هستند که برای فضاهایی که در اختیار دارند کاربری‌های متفاوت ایجاد می‌کنند.
چالش دیگر احتمال پرداختن به مقاصد مبتنی بر خرده‌فرهنگ‌ها طی برگزاری برخی مناسک دینی است، مقاصدی که اغلب با استتار دنبال می‌شوند. وقتی امر مقدس و نامقدس هم‌عرض می‌شوند و کنار هم قرار می‌گیرند، یکی از تعاریف، تخطی کارناوالی است. یکی از مصادیق آن تولید امر کارناوالی است و عنصر و مکانیسم وارونگی که اتفاق می‌افتد و کل سلسله‌مراتب فرهنگی و اجتماعی و قشربندی فرهنگی بین فرهنگ والا و پست دگرگون می‌شود. شبیه آنچه در ابراز شادی‌ها پس از پیروزی ملی فوتبال در خیابان‌ها می‌بینیم. آنچه هنجار و قانون است موقتاً به حال تعلیق درمی‌آید و پس از آن با اینکه سریعاً نظم اعاده می‌شود اما تا مدتی آن حالت بی‌نظمی کارناوالی وجود دارد. اینها به شکل‌گیری امر کارناوالی کمک می‌کنند. امر کارناوالی به صورت شادی‌های گاه‌به‌گاه خیابانی به بهانه پیروزی فوتبال، انتخابات ریاست جمهوری، چهارشنبه‌سوری و... صورت می‌گیرد. همه این موارد، آن فضاهای به‌ظاهر معصوم را کارناوالی می‌کنند. فضاهایی که مدریت شهری می‌سازد معلوم نیست با همان کاربری‌هایی که مورد نظر سازنده بوده است ادامه حیات دهند یا کارکردهای جدید برای آنها ایجاد شود.
چالش دیگر بروز نوعی نابرابری اجتماعی و کنارگذاری فضایی و حتی غیرفضایی در استفاده از فضای زیست شبانه است. بسیاری به خودشان اجازه نمی‌دهند به هر فضا و مکانی از شهر تهران وارد شوند. این با «عمومی ‌بودن» در تضاد است. این کنارگذاری‌های فضایی از سوی هیچ‌یک از دو طرف نباید وجود داشته باشد. تحقیقات نشان می‌دهد هر دو طرف شکایت‌هایی در این زمینه از یکدیگر دارند و نوعی دوقطبی فرهنگی‌‌‌اجتماعی وجود دارد. نوعی وضع نامرئی در الگوی روابط طبقاتی، قومی، جنسیتی و مذهبی در شهر تهران مشاهده می‌کنیم. بنابراین فضای زیست شبانه اگر قرار باشد این شکاف‌ها و دوقطبی‌ها را تشدید کند، به چالشی دیگر در مدیریت شهری تبدیل خواهد شد.
مدیریت شهری به تجربه شخصی خودش نباید بسنده کند؛ این هم چالش بزرگی است. مدیریت شهری باید سراغ مردم و کسانی که تجربه زیسته دارند برود تا آنها بگویند در شهر چه‌خبر است. رفتار مدیریت با شهر نباید صرفاً مبتنی بر رویکرد طراحی شهری باشد. مدیران شهر باید با ذهن آدم‌ها و خلاقیت و فعالیت و توانایی آنها آشنا شوند تا بتوانند شهر را بازتعریف کنند.

خلأ مشروعیت آکادمیک در مطالعات فرهنگی
اینکه دانشگاه با مطالعات آکادمیک به موضوع زیست شبانه در ایران وارد نشده، بیشتر به این دلیل است که فرهنگ عامه‌پسند فاقد مشروعیت آکادمیک تلقی شده است. حتی مطالعات فرهنگی که در سال‌های اخیر رونق گرفته و بر همین فرهنگ عامه‌پسند متمرکز بوده، مرتباً با هراس‌های اخلاقی رو‌برو بوده و موضوع منازعات بینارشته‌ای نیز واقع شده است. بازگشایی مطالعات فرهنگی در دانشگاه علامه پس از پنج سال تعلیق این نوید را می‌دهد که این پدیده‌ها به‌مرور بیشتر زیر ذره‌بین قرار گیرند. بدیهی است که پرداختن به زندگی روزمره لزوماً به معنای کنار گذاشتن مباحث کلان جامعه‌شناسی نیست چراکه زندگی روزمره بازتاب‌دهنده مسائل کلانی است که تا کنون جامعه‌شناسان ما درگیر آن بوده‌اند. زندگی روزمره به‌اشتباه از دلمشغولی‌های کلان جامعه‌شناسان جدا شده است. اگر قرار است شهری بهتر برای زندگی بهتر بسازیم، باید مطالعه فرهنگ عامه‌پسند مشروعیت آکادمیک پیدا کند.

زمان آخرین ویرایش: شنبه, 03 شهریور 1397 09:48